Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

راز روستای نفرین شده

GD&TĐ - در منطقه دورافتاده شمال غربی کنتیکت، در میان کوه‌ها و پنهان در صفحات تاریخ، ویرانه‌های دهکده‌ای کوچک به نام دادلی‌تاون قرار دارد.

Báo Giáo dục và Thời đạiBáo Giáo dục và Thời đại21/05/2026

سال‌هاست که کسانی که به دنبال مکان‌های ماوراءالطبیعه هستند، مجذوب شایعات مربوط به روستایی نفرین‌شده در کنتیکت (ایالات متحده آمریکا) شده‌اند که ساکنان آن بدون هیچ ردی ناپدید شده‌اند. قرن‌ها گذشته است، اما این روستا هنوز داستان‌های معنوی غیرقابل توضیحی را در خود جای داده است.

خانواده نفرین شده است.

در منطقه دورافتاده شمال غربی کنتیکت، در میان کوه‌ها و پنهان از تاریخ، ویرانه‌های دهکده‌ای کوچک به نام دادلی‌تاون قرار دارد. خانه‌های این جامعه که زمانی پررونق بود، از بین رفته‌اند، اما زمینی که زمانی دهکده در آن قرار داشت، دست‌نخورده باقی مانده است.

این منطقه در ابتدا متعلق به توماس گریفیس، یکی از اولین مهاجران منطقه در اوایل دهه ۱۷۴۰ بود. در سال ۱۷۴۷، گیدئون دادلی و دو برادرش به آنجا رسیدند و این روستا از آن زمان به بعد دادلی‌تاون نامیده شد. اعتقاد بر این است که آنها با نفرینی مرتبط بوده‌اند که باعث شده روستا برای مدت طولانی از وقایع وحشتناکی رنج ببرد.

طبق اسناد باقی‌مانده، این نفرین در سال ۱۵۱۰ در انگلستان سرچشمه گرفت. در آن زمان، ادموند دادلی، یکی از اعضای برجسته خانواده، به دلیل شرکت در سرنگونی شاه هنری هشتم گردن زده شد. اعتقاد بر این است که این خانواده در نتیجه این اقدام شورشی دچار نفرین شدند. بر این اساس، تمام نوادگان ادموند دادلی تا زمانی که آخرین نفر از روی زمین ناپدید شود، دچار بدشانسی وحشتناکی خواهند شد. و از آن زمان، خانواده دادلی گرفتار بدشانسی بوده‌اند.

داستان از جایی آغاز می‌شود که پسر ادموند، جان دادلی، با ترتیب دادن ازدواج پسرش گیلفورد با لیدی جین گری، وارث تاج و تخت، به دنبال تصاحب تاج و تخت انگلستان است.

پس از مرگ ادوارد ششم، این نقشه شکست خورد و پرنسس جین و دو برادر دادلی اعدام شدند. بدتر از آن، برادر گیلفورد، که افسر ارتش بود، از فرانسه بازگشت و طاعون را با خود آورد که در میان افسران و سربازان شیوع یافت و باعث مرگ بسیاری شد.

پسر سوم جان دادلی، رابرت، ارل لستر، تصمیم گرفت انگلستان را به مقصد دنیای جدید ترک کند. ویلیام، از نوادگان رابرت، بعدها در گیلفورد، کنتیکت ساکن شد. ابیئل، بارزالای و گیدئون، از نوادگان ویلیام، قطعه زمینی خریدند و بعداً روستای دادلی‌تاون را ایجاد کردند. اعتقاد بر این است که آنها نفرینی را برای روستا به ارمغان آوردند.

افول

bi-an-ngoi-lang-bi-nguyen-rua-2.jpg
اعتقاد بر این است که ادموند دادلی نفرین خانواده را آغاز کرده است.

پس از اینکه سه برادر دادلی در اینجا ساکن شدند، ساکنان اطراف نیز برای ادغام به آنجا نقل مکان کردند. سنگ آهن کشف شد و دادلی‌تاون به خاطر چوب خود نیز شناخته شد و زغال چوب مورد نیاز کارخانه‌های فولاد در لیچفیلد، کورنوال و سایر شهرها را تأمین می‌کرد. به لطف این، این روستای کوچک برای مدتی رونق گرفت.

با این حال، این روستا هیچ مغازه، مدرسه، کلیسا یا حتی گورستانی نداشت، بنابراین ساکنان آن مجبور بودند برای خرید کالاهایی مانند غذا، پوشاک و ابزار به شهر بروند. جمعیت دادلی‌تاون هرگز زیاد نشد و طبق نقشه سال ۱۸۵۴، بیشترین تعداد خانواده‌هایی که در آنجا زندگی می‌کردند تنها ۲۶ نفر بود.

در کنار رونق و شکوفایی‌اش، روستای دادلی‌تاون شروع به تجربه مرگ‌های عجیب و غریب و اتفاقات عجیب و غریب کرد. بسیاری از مردم عقل خود را از دست دادند و تعدادی نیز به طرز مرموزی ناپدید شدند. ابیئل دادلی تمام دارایی و حافظه خود را از دست داد.

او که زمانی قدیس حامی روستا محسوب می‌شد، در سال‌های پایانی عمرش بی‌هدف پرسه می‌زد و عباراتی مانند «موجودات عجیب و غریب زیادی در جنگل» را زیر لب زمزمه می‌کرد. او قادر به مراقبت از خود نبود و در سال ۱۷۹۹ در سن ۹۰ سالگی درگذشت. این اتفاق غیرمعمول بود، زیرا میانگین طول عمر انسان در آن زمان بسیار پایین بود.

ویلیام تانر، یکی از نزدیکترین همسایگان ابیئل، نیز از زوال عقل رنج می‌برد و به طرز عجیبی، قبل از مرگش ۱۰۴ سال عمر کرد. تانر همچنین اغلب از «موجودات عجیبی» صحبت می‌کرد که شب‌ها در جنگل ظاهر می‌شدند.

پس از جنگ داخلی آمریکا، دادلی‌تاون به تدریج رو به زوال گذاشت و بیشتر خانواده‌های باقی‌مانده این مکان نفرین‌شده را ترک کردند.

حدود اوایل دهه ۱۹۰۰، دکتر ویلیام کلارک از راه رسید و مجذوب چشم‌انداز آرام آنجا شد. او که در مزرعه‌ای در تنافلی، نیوجرسی متولد و بزرگ شده بود، جراح شد، در دانشگاه کلمبیا تدریس کرد و به عنوان یک متخصص برجسته سرطان در نیویورک شناخته می‌شد. او ۴۰۰ هکتار زمین در طبیعت بکر کنتیکت، از جمله دادلی‌تاون، خریداری کرد و شروع به ساخت خانه‌ای در آنجا به عنوان یک اقامتگاه تابستانی کرد.

این زوج تا سال ۱۹۱۸، زمانی که فاجعه رخ داد، زندگی روستایی خود را در دادلی‌تاون ادامه دادند. در یک آخر هفته تابستانی، کلارک برای درمان یک مورد اورژانسی به نیویورک فراخوانده شد. سی و شش ساعت بعد، او بازگشت و دید که همسرش عقلش را از دست داده است. او مانند چندین روستایی قبل از خود، در مورد موجودات عجیب و غریب در جنگل زمزمه می‌کرد و کمی بعد خودکشی کرد.

به دنبال این وقایع مرموز، حتی شجاع‌ترین ساکنان نیز دیگر جرات ماندن نداشتند و دادلی‌تاون رسماً متروکه شد.

امروزه، تنها چیزی که از دادلی‌تاون باقی مانده، ویرانه‌های تیره و تار لایه‌های سنگ و گودال‌هایی است که زمانی ساکنان سابق از آنها به عنوان انبار برای ذخیره سبزیجات و سایر مواد غذایی در ماه‌های زمستان استفاده می‌کردند.

جاده‌های پهنی که زمانی پهن بودند، اکنون مسیرهای باریکی برای عابران پیاده و "شکارچیان ارواح" مشتاق هستند. این منطقه از زمان سکونت خانواده گریفیس در آنجا تقریباً تغییر نکرده است. کوه‌های اطراف آن در تاریکی وهم‌آوری فرو رفته‌اند و به فضای مرموز جنگل‌ها می‌افزایند.

به گفته امریکن هانتینگ سینک

منبع: https://giaoducthoidai.vn/bi-an-ngoi-lang-bi-nguyen-rua-post763386.html


برچسب: رازروستا

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
تپه چای تان چونگ

تپه چای تان چونگ

شادی زیر پرچم میهن

شادی زیر پرچم میهن

لوتوس اواخر فصل

لوتوس اواخر فصل