Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

سفارش‌هایی از صمیم قلب در بحبوحه فصل سیل (بخش اول)

سیل می‌آید، سیل می‌رود. آب‌ها بالا می‌آیند، آب‌ها جاری می‌شوند. پس از مسابقات برای زندگی، داستان‌های زیادی برای گفتن، برای گفتن، برای به خاطر سپردن وجود دارد.

Báo Đắk LắkBáo Đắk Lắk28/11/2025

و در خاطره مردم منطقه سیل‌زده، تصویری فراموش‌نشدنی وجود دارد - آن قهرمانان خاموشی هستند که برای نجات آنها در آب‌های وسیع دست یاری دراز کردند. در کنار آن، به اشتراک گذاشتن روح و جسم، کمک به مردم منطقه سیل‌زده برای غلبه بر روزهای سخت و بازگشت سریع به زندگی عادی نیز وجود دارد.

بخش اول: مبارزه برای زندگی از میان آب‌های خروشان

باران‌های شدید و طولانی مدت ، بسیاری از مناطق شرق داک لک را در دریایی عظیم از آب فرو برده است. در بحبوحه سیل خروشان، زمانی که مرز بین زندگی و مرگ تنها به اندازه یک تار مو بود، مردم عادی همچنان خود را به گرداب انداختند تا جان ده‌ها نفر را نجات دهند. این مردم ساده یک چیز مشترک دارند: شجاعت و قلبی مهربان.

افسران و سربازان اداره پیشگیری و نجات آتش نشانی پلیس در کمک به تخلیه مردم در کمون هوآ تین به مکانی امن شرکت کردند. عکس توسط پلیس ارائه شده است.

خانم تران تی هوا و آقای تران ون آی (در دهکده خو، روستای فو هو، بخش هوا تین) هنوز هم با یادآوری روزهای اخیر سیل اشک می‌ریزند. خانم هوا با احساسی عمیق گفت: «مادر شوهرم بالای ۸۰ سال سن دارد، من و همسرم، عروسمان و نوه ۳۳ ماهه‌مان - اگر آقای تان به موقع قایق را برای نجات ما پارو نزده بود، الان اینجا نبودیم.»

آقای تان، به گفته خانم هوآ، آقای تران کونگ تان (متولد ۱۹۷۵) است - همسایه و همچنین دوست صمیمی همسرش، آقای آی.

ظهر ۱۹ نوامبر، وقتی باران شدید شروع به باریدن کرد، سیل به هوا تین هجوم آورد. تنها در عرض چند ساعت، آب تا وسط دیوار بالا آمد، سپس به سقف رسید و تمام وسایل خانه را با خود برد. صدای باد، لرزش سقف آهنی موج‌دار و فریادهای کمک‌خواهی در همه جا طنین‌انداز شد. در بحبوحه این هرج و مرج، آقای تران کونگ تان با عجله همسرش را به مکانی امن برد، سپس سوار قایق کوچکی شد که هر روز برای بریدن علف و ماهیگیری برای امرار معاش از آن استفاده می‌کرد و مستقیماً به درون گرداب دوید تا مردمش را نجات دهد.

ساعت ۵ بعد از ظهر، آب تا سینه یک بزرگسال بالا آمده بود. سیل آنقدر شدید بود که به نظر می‌رسید می‌خواهد کل روستا را زیر و رو کند. آقای تان با قایقش به سمت تک تک خانه‌ها رفت و آهن‌های موج‌دار و کاشی‌ها را کنار زد تا هر فرد گیر افتاده را پیدا کند. بدن‌های لرزان و چهره‌های رنگ‌پریده از سوراخ‌های کاشی‌های شکسته بیرون می‌آمدند. او در میان آب‌های خروشان سیل فریاد زد: «همه، پایین بیایید! سریع پایین بیایید!» سپس به سالمندان، کودکان و زنان کمک کرد تا در حالی که هر دو دستشان از سرما می‌لرزید، از قایق پایین بیایند.

آقای تران کونگ تان (روستای فو هو، بخش هوآ تین) و قایق قدیمی که با آن بیش از ۴۰ نفر را در سیل نجات داد. عکس: لو هائو

آقای تان قایق کوچک را در میان آب‌های خروشان و در آسمانی سیاه هدایت می‌کرد تا همه را به خانه خانم بوی تی ین برساند، جایی که طبقه دوم به اندازه کافی بلند بود تا از آب خروشان در امان باشد. خانه خانم ین به سرعت پر از جمعیت شد. در تاریکی، زیر نور سوسو زننده، خانم ین اجاق گاز را روشن کرد، شوهرش آقای نگی برنج شست و فرنی پخت. آنها نزدیک هم نشستند و به سالمندان و کودکان غذا دادند؛ در حالی که بزرگسالان فقط جرات داشتند برای زنده ماندن جرعه جرعه آب بنوشند...

«نیروهای حاضر در محل برای نجات همه مردم در یک منطقه وسیع با مناطق بسیار عمیقاً سیل‌زده کافی نیستند. به لطف افرادی مانند آقای تو، این منطقه تلفات انسانی را در این سیل تاریخی به حداقل رسانده است.»

آقای ، رئیس کمیته مردمی کمون توی آن دونگ

از غروب ۱۹ نوامبر تا سپیده دم ۲۰ نوامبر، آقای تان بیش از ۴۰ نفر را نجات داد. اما آخرین سفر، لحظه‌ای نفس‌گیر برای هر کسی بود که آن را می‌شنید. در آن زمان، زمانی که قایق تازه به بالکن رسیده بود تا خانم نگوین تی هونگ شوین (متولد ۱۹۹۲) و دو فرزندش را به خانه خانم بوی تی ین برساند، ناگهان موج بزرگی آمد و باعث شد قایق تاب بخورد، تکان بخورد و واژگون شود. قبل از اینکه دو کودک بتوانند به دنبال مادرشان بالا بروند، تعادل خود را از دست دادند و در آب گل‌آلود افتادند. آقای تان بدون اینکه فکر کند، به دنبال آنها دوید، هر کودک را گرفت، آنها را از آب بیرون آورد و با صدای بلند از همه خواست که کمک کنند. قایق غرق شد، اما جان سه نفر دیگر نجات یافت. خانم شوین با ناراحتی گفت: «من و مادرم تا آخر عمر از آقای تان سپاسگزار خواهیم بود...»

آن روز صبح، پس از رساندن شیوین و فرزندانش به مکانی امن و تلاش برای شنا کردن به سمت خانه ین در میان آب‌های خروشان، آقای تان تقریباً خسته شده بود. تمام بدنش از سرما سرخ شده بود و معده‌اش پس از بیش از ده ساعت شنا در دریای آب، از گرسنگی غرغر می‌کرد. با این حال، به محض اینکه پا به خشکی گذاشت، به سرعت نگاهش را به سوی پهنه وسیع آب دوخت. نه به این خاطر که از قایق - تنها وسیله امرار معاشش که تازه توسط سیل بلعیده شده بود - پشیمان بود، بلکه به دلیل درد عمیق ناتوانی از ناتوانی در نجات همه افرادی که هنوز گرفتار شده بودند.

آقای تان با لحنی ساده گفت: «وقتی داشتم مردم را نجات می‌دادم، وقت نداشتم به چیز دیگری فکر کنم... با شنیدن صدای کمک‌خواهی مردم، آنقدر مضطرب می‌شدم که نمی‌توانستم آرام بنشینم.»

اگر روستای خو در بحبوحه سیل، آقای تان را به عنوان تکیه‌گاه خود دارد، پس در روستای تریم (روستای دیم دین، بخش توی آن دونگ) نیز شخصی وجود دارد که مردم محلی در روزهای سیل نمی‌توانند از صحبت کردن در مورد او دست بردارند. او آقای تران ون تو است.

شب نوزدهم نوامبر، آب تا سقف بالا آمد. آقای تو، تنها در تاریکی، قایق کوچکش را به دریای پهناور هل داد و هر فریاد کمک را که با صدای باد و باران شدید آمیخته بود، دنبال کرد. در آن لحظه، هیچ تردیدی در چشمان مردی که به باد و امواج عادت داشت، دیده نمی‌شد. او فقط فرصت کرد چند کلمه‌ای به همسرش بگوید و سپس با عجله رفت.

خانم نگوین تی هونگ شوین (روستای فو هو، بخش هوآ تین) هنگام یادآوری لحظه‌ای که سه فرزندش توسط آقای تران کونگ تان در 20 نوامبر نجات یافتند، احساساتی شد . عکس: لو هائو

قایق کوچک بود، باد شلاق‌زن بود و آب سیل طوری کج می‌شد که انگار می‌خواست همه چیز را واژگون کند. با این حال، تو با دستان پینه بسته و استقامت یک دریانورد، همچنان از کنار هر سقفی پارو می‌زد، قایق را نزدیک سقف آهنی موج‌دار قرار می‌داد، سپس خم می‌شد و با بازوهای قوی‌اش هر نفر را بالا می‌کشید. بعضی از مردم از سرما می‌لرزیدند، بعضی مثل بچه‌ها گریه می‌کردند و بعضی از افراد مسن از خستگی شانه‌هایش را بغل می‌کردند. هر بار که کسی را از آب گل‌آلود بیرون می‌کشید، فقط فرصت می‌کرد بپرسد: «کسی هنوز در خانه است؟» - سپس به سرعت قایق را برگرداند و به عقب برگشت.

تنها در یک لحظه، در میان دریای پهناور، قایق کوچک آقای تو به یک شناور امید تبدیل شد و نزدیک به 30 نفر را به سلامت به ساحل رساند. پس از نجات مردم، او با عجله در روزهای سیل برای مردم غذا آماده کرد. آقای تو با لبخندی ملایم گفت: «اگر بتوانم مردم را نجات دهم، احساس امنیت می‌کنم. می‌توانم کمی بیشتر تلاش کنم.»

معمولاً، تو یک ماهیگیر ساده است که در یک خانه قدیمی زندگی می‌کند. با این حال، در مواقع سختی، این مرد به قهرمان کل روستا تبدیل شد. پس از سیل، مردم هنوز داستان‌هایی از تو که در نیمه شب قایقش را پارو می‌زد و نور چراغ قوه کوچکش روی صورت خیسش می‌تابید، برای یکدیگر تعریف می‌کردند - در آن زمان هیچ کس نمی‌توانست تشخیص دهد که باران است یا اشک‌های نگرانی.

در جریان سیل اخیر، نه تنها آقای تان یا آقای تو، بلکه در بسیاری از روستاها، مردان و زنان عادی به نقاط روشنی از مهربانی تبدیل شدند. آن‌هایی که قایق داشتند، از قایق استفاده می‌کردند، آن‌هایی که طناب داشتند، از طناب استفاده می‌کردند، آن‌هایی که پارو می‌زدند، به خوبی به آب چسبیده بودند و می‌رفتند، آن‌هایی که می‌ماندند، غذا و آب کل روستا را تأمین می‌کردند. آن‌ها نیروهای حرفه‌ای نبودند، جلیقه نجات یا تجهیزات نجات مدرن نداشتند. آن‌ها فقط دست‌های پینه بسته، قایق‌های قدیمی و قلب‌هایی داشتند که نمی‌توانستند تحمل کنند هموطنان خود را در آب‌های خروشان رها کنند. به لطف آن‌ها، جان صدها نفر به سختی نجات یافت.

(ادامه دارد)

قسمت ۲:

ها می - لو هائو

منبع: https://baodaklak.vn/tin-noi-bat/202511/menh-lenh-tu-trai-tim-giua-mua-lu-du-ky-1-ebe008a/


نظر (0)

No data
No data

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

فو «پرواز» ۱۰۰۰۰۰ دونگ/کاسه باعث جنجال می‌شود، هنوز هم پر از مشتری است
طلوع زیبای خورشید بر فراز دریای ویتنام
سفر به "مینیاتور ساپا": خود را در زیبایی باشکوه و شاعرانه کوه‌ها و جنگل‌های بین لیو غرق کنید
کافی‌شاپ هانوی به اروپا تبدیل می‌شود، برف مصنوعی می‌پاشد و مشتریان را جذب می‌کند

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کار

خط تایلندی - "کلید" گشودن گنجینه دانش هزاران ساله

رویدادهای جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول