- ۱. بین واکنشهای روانی طبیعی و افسردگی پس از زایمان تفاوت قائل شوید.
- ۲. علائم مشخصه افسردگی
- ۳. پیشگیری پیشگیرانه و مداخله زودهنگام ضروری است.
۱. بین واکنشهای روانی طبیعی و افسردگی پس از زایمان تفاوت قائل شوید.
پس از زایمان، به خصوص برای مادرانی که برای اولین بار مادر میشوند، اکثر زنان بیثباتی عاطفی را تجربه میکنند. این اغلب به عنوان افسردگی پس از زایمان (Baby Blues) شناخته میشود، یک واکنش فیزیولوژیکی طبیعی که معمولاً پس از مدت کوتاهی خود به خود برطرف میشود.
طبق گفته آکادمی زنان و زایمان آمریکا (ACOG)، حدود ۲ تا ۳ روز پس از زایمان، برخی از زنان احساس افسردگی، اضطراب و غم میکنند و ممکن است از نوزاد تازه متولد شده، همسر یا فرزندان دیگر خود عصبانی شوند.
آنها همچنین ممکن است بدون هیچ دلیل مشخصی گریه کنند، در خوابیدن و غذا خوردن مشکل داشته باشند و از خود بپرسند که آیا میتوانند از یک نوزاد مراقبت کنند یا خیر... این احساسات که اغلب به عنوان غم و اندوه پس از زایمان شناخته میشوند، میتوانند در چند روز اول پس از زایمان بیایند و بروند.
با این حال، به گفته کارشناسان سلامت ، اگر این علائم بیش از دو هفته با شدت فزاینده ادامه یابد، ممکن است مادر وارد مرحله افسردگی پس از زایمان شده باشد.

افسردگی پس از زایمان میتواند عواقب بسیار جدی داشته باشد. (تصویر تزئینی)
۲. علائم مشخصه افسردگی
اختلالات جسمی و رفتاری: اولین علائم اغلب جسمی هستند. مادر تمایل به مراقبت از خود را از دست میدهد، از همه چیز بیزار میشود و اشتهایش را از دست میدهد که منجر به کاهش سریع وزن میشود. آنها دائماً احساس خستگی میکنند و برای انجام حتی سادهترین کارها نیز انرژی کافی ندارند.
اختلالات عاطفی: احساس مداوم غم، ناامیدی، گریه مکرر بدون دلیل مشخص. بیقراری، وحشت، تحریکپذیری و بدبینی نسبت به آینده.
برداشتهای منفی: بیماران در احساسات شرم، گناه، بیارزشی یا درک یک اشتباه وحشتناک غرق میشوند. آنها اغلب کنارهگیری میکنند و از تعامل اجتماعی امتناع میورزند زیرا احساس میکنند در یک موقعیت ناامیدکننده گرفتار شدهاند.
افکار افراطی: در موارد شدید، مادر ممکن است افکار مرگ، قصد خودکشی یا حتی افکار آسیب رساندن به فرزندش را تجربه کند. علاوه بر این، افسردگی میتواند فرآیند پیوند را مختل کند و باعث شود مادر بیتفاوت شود و نتواند با کودک تعامل یا ارتباط برقرار کند.
۳. پیشگیری پیشگیرانه و مداخله زودهنگام ضروری است.
مراقبتهای دوران بارداری خوب و آمادگی برای زایمان.
زنان باردار برای اطمینان از سلامت خود و رشد سالم نوزادشان، به توجه ویژه و مراقبت جامع از نظر جسمی و روحی نیاز دارند. تغذیه کافی و استراحت کافی ضروری است. حفظ سلامت جسمی خوب، پایه و اساس یک وضعیت روانی قوی است.
زن و شوهر هر دو باید در کلاسهای آمادگی برای زایمان شرکت کنند یا با پزشک خود مشورت کنند تا سلامت باروری و نحوه مراقبت از نوزاد را درک کنند. اعتماد به این دانش به کاهش ترس از تغییرات جدید کمک میکند.

مراقبت و حمایت شوهر در پیشگیری از افسردگی در زنان بسیار مهم است.
دوره پس از زایمان
همسران و اعضای خانواده باید توجه ویژهای به نیازهای روانی مادران جدید داشته باشند. تقسیم فعال مسئولیتهای مراقبت از نوزاد و انجام کارهای خانه به مادر کمک میکند تا خواب کافی داشته باشد و قوای خود را بازیابد.
برای مادران، ایده خوبی نیست که سعی کنند به تنهایی «مادر کامل» باشند. از خانواده و دوستان کمک بخواهید. وقتی احساس ناراحتی میکنید، نترسید یا احساسات خود را برای خودتان نگه ندارید؛ آنها را با دوستان و خانواده در میان بگذارید تا راه حلهایی پیدا کنید.
وقتی علائم غیرطبیعی سلامتی و روانی (بیخوابی، از دست دادن اشتها، اضطراب، غم و غیره) بیش از دو هفته ادامه یابد، زنان باردار باید در اسرع وقت برای تشخیص و مداخله به موقع به متخصص، روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنند.
تشخیص زودهنگام به جلوگیری از درگیریهای روانی و رفتارهای پرخطری که ممکن است به وجود آیند کمک میکند، زیرا خود مادران ممکن است ندانند که دچار افسردگی هستند و از عواقب جدی آن آگاه نباشند.
به گفته دکتر لو کوانگ دونگ، مدیر مرکز توسعه پایدار سلامت ویت هلث: اکثر زنان نوعی غم و خستگی پس از زایمان را تجربه میکنند، اما تعداد کمی از آنها جرات میکنند شدت آن را تصدیق کنند.
هرگونه نشانهای از استرس طولانی مدت، اعتماد به نفس پایین یا افسردگی، به ویژه هنگامی که با افکار منفی یا خودآزاری/آسیب رساندن به نوزاد همراه باشد، باید تشخیص داده شود و فوراً به پزشک مراجعه شود. درمان به موقع به جلوگیری از آسیب جدی به مادر و نوزاد کمک میکند.
منبع: https://suckhoedoisong.vn/4-dau-hieu-nhan-dien-tram-cam-sau-sinh-16926051311053549.htm












نظر (0)