Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

۵۱ سال از اتحاد مجدد کشور می‌گذرد: پیشگامی که راه را از میان آتش گلوله‌ها در رودخانه گیانه باز کرد.

رودخانه گیانه در ماه آوریل، با سواحل شنی سرسبز و قایق‌های کوچکی که بالا و پایین می‌روند، باور این را که این مکان زمانی میدان نبرد سختی در طول جنگ علیه امپریالیسم آمریکا بوده است، دشوار می‌کند.

Báo Tin TứcBáo Tin Tức29/04/2026

عنوان عکس
بنای یادبود در محوطه تاریخی ویژه ملی ترمینال کشتی گیانه.

با این حال، برای کسانی که در آن دوران زندگی کرده‌اند، خاطرات آن دوران همچنان زنده است. در میان آنها، آقای وو شوان خوئه (۸۰ ساله، روستای لا ها، بخش نام گیانه، استان کوانگ تری ) همیشه به عنوان نمادی از روحیه "مقاوم در برابر بمب و عبور از کشتی" ذکر می‌شود - یکی از افرادی که خطوط تدارکاتی حیاتی را بدون وقفه نگه داشت؛ و در جریان بزرگی که منجر به پیروزی بزرگ بهار ۱۹۷۵، آزادسازی جنوب و اتحاد کشور شد، نقش داشت.

گشودن کانالی از دل رودخانه‌ی آتشین.

در طول سال‌های سخت جنگ، گذرگاه کشتی گیانه نه تنها یک نقطه عبور ساده از رودخانه، بلکه یک حلقه ارتباطی بسیار مهم در مسیر حمل و نقل استراتژیک شمال-جنوب بود. این گذرگاه شریان‌های حمل و نقل حیاتی را به هم متصل می‌کرد و تضمین می‌کرد که مردم و سلاح‌ها از شمال می‌توانند از رودخانه گیانه عبور کنند تا سفر خود را به میدان نبرد جنوب ادامه دهند. در فاصله‌ای نه چندان دور از آنجا، منطقه بندر گیانه همچنین یکی از نقاط شروع مهم مسیر هوشی مین در دریا در طول مقاومت علیه امپریالیست‌های آمریکایی بود. از اینجا، "کشتی‌های بدون شماره" شبانه بی‌صدا اسکله را ترک می‌کردند، سلاح و امید را حمل می‌کردند و با شجاعت از میان امواج به سمت جنوب می‌رفتند.

بنابراین، در محاسبات ارتش آمریکا، کل منطقه به هدفی تبدیل شد که باید به هر قیمتی نابود می‌شد. بمب‌ها، مین‌ها، محاصره‌های هوایی و زیرآبی... همه با یک هدف واحد بر روی این بخش از رودخانه متمرکز شده بودند: قطع خط تدارکات. فام وان تی، سرباز سابق گردان ۴۵، فرماندهی نظامی استان کوانگ بین (که قبلاً بود)، به یاد می‌آورد: «روزهایی بود که آب رودخانه دیگر آب نبود، بلکه آتش و خون بود. دشمن بی‌وقفه حمله می‌کرد، از شب تا سحر.»

از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۲، هزاران حمله هوایی، بزرگ و کوچک، منطقه کشتیرانی گیانه را هدف قرار داد. نه تنها بمب و گلوله از هوا پرتاب می‌شد، بلکه مین‌ها نیز به طور متراکم در بستر رودخانه کار گذاشته شده بودند و آبراه را به یک میدان مین غول‌پیکر تبدیل کرده بودند. انهدام کشتی به معنای قطع یکی از شریان‌های حیاتی حمل و نقل بود که به میدان‌های نبرد در جنوب کمک می‌کرد.

در آن شرایط، وو شوان خوئه، متولد ۱۹۴۶، و رفقایش موفق شدند کنترل رودخانه را در دست بگیرند. آنها که فاقد تجهیزات مدرن بودند، به طرز خلاقانه‌ای طناب‌های فلزی را در سراسر رودخانه کشیدند تا مین‌ها را از راه دور منفجر کنند. این فقط اولین قدم بود؛ مین‌های باقی‌مانده در زیر آب خفته بودند و منتظر برخورد بودند. بعداً، آنها روشی را انتخاب کردند که هر بار شامل مواجهه با مرگ بود: استفاده از قایق‌های تندرو برای انفجار سریع مین‌ها.

آقای خوئه اولین کسی بود که برای این مأموریت داوطلب شد. آقای خوئه تعریف کرد: «آن روز، من و دو نفر از رفقایم در اولین سفر با قایق برای پاکسازی مین‌ها در ترمینال کشتی گیانه بودیم. قبل از اینکه حرکت کنیم، واحد به ما سه مشت برنج داد و ما سه عود روشن کردیم، انگار که قبل از رفتن به نبرد، مراسم یادبودی برگزار می‌کردیم. خوشبختانه، سفر به خوبی پیش رفت و هر سه نفر ما مأموریت را به پایان رساندیم و به سلامت برگشتیم...»

عنوان عکس
سایت تاریخی ویژه ملی ترمینال کشتی Gianh 2 یک «آدرس قرمز» برای آموزش سنت‌های انقلابی است.

آقای خوئه در ادامه گفت: «شما باید پدال گاز را تا انتها فشار دهید، با تمام سرعت برانید و در لاین درست بمانید. یک قدم اشتباه به این معنی است که هیچ شانسی برای برگشت وجود ندارد.» هر سفر با قایق قماری با جان است. در این «منطقه آتشین»، ۱۱۴ نفر شجاعانه جان خود را از دست داده‌اند؛ از جمله ۷۸ نفر از مسئولان و کارمندان ترمینال کشتی.

برای آقای وو شوان خوئه، مرگ هرگز ناآشنا نبوده است. او به وضوح ۱۴ آگوست ۱۹۶۷ را به یاد می‌آورد، زمانی که یک مین منفجر شد و او را به داخل رودخانه انداخت. امواج او را به ته رودخانه کشاندند، اما او برای کنار زدن شن‌ها و شناور ماندن تقلا می‌کرد. انفجار دیگری رخ داد و او دوباره به زیر آب رفت. بار دوم که به سطح آب آمد، تخته‌ای شناور را گرفت. او که خسته شده بود، خود را به مدت ده‌ها متر با جریان آب رها کرد تا اینکه توسط رفقایش نجات یافت. او با احساسی عمیق به یاد آورد: «رفقایم مرا از قایق بیرون کشیدند. در دو طرف آن اجساد دو سرباز افتاده که تازه جان باخته بودند، قرار داشت...»

از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۲، آقای خوئه در این «منطقه آتش» مستقر ماند و مین‌ها را پاکسازی کرد. خودش دیگر به یاد نمی‌آورد که چند ماموریت ناوبری انجام داده و چند بار با خطر روبرو شده است. اما چیزی که مردم او را به خاطر دارند، وفاداری و عزم راسخ بی‌چون و چرایش برای انجام وظیفه‌اش به عنوان یک سرباز است.

با خون و اراده، جریان ترافیک را روان نگه دارید.

اگر خنثی کردن مین‌های دریایی رویارویی با مرگ در زیر آب است، پس کمک به کاروان‌های تسلیحاتی برای عبور از رودخانه، مسابقه مرگ و زندگی در برابر آسمان سوزان است.

در اواخر سال ۱۹۶۸، کاروانی از موشک‌اندازها شبانه به سمت جنوب در حرکت بودند. به محض رسیدن به گذرگاه کشتی گیانه، هواپیماهای دشمن آنها را مشاهده کردند، منورهایی در تاریکی به پرواز درآمدند و موشک‌ها بی‌وقفه باریدن گرفتند. کاروان متوقف شد و تنها چند دقیقه تأخیر می‌توانست منجر به نابودی کل گروه شود. در آن لحظه، آقای وو شوان خوئه به سمت وسیله نقلیه جلویی دوید، سکان را به دست گرفت، موتور را روشن کرد و پس از اینکه متوجه شد راننده کشته شده است، در میان تیراندازی از رودخانه عبور کرد. سپس او برای کمک به وسایل نقلیه پشت سر برگشت. به لطف تلاش‌های او، آن کاروان‌ها بی‌صدا از رودخانه گیانه عبور کردند و به خط تدارکاتی عظیم جنگ پیوستند - جریانی که به پیروزی بزرگ بهار ۱۹۷۵ کمک کرد.

در سال ۱۹۷۲، در اوج جنگ، به آقای خوئه عنوان قهرمان نیروهای مسلح خلق اعطا شد. او به یاد می‌آورد: «در آن زمان، دریافت این عنوان نیازی به گزارش عملکرد نداشت. فقط صدای فرمانده را می‌شنیدید که اعلام می‌کرد این عنوان به شما اعطا شده است. پاداش ۱۸۰ دونگ بود؛ من دو خوک و چند بسته سیگار برای پذیرایی از رفقایم در واحد خریدم و ۲۰ دونگ باقی‌مانده را برای همسرم به خانه آوردم.»

آقای خوئه با یادآوری آن لقب، فقط به آرامی لبخند زد: «در آن زمان، همه سربازان حاضر در گذرگاه کشتی شجاع بودند، همه شایسته لقب قهرمان بودند. من فرزند رودخانه گیانه هستم، با امواج بزرگ شده‌ام، با هر کانال و جریانی آشنا هستم، بنابراین اغلب مورد اعتماد مافوق‌هایم بودم و در لحظات سخت و حیاتی، وظایفی به من محول می‌شد. به لطف این، فرصت داشتم ماموریتم را به پایان برسانم و از مافوق‌هایم تقدیر شوم.» با این حال، این کلمات ساده، دوران جنگ شدیدی را پنهان می‌کردند.

پس از اتحاد مجدد کشور، آقای خوئه در ترمینال کشتیرانی گیانه ماند. او از یک سرباز که قایق تندرو می‌راند، به یک مسئول حمل و نقل و سپس مدیر کشتیرانی تبدیل شد؛ او با یک چریک زن از زادگاهش ازدواج کرد و صاحب پنج فرزند شد. رودخانه به تدریج به خاک آبرفتی خود بازگشت. کشتی‌ها به کار خود ادامه دادند، اما صدای بمب‌ها از بین رفته بود.

عنوان عکس
سایت تاریخی ویژه ملی ترمینال کشتی Gianh 2 یک «آدرس قرمز» برای آموزش سنت‌های انقلابی است.

در دسامبر ۱۹۹۸، به کارکنان، کارگران و نیروهای دفاع شخصی ترمینال کشتی گیانه عنوان قهرمان نیروهای مسلح خلق اهدا شد. در ۲۷ نوامبر ۱۹۹۸، پل گیانه افتتاح شد. شادی «عبور از رودخانه بدون انتظار برای کشتی» در هر دو کرانه رودخانه گسترده شد. در آن روز، آقای خوئه آخرین سفر کشتی را انجام داد - و به نقش تاریخی یک ترمینال کشتی که از آتش جنگ جان سالم به در برده بود، پایان داد.

در پنجاه و یکمین سالگرد آزادسازی ویتنام جنوبی و اتحاد مجدد کشور، با بازگشت به جایی که زمانی «کانون آتش» بود، همه عمیق‌تر درک می‌کنند که پیروزی نه تنها از طریق نبردهای بزرگ، بلکه از طریق زندگی آرام و ساده مردم عادی نیز به دست آمده است. آنها بر سکوی افتخار نایستادند، بلکه در دماغه کشتی، در میان باران بمب‌ها، ایستادند و وسایل نقلیه را از رودخانه عبور دادند و تضمین کردند که خون حیات ملت هرگز از جریان باز نایستد.

رودخانه گیانه همچنان جریان دارد و رسوبات آبرفتی را با خود حمل می‌کند که کرانه‌های آن را غنی می‌کنند، درست همانطور که تاریخ بی‌صدا هویت سرزمینی را می‌سازد که در آن خاطرات و آرزوهای صلح و وحدت از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

منبع: https://baotintuc.vn/nguoi-tot-viec-tot/51-nam-thong-nhat-dat-nuoc-nguoi-mo-luong-trong-lua-dan-song-gianh-20260429094400281.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
وطن، سرزمین آرامش

وطن، سرزمین آرامش

امرار معاش

امرار معاش

همکار

همکار