Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

داستان سرباز زخمی نگوین ون مویی

«معلول اما شکست‌خورده نه» - این ضرب‌المثل به شعار آقای نگوین ون مویی (ساکن بخش سا دک، استان دونگ تاپ)، یک جانباز معلول درجه یک که هر دو پایش را در میدان نبرد شدید مرزی جنوب غربی از دست داده، تبدیل شده است.

Báo Đồng ThápBáo Đồng Tháp10/05/2026

داستان او گواهی زنده بر ویژگی‌های یک سرباز «ارتش عمو هو» در زندگی روزمره است...

خاطرات میدان نبرد مرزی

در خانه‌ای که بیش از ۲۰ سال در آن زندگی کرد، شاید بینایی‌اش با افزایش سن کم شده باشد، اما صدای عمو نگوین ون مویی همچنان واضح است، وقتی که دوران جوانی‌اش در ارتش را تعریف می‌کند.

رهبران استانی از نگوین ون مویی، معلول جنگی، عیادت و او را تشویق کردند.

عمو موئی در سال ۱۹۶۳ در دهکده وین پوک، بخش سادج متولد شد. در سال ۱۹۷۹، در حالی که در کلاس دهم دبیرستان سادج تحصیل می‌کرد، کشور وارد دوره‌ای از بسیج عمومی برای دفاع از مرزهای جنوب غربی در برابر قتل عام‌های وحشیانه نیروهای پل پوت در با چوک ( آن گیانگ ) و بسیاری از مناطق مرزی دیگر شد.

عمو می به یاد می‌آورد: «در آن زمان، هیچ‌کس به این فکر نمی‌کرد که آیا به اندازه کافی بزرگ شده است یا نه. وقتی دستور بسیج عمومی آمد، همه آنها داشتند می‌رفتند. من آن موقع فقط هفده و نیم سال داشتم.»

در آن زمان، استخدام در ارتش با قرعه‌کشی انجام می‌شد. در کلاسی با حدود ۴۰ دانش‌آموز (که بیش از ۲۰ نفر از آنها پسر بودند)، فقط یک برگه رأی با گزینه «بله» وجود داشت.

هر کسی که آن برگه رأی را انتخاب کند، به ارتش می‌پیوندد. عمو می با لبخندی ملایم و دوست‌داشتنی تعریف کرد: «من تنها کسی در کلاسم بودم که آن را انتخاب کردم.»

پس از دوران تحصیل در مدرسه ترونگ وونگ، او به لشکر ۸۶۸ در تین گیانگ، که اکنون لشکر هشتم است، منصوب شد. در ابتدا، او به عنوان سرباز پیاده نظام آموزش دید، سپس به شاخه ارتباطات منتقل شد. حدود یک سال بعد، او به شاخه پزشکی نظامی منتقل شد و در رشته داروسازی تحصیل کرد و در بخش داروسازی لشکر چهارم، منطقه نظامی ۹ مشغول به کار شد.

در سال ۱۹۸۰، عمو می و واحدش برای محافظت از منطقه مرزی با تایلند به کامبوج رفتند و بقایای نیروهای پل پوت را که قصد بازگشت به داخل پادشاهی کامبوج را داشتند، تعقیب و از آنها جلوگیری کردند.

طبق روایت عمویم، سال‌های حضور در میدان نبرد بسیار دشوار بود. فصل بارانی عمدتاً برای تجمیع نیروها بود، در حالی که فصل خشک زمانی بود که شدیدترین نبردها در جریان بود.

در اوایل سال ۱۹۸۲، طی یک عملیات فصل خشک در منطقه کوکونگ (کامبوج)، سرباز جوان نگوین ون مویی وظیفه حمل دارو با کشتی نظامی را بر عهده گرفت.

این کشتی که در اصل یک قایق ماهیگیری تایلندی بود، توقیف و برای انتقال تدارکات نظامی و سلاح برای عملیات تغییر کاربری داده شد. حدود ساعت ۶-۷ بعد از ظهر، هنگامی که کشتی در نزدیکی مرز تایلند حرکت می‌کرد، طرف مقابل کشتی را که شبیه یک کشتی تایلندی بود اما سربازان ویتنامی در آن بودند، مشاهده کرد و ابتدا آتش گشود.

این درگیری به طور غیرمنتظره‌ای رخ داد. کشتی سعی کرد به سمت ساحل کامبوج برگردد اما به صخره‌ها برخورد کرد و مورد اصابت گلوله قرار گرفت. سربازان مجبور شدند کشتی را ترک کنند و به سمت ساحل بروند. نیروهای پل پوت، بی‌خبر از همه جا، از قبل کمین کرده بودند.

با نیروها و سلاح‌های محدود، گروه در حالی که همزمان سعی در عقب‌نشینی داشت، می‌جنگید. در میان هرج و مرج، او و رفقایش به میدان مین کاشته شده توسط دشمن برخورد کردند.

صدای انفجاری در جنگل مرزی پیچید. نیروی عظیم مین باعث شد او هر دو پایش را از دست بدهد. دو رفیقش نیز به شدت مجروح شدند؛ یکی از آنها از ناحیه سینه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و دیگری پایش شکست.

خوشبختانه، نیروهای کمکی از یک پایگاه مستقل در همان نزدیکی به موقع رسیدند و هر سه نفر را برای درمان اورژانسی به بیمارستان بردند. در آن سال، عمو نگوین ون مویی فقط ۱۹ سال داشت.

پایداری سرباز

پس از درمان، در سال ۱۹۸۶، او در حالی که پاهایش برای همیشه در میدان نبرد از دست رفته بود، به سا دِک بازگشت. چند روز اول بازگشت به خانه برای این سرباز جوان زخمی فوق‌العاده دشوار بود.

عمو نگوین ون مویی در مغازه تعمیر لوازم الکترونیکی‌اش - جایی که سال‌ها با پشتکار کار کرده است.

عمو می گفت: «از یک فرد سالم، حالا هر دو پایم را از دست داده‌ام، بنابراین خیلی ناراحتم.»

با این حال، او حاضر نشد باری بر دوش خانواده و جامعه‌اش شود. پس از چند سال بهبودی در کائو لان، تصمیم گرفت برای یادگیری الکترونیک به تو دوک برود، زیرا معتقد بود که برای امرار معاش به شغلی نیاز دارد.

پس از اتمام آموزش حرفه‌ای، او به صورت قراردادی در یک مرکز خدمات الکترونیکی در منطقه کائو سات (بخش سا دِک) به کار بازگشت. در آن زمان، تلویزیون‌های رنگی هنوز نادر بودند و کسب و کار تعمیر لوازم الکترونیکی رونق داشت، بنابراین این شغل در کنار مزایای معلولیت، درآمد اضافی برای او فراهم می‌کرد.

نگوین ون مویی، کهنه سرباز جنگ، با نزدیک به ۳۰ سال سابقه‌ی کار در تعمیر لوازم الکترونیکی، هنوز هم با پشتکار و با دستان خود برای امرار معاش تلاش می‌کند.

«معلول اما نه شکست‌خورده» - این ضرب‌المثل به خوبی زندگی آقای نگوین ون مویی را توصیف می‌کند. اکنون که بیش از ۶۰ سال دارد، بینایی‌اش رو به وخامت گذاشته و مانع از ادامه کار تعمیر لوازم الکترونیکی‌اش شده است.

با وجود درد مداوم ناشی از آسیب‌های پایش، به خصوص وقتی هوا تغییر می‌کند، او همچنان نگاه خوش‌بینانه‌ای به زندگی دارد.

در حال حاضر، عمو موئی به همراه خانواده‌ی برادر کوچکترش در خانه‌ای که بیش از 20 سال پیش با حمایت دولت ساخته شده است، زندگی می‌کند.

عمو می با صحبت در مورد مراقبت و توجهی که حزب، دولت و مقامات محلی به معلولین جنگی نشان دادند، تحت تأثیر قرار گرفت: «اگر مراقبت دولت و مقامات محلی نبود، به سختی می‌توانستم به جایی که امروز هستم برسم.»

بیش از ۴۰ سال از زمانی که آن دانش‌آموز پس از فرمان بسیج عمومی، مدرسه را ترک کرد تا به ارتش بپیوندد و جوانی خود را وقف میهن کند، می‌گذرد.

جنگ ممکن است پاهای یک سرباز جوان را از او بگیرد، اما نمی‌تواند قدرت و اراده‌ی تزلزل‌ناپذیر یک سرباز «ارتش عمو هو» را در مواجهه با سختی‌ها از او بگیرد.

حوری

منبع: https://baodongthap.vn/chuyen-ve-thuong-binh-nguyen-van-muoi-a240487.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
Trái tim của Biển

Trái tim của Biển

Truyền nghề cho trẻ khuyết tật

Truyền nghề cho trẻ khuyết tật

زیارت مزار شهدا.

زیارت مزار شهدا.