Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

مکان عشق ها (II): رابطه‌ی صمیمانه‌ی خواهری

GiadinhNet - درست مثل یک ساعت ورزشی، به محض اینکه مدرسه تمام می‌شد، میک به کوچه می‌دوید تا ویت ها را ببیند. صدای موتور دوچرخه برقی خیلی آرام بود، اما میک هنوز می‌توانست آن را از دور تشخیص دهد. دمش با هیجان تکان می‌خورد و صورتش از شادی می‌درخشید. سپس روی دوچرخه ویت ها می‌پرید و راحت جلو می‌نشست.

Báo Gia đình và Xã hộiBáo Gia đình và Xã hội21/05/2026

هر بار، ویت ها با محبت مدتی میک را در آغوش می‌گرفت، او را در آغوش می‌گرفت، نوازشش می‌کرد و پیشانی‌اش را می‌بوسید. در پاسخ، میک با زبان نرم و قرمزش گونه‌ی ها را لیس می‌زد. "مسواک نزدی، چقدر وحشتناک. آب زیاد بنوش، مرتب آب بنوش تا دهانت تمیز شود. دیروز دو موش گرفتی، خوب است، اما فقط آنها را بکش، نخور، موش‌ها خیلی کثیف هستند. چرا کاسه برنجت امروز هنوز دست نخورده است؟ به خاطر تغییر هوا، خسته‌ای و نمی‌خواهی غذا بخوری، درست است؟ می‌روم کمی استخوان بخرم تا برایت فرنی درست کنم."

آقای نگو نارضایتی خود را ابراز کرد: «اگر الان غذا نخورد، امشب می‌خورد، یا فردا که گرسنه شد، می‌خورد. چرا باید آب قلم باشد؟ مادرت گفت که امروز صبح خسته بوده و صبحانه را هم نخورده است.» «پس باید از مامان مراقبت کنی، ببین چه می‌خواهد بخورد و آن را بخری. من الان می‌روم برایش فو می‌خرم.» «استخوان برای سگ، فو برای مامان، دخترم خیلی زود مهربان می‌شود.» قبلاً، ویت ها جرأت نمی‌کرد کاری را انجام دهد که پدرش با آن مخالف باشد. اما این مربوط به گذشته بود؛ حالا ویت ها کلاس دوازدهم است، بزرگ شده و مستقل است.

Chốn yêu thương của Hà (II): Chị em thắm thiết - Ảnh 1.

تصویر نمایشی

ویت ها یک کاسه فرنی آب قلم به میک داد. میک خیلی سریع کاسه را تمام کرد. ویت ها یک کاسه دیگر به او داد. اما به جای خوردن آن، کاسه پلاستیکی را برداشت، آن را در دهانش گذاشت و از در بیرون رفت. "کجا میری؟ اول فرنی ات را تمام کن!" میک همچنان با کاسه در دست، یورتمه می رفت. ویت ها به دنبال او دوید. به طور غیرمنتظره، میک به خانه خانم هوی رسید.

خانم هوی با تعجب فریاد زد: «مادرش چهار روز است که مریض بوده و چیزی نخورده. نمی‌فهمم چطور فهمیده و برایش فرنی آورده.» میک کاسه فرنی را برداشت، جلوی دهان مادرش گذاشت و کنارش دراز کشید و غذا خوردنش را تماشا کرد. سپس به آرامی سرش را لیسید. چشمان ویت ها از عشق مادرانه بین میک و مادرش پر از اشک شد. ویت ها میک را به خانه برد و سرش را نوازش کرد: «تو پسر خیلی خوبی هستی، من تو را تحسین می‌کنم. به تو یادآوری می‌کنم که به جاده اصلی فرار نکنی. اگر به آنجا بروی، دزدهای سگ فوراً تو را می‌گیرند و برای گوشتت کشته می‌شوی. دیروز سگ خانم نهو را دزدیدند. از حالا به بعد، یک وظیفه دیگر به تو می‌دهم: باید از باغ سبزیجات مامان مراقبت کنی. مرغ‌ها دارند باغ مامان را به طرز وحشتناکی خراب می‌کنند. تو باید از آن محافظت کنی، و اگر مرغی دیدی، آن را فراری بده، فقط دنبالش برو، گازش نگیر. اگر مرغی را گاز بگیری و بمیری، آقای نگو تو را کتک می‌زند.»

(ادامه دارد)

منبع: https://giadinh.suckhoedoisong.vn/chon-yeu-thuong-cua-ha-ii-chi-em-tham-thiet-172220729212501059.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
Yêu gian hàng Việt Nam

Yêu gian hàng Việt Nam

شادی از چیزهای ساده به دست می‌آید.

شادی از چیزهای ساده به دست می‌آید.

دانش‌آموزان مدرسه ابتدایی از منطقه لیِن چیئو، دا نانگ (سابق) با اهدای گل، به هیون تی تان توی، دختر شایسته بین‌المللی ۲۰۲۴، تبریک گفتند.

دانش‌آموزان مدرسه ابتدایی از منطقه لیِن چیئو، دا نانگ (سابق) با اهدای گل، به هیون تی تان توی، دختر شایسته بین‌المللی ۲۰۲۴، تبریک گفتند.