روزگاری از شادی ساده
ما در یک صبح تاریخی آوریل از بخش لجستیک و فنی دانشکده افسری نیروی هوایی بازدید کردیم. حال و هوای سالگردهای مهم، شور و هیجان را در همه برمیانگیزد. اما وقتی روبروی سرگرد تران تی تان وان، افسر آمار در بخش پزشکی نظامی، نشسته بودیم، نوع متفاوتی از آرامش را حس کردیم. این آرامش روحی بود که طوفانها را پشت سر گذاشته تا به آرامش و اعتماد به نفس دست یابد.
خانم وان با لبخندی ملایم به ما خوشامد گفت؛ رنگ پوست برنزهاش که مختص زنان ویتنام مرکزی است، به نظر میرسید نگاه مصمم چشمانش را برجستهتر میکند. او داستانش را با صدایی گرم و آرام آغاز کرد، صدایی که با غمی لطیف آمیخته بود، غمی که همیشه گذشته را در قلبش نگه میدارد.
![]() |
سرگرد تران تی تان وان، افسر درجهدار. |
او که در لوک نین، دونگ هوی، کوانگ بین (که اکنون بخش دونگ توآن، استان کوانگ تری است) متولد شد، پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان، زادگاه خود را ترک کرد و برای شروع حرفه خود به بین دین نقل مکان کرد. در این سرزمین «مهارتهای استثنایی ادبی و هنرهای رزمی» بود که سرنوشت او را با هوانگ کواک ویت، که در آن زمان خلبان و مربی پرواز هنگ ۹۴۰ بود و در فرودگاه فو کت مستقر بود، آشنا کرد.
عشق به یک خلبان نظامی با هیچ عشق دیگری متفاوت است. ترکیبی از غرور و فداکاری خاموش است. وان با علاقه به یاد میآورد: «در آن زمان، عشق به یک خلبان به معنای پذیرش روزهای انتظار بود، شبهایی که بیدار میماندم و به صدای باد که از شکافهای پنجره میپیچید گوش میدادم و فکر میکردم که آیا آسمان به اندازه کافی صاف خواهد بود که او بتواند روز بعد پرواز کند یا خیر.»
در طول آن سالها، زندگی یک خانواده نظامی، اگرچه هنوز دشوار و فاقد آسایش مادی بود، اما پر از شادی و خنده بود. در سال ۱۹۹۷، خانم ون به عنوان کارمند پذیرایی در هنگ ۹۴۰ استخدام شد. کار سادهای بود، اما در کنار همسر و پسرش به او آرامش میداد. هر روز، پس از شیفتش، برای کسب درآمد بیشتر، کار اضافی دوخت کلاه را انجام میداد. در همین حال، آقای ویت، پس از هر پرواز تمرینی طاقتفرسا، به خانه برمیگشت تا به همسرش در مراقبت از تنها پسرشان، هوانگ کوک دات، کمک کند. خانه کوچک اشتراکی آنها زمانی مایه حسادت بسیاری بود، پر از گرما و شادی کامل.
با این حال، آسمان همیشه آبی و صاف نبود. در ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۴، هنگام گذراندن دوره پرستاری پایه در مدرسه نظامی سپاه سوم ارتش، خبر ناگواری دریافت کرد: شوهرش، هوانگ کواک ویت، در حین انجام یک ماموریت آموزشی پرواز برای کارآموزان خلبانی درگذشت. او در حالی که اشک از صورت آفتابسوختهاش جاری بود، گفت: «انگار دنیا دور سرم خراب شده بود. نمیتوانستم باور کنم، نمیخواستم باور کنم که واقعیت دارد. او نقشههای ناتمام زیادی از خود به جا گذاشت و پسرمان خیلی کوچک بود که درد جدایی را درک کند.»
تابآوری «کاکتوس» در شن و ماسه.
پس از فقدان دردناک زندگی شوهرش، یک زن ضعیف ممکن است از پا درآید. اما وان یک سرباز بود، همسر خلبانی که جان خود را فدای آسمانها کرده بود. او به خودش گفت که باید قوی زندگی کند، نه تنها برای خودش، بلکه برای شوهرش و از همه مهمتر، برای فرزندش. از آن به بعد، او سفری پر از انعطافپذیری را در زندگی آغاز کرد: هم پدر بودن و هم مادر بودن.
درد بزرگسالان یک چیز بود، اما آسیب روحی کودکان حتی دلخراشتر بود. دات کوچک که معمولاً بسیار فعال بود، ناگهان به دلیل عدم مراقبت و حمایت پدرش، خجالتی و گوشهگیر شد. با رسیدن به نوجوانی، سرکشی یک نوجوان ۱۵ یا ۱۶ ساله بدون سختگیری پدر، باعث بیخوابیهای زیادی برای وان شد. گاهی اوقات دات برای بازی ویدیویی از مدرسه فرار میکرد و فقط میتوانست بیصدا گریه کند، احساس درماندگی و دلشکستگی میکرد.
![]() |
| سرگرد تران تی تان وان و پسرش هوانگ کوک دات در روز فارغالتحصیلیشان. |
اما بعد، عشق و قدرت بیکران یک «مادر سرباز» به او کمک کرد تا راهی به قلب فرزندش پیدا کند. او با افتخار به فرزندش درس میداد. او از پروازهای پدرش برای فرزندش میگفت، از آرمانهایی که تا آخرین نفس دنبال میکرد. او میخواست فرزندش بفهمد که فرزند یک شهید است و وظیفهاش این است که به گونهای زندگی کند که شایستهی این عنوان باشد.
او همیشه از حمایت خانوادهاش و به ویژه از مراقبت و توجه رهبران در تمام سطوح و رفقایش در دانشکده افسری نیروی هوایی برخوردار بوده است. محیط گرم و پر از رفاقت نظامی، «خاکی» است که به این «کاکتوس» اجازه میدهد تا ریشههای عمیقتری داشته باشد و در مواجهه با سختیها قویتر رشد کند.
ثمره سالها کار سخت و عرق ریختن بالاخره از راه رسید. پسرک شیطان، دات، نه تنها از نظر جسمی، بلکه از نظر آرمانها نیز به یک مرد جوان بالغ تبدیل شده بود. دات تصمیم گرفت تا با پیروی از پدرش، برای دانشکده افسری نیروی هوایی درخواست دهد. پس از پنج سال تحصیل به عنوان دانشجوی برتر و عضویت در حزب کمونیست ویتنام ، او به عنوان خلبان نظامی با نتایج برجسته در دوره ۴۴ فارغالتحصیل شد.
در حال حاضر، ستوان هوانگ کواک دات مربی خلبانی در هنگ ۹۴۰ است و با هواپیمای مدرن یاک-۱۳۰ پرواز میکند. در سال ۲۰۲۵، او افتخار شرکت در ماموریتهای A50 و A80 را با این هنگ خواهد داشت. تصویر پسرش که با لباس خلبانی خود ایستاده و پروازهایی را برای حفاظت از حریم هوایی کشور انجام میدهد، ارزشمندترین پاداش برای خانم ون است.
او گفت: «هر بار که غرش موتورهای هواپیما را در آسمان میشنوم، تصویر ویت را در آن میبینم. او رویای پدرش برای پرواز را ادامه داده است. این بزرگترین دلگرمی و انگیزه من برای ادامه کمک به این واحد است.»
نمونه و مسئولیت پذیر در قبال واحد.
سرگرد تران تی تان وان، به عنوان همسر یک سرباز کشته شده، هرگز این را دلیلی برای دریافت رفتار ترجیحی یا غفلت از کارش ندانسته است؛ برعکس، او همیشه الگوی مسئولیتپذیری بوده است. در نقش خود به عنوان یک افسر آمار در بخش پزشکی نظامی، کار او مستلزم دقت و صحت مطلق است. او با دقت آمار و گزارشهای ارسالی از واحدهای مختلف را به شیوهای علمی رصد و گردآوری میکند و اطمینان حاصل میکند که هیچ خطایی رخ نمیدهد.
خانم وان، فراتر از تخصص حرفهایاش، «روح» جنبشهای زنان این واحد نیز هست. اگرچه او فروتنانه اذعان میکند که فاقد استعداد است، اما شور و شوق و صداقت او الهامبخش بسیاری از اعضای دیگر بوده و فضایی پر جنب و جوش در این واحد ایجاد کرده است. او در میان همکارانش با بردباری و خوشبینی زندگی میکند، مانند کاکتوسهایی که حتی در غیاب آب و خاک به شکوفایی درخشان خود ادامه میدهند.
![]() |
| ستوان یکم هوانگ کواک دات (نشسته در کابین خلبان) در حال آماده شدن برای پرواز آموزشی با هواپیمای یاک-۱۳۰ در هنگ ۹۴۰. |
سرهنگ نگوین کونگ ترانگ، رئیس لجستیک و مهندسی دانشکده افسری نیروی هوایی، با نهایت احترام درباره او اظهار نظر کرد: «رفیق ون نه تنها یک سرباز نمونه و مسئول است، بلکه نمادی از مقاومت در غلبه بر مشکلات نیز میباشد. او در کار حرفهای خود، همیشه دقیق و فداکار است و پشتیبانی قابل اعتماد برای بخش پزشکی نظامی محسوب میشود. اما آنچه ما بیش از همه از آن قدردانی میکنیم، فداکاری خاموش او در تربیت پسرش برای ادامه میراث پدرش است. این کمک بزرگی به ارتش است و ارزشهای عمیق انسانی را در درون واحد گسترش میدهد.»
همزمان با وداع با سرگرد تران تی تان وان، لبخند درخشان او را برای همیشه به یاد خواهیم داشت. آسمان بیرون همچنان آبی است و پشت هر پرواز امنی، همیشه زنانی مانند سرگرد وان حضور دارند. داستان او فقط داستان یک خانواده نظامی نیست، بلکه درسی از وفاداری تزلزلناپذیر و عشقی جاودان به سرزمین پدری است.
منبع: https://www.qdnd.vn/phong-su-dieu-tra/phong-su/cay-xuong-rong-no-hoa-tren-cat-trang-1037671














نظر (0)