مدتهاست که کشاورزان چنین برداشت برنج دلگرمکنندهای را تجربه نکردهاند. این فقط مربوط به برداشت فراوان نیست، بلکه مربوط به بازیابی امید است. دانههای برنج امروز صرفاً دانههای برنج نیستند، بلکه اوج سفری برای تولد دوباره هستند. شش ماه پیش، آنها به برنج امدادی دولت و کمکهای دلسوزانه مردم از سراسر کشور متکی بودند. آن وعدههای غذایی پر از اشتراکگذاری بود، اما در عین حال سرشار از نگرانی برای آینده نیز بود.
فصل از راه رسیده است. فصلی طلایی در مزارع برنج کمارتفاع.
از جادهی کوچکی که به روستا منتهی میشود، بوی برنج رسیده در باد میپیچد و هر قدم را در بر میگیرد. صدای غرش کمباینها در مزارع میپیچد و جایگزین صداهای داسمانند گذشته میشود. ماشینها در یک جریان مداوم حرکت میکنند، برنج را درو میکنند، دانهها را میکوبند، کیسه میکنند و کاه را رها میکنند. همه اینها در یک عملیات ریتمیک واحد انجام میشود. کاه به طور مرتب بستهبندی میشود. کیسهها پر از برنج میشوند.
کشاورزی در حاشیه مزرعه نشسته بود، سیگاری روشن میکرد و به کیسههای برنج که در حال بارگیری روی کامیون بودند نگاه میکرد، چشمانش شادیاش را آشکار میکرد.
![]() |
| تصویر گویا. |
من صدای چند کشاورز را شنیدم که در حاشیه مزرعه برنج ایستاده بودند و درباره انواع جدید برنج، استفاده از کودهای آلی برای جلوگیری از تخریب خاک و نحوه تولید برنج تمیزتر که قیمت بالاتری داشته باشد، بحث میکردند. مکالمات آنها که قبلاً حول محور آفتاب و باران میچرخید، اکنون شامل تکنیکها، بازارها و قیمت برنج صادراتی میشود. آنها دیگر زیر بار سنگین نیستند؛ در عوض، آنها ایستادهاند، مشاهده میکنند، کار میکنند و برای فصل بعدی برنامهریزی میکنند.
طبیعت، پس از همه سختیها، میداند که چگونه به آرامی جبران کند. در حالی که در وسط مزرعه ایستاده بودم و عطر خاکی خاک آبرفتی را که باد آن را حمل میکرد، استنشاق میکردم، شادی غیرمعمولی در قلبم احساس کردم. معلوم شد که در نهایت، آنچه باقی میماند فقط انبارهای پر از برنج و کاسههای برنج معطر نیست، بلکه سرزندگی پایدار مردم در این سرزمین قیام است.
امروزه، هوا تین چیزی بیش از مزارع برنج طلایی که در باد تکان میخورند، به خود میبالد. در مناطق پست که زمانی فقط به خاطر بوی گل تازه و ساقه برنج شناخته میشدند، نیلوفرهای آبی شروع به شکوفه دادن کردهاند. برکههای نیلوفر آبی در وسط مزارع، سرسبز و آرام، باز شدهاند. نسیم بعد از ظهر هم عطر برنج رسیده و هم عطر لطیف نیلوفرهای آبی را به همراه دارد، دو رایحه به ظاهر متفاوت که به طرز شگفتآوری با هم هماهنگ شدهاند.
مدیر تعاونی به همراه عمو نام کنار مزرعه نیلوفر ایستاده بود و میخندید، در حالی که درباره راههای جذب گردشگران برای گرفتن عکس در طول فصل گلدهی، لذت بردن از یک وعده غذایی ساده در حومه شهر و فروش بیشتر چای نیلوفر آبی و پودر دانه نیلوفر آبی بحث میکردند. همراه با مدرن شدن کشور، حومه شهر نیز در حال تغییر است. این تغییر پر سر و صدا نیست؛ به ظرافت عطر نیلوفر آبی در باد است، اما به اندازهای است که مردم را به این باور برساند که فردا روشنتر خواهد بود.
غروب به آرامی فرا میرسد. صحنهی شلوغی مزارع در ذهنم حک شده است. بنابراین برداشت طلایی امسال متفاوت است. این فقط فصل برنج نیست. این فصل امیدی است که دوباره کاشته میشود. فصل بازگشت، مانند وعدهای که عملی شده است.
مین مین
منبع: https://baodaklak.vn/van-hoa-xa-hoi/202605/mua-vang-tro-lai-60e4f41/











نظر (0)