
در قلب عملیات ایالات متحده با نام «عزم مطلق» برای دستگیری رئیس جمهور ونزوئلا، نیکولاس مادورو و همسرش، یک گروه ویژه مخفی و نخبه به نام «دلتا فورس» قرار داشت.

نیروی دلتا، که رسماً با نام اولین دسته عملیاتی نیروهای ویژه (SFOD-D) شناخته میشود، وظیفه دستگیری و از بین بردن اهداف با ارزش بالا را بر عهده دارد. مانند سایر واحدهای عملیات ویژه رده بالا، مانند تیم 6 SEAL، نیروی دلتا سریترین و پیچیدهترین ماموریتها را در ارتش ایالات متحده انجام میدهد.

این واحد عملیات ویژه توسط سرهنگ چارلی بکویث در دهه ۱۹۷۰ برای انجام ماموریتهای نبرد مستقیم، جنگهای نامتعارف و مبارزه با تروریسم تأسیس شد و مقر آن در فورت براگ، کارولینای شمالی است که محل استقرار بسیاری از واحدهای دیگر نیروهای ویژه ارتش ایالات متحده نیز میباشد.

اعضای نیروی دلتا برای نفوذ و عقبنشینی سریع، نبردهای نزدیک و فشرده، تیراندازی دقیق، نابودی هدف، نجات گروگان و بسیاری از مهارتهای دیگر آموزش دیدهاند.

برخلاف برخی واحدهای دیگر، نیروی دلتا بهترین جنگجویان را از سراسر ارتش ایالات متحده، هرچند عمدتاً از نیروهای ویژه ارتش، استخدام میکند. اعضای نیروی دلتا که به "متخصصان خاموش" معروف هستند، به ندرت در مورد عملیات خود علناً صحبت میکنند.

بخش عمدهای از عملیات این نیروی ویژه کاملاً محرمانه نگه داشته میشود، اما برخی از ماموریتهای نیروی دلتا علنی شدهاند.

نیروی دلتا در عملیات ایالات متحده با نام «هدف عادلانه» شرکت داشت که منجر به دستگیری دیکتاتور پاناما، مانوئل نوریگا، در جریان حمله به پاناما در سال ۱۹۸۹ شد. این واحد همچنین در نبرد موگادیشو در سال ۱۹۹۳ که از طریق کتاب و فیلم «سقوط شاهین سیاه» شناخته میشود، خود را متمایز کرد. دو نفر از تکتیراندازان آن پس از مرگ به خاطر شجاعتشان مدال افتخار دریافت کردند.

در قرن حاضر، نیروی دلتا یکی از اولین واحدهای نیروهای ویژه ایالات متحده بود که بلافاصله پس از حملات یازده سپتامبر وارد افغانستان شد و در دستگیری صدام حسین، رئیس جمهور سابق عراق، در سال ۲۰۰۳ و در کشتن ابوبکر البغدادی، رهبر بدنام دولت اسلامی (داعش) در سال ۲۰۱۹ مشارکت داشت.

شان نیلور، روزنامهنگار ارتش تایمز، در کتاب خود با عنوان « روز خوبی برای مردن نیست: داستان ناگفته عملیات آناکوندا»، نیروی دلتا را در آن زمان دارای نزدیک به ۱۰۰۰ سرباز توصیف میکند که ۲۵۰ تا ۳۰۰ نفر از آنها برای انجام عملیات مستقیم و نجات گروگانها آموزش دیده بودند. بقیه پرسنل پشتیبانی بودند که از بهترینها در زمینههای خود بودند.

از دهه ۱۹۹۰، ایالات متحده آگهیهای استخدام برای لشکر اول SFOD-D را منتشر کرده است. آگهیهای استخدام در روزنامه پاراگلاید فورت براگ به نیروی دلتا با نام اشاره کرده و آن را اینگونه توصیف میکنند: «... یک واحد عملیات ویژه ارتش ایالات متحده که برای انجام ماموریتهایی که نیاز به واکنش سریع با کاربرد دقیق انواع مهارتهای منحصر به فرد عملیات ویژه دارند، سازماندهی شده است.»

انتخابها از اواخر مارس تا اواخر آوریل و از اواخر سپتامبر تا اواخر اکتبر انجام میشود. کتاب اریک هانی، *درون نیروی دلتا* که در سال ۲۰۰۲ منتشر شد، جزئیات فرآیند انتخاب را شرح میدهد. دوره با آزمونهای استاندارد شامل شنا سوئدی، دراز نشست و دوی ۲ مایلی (۳.۲ کیلومتر)، کرال پشت و شنای ۱۱۰ یاردی (۳۳۰ فوت؛ ۱۰۰ متر) با تجهیزات کامل آغاز میشود.

مسافتی که باید طی میشد و وزن کوله پشتی افزایش یافت، در حالی که زمان اختصاص داده شده کوتاهتر شد. چالش نهایی، یک راهپیمایی ۶۴ کیلومتری (۴۰ مایلی) با یک کوله پشتی ۲۰ کیلوگرمی (۴۵ پوندی) بر روی زمین ناهموار بود که باید در یک بازه زمانی نامحدود تکمیل میشد.

مرحله ارزیابی ذهنی با مجموعهای از آزمونهای روانشناختی طاقتفرسا آغاز میشود. هر داوطلب برای ملاقات با هیئتی از مربیان، روانشناسان و فرماندهان دلتا فراخوانده میشود، مجموعهای از سؤالات را دریافت میکند و سپس هر پاسخ و حرکت او تجزیه و تحلیل میشود تا داوطلب از نظر ذهنی خسته شود. فرماندهان به داوطلب نزدیک میشوند و به او اطلاع میدهند که آیا انتخاب شده است یا خیر.

کسانی که از مراحل گزینش سربلند بیرون میآمدند، یک دوره آموزشی عملیاتی فشرده شش ماهه (OTC) را برای یادگیری تکنیکهای ضد تروریسم و ضد اطلاعات گذراندند. از اینجا، سفر یکی از نخبهترین، ماهرترین و مرموزترین جنگجویان جهان آغاز شد.
منبع: https://khoahocdoisong.vn/luc-luong-delta-force-cua-my-ho-la-ai-post2149080844.html











نظر (0)