اینها جادههایی در غرب دور کشور هستند، جایی که هر قدم گشتزنی خیس از عرق، بادهای کوهستانی، مه جنگل است و در سکوت سوگند حفاظت از سرزمین را ادا میکند.
از پاسگاه مرزی آ پا چای، جاده به سمت مرز در امتداد دامنه کوهها پیچ میخورد. صبح زود، مه افق را میپوشاند و سقفهای خاکی خانههای مردم محلی از پشت درختان بیرون زده است. باد از شکاف کوهها به شدت میوزد، گاهی خشک و خشن، و گاهی سرمایی که از اعماق لباس نفوذ میکند. سربازان با لباسهای سبزشان، کوله پشتی بر دوش، تفنگ در دست، با چشمانی که مرز را رصد میکنند و گوشهایی که به هر صدایی از کوهها و جنگلها گوش میدهند، راه میروند.
در محل تقاطع مرزی، زمین ناهموار است. برخی از بخشهای مسیر باریک هستند، با صخرهای شیبدار در یک طرف و درهای عمیق در طرف دیگر. سنگهای ناهموار، خاک سرخ لغزنده پس از باران و علفهای هرزِ روییده، رد پای کسانی را که قبلاً رفتهاند، پنهان میکنند. هر قدم باید محکم و حسابشده باشد. کسانی که پشت سر هستند، قدمهای کسانی که جلوتر هستند را دنبال میکنند؛ یک سر تکان دادن یا یک نگاه کافی است تا کل تیم گشت، نیت یکدیگر را بفهمند. در این مسیرها، رفاقت نیازی به کلام ندارد، بلکه در هر حرکتی مشهود است: کمک به یکدیگر برای بالا رفتن از شیب، نوشیدن جرعهای آب، بررسی بند کفش و بند کوله پشتی قبل از ادامه گشت.
![]() |
| مسیرهای گشتزنی مأموران و سربازان ایستگاه مرزبانی آ پا چای (تحت فرماندهی مرزبانی استان دین بین ) همیشه ناهموار است. |
در طول فصل بارندگی، مسیرهای گشتزنی در آ پا چای دشوارتر میشوند. آب از بالادست باعث میشود که نهرها به سرعت بالا بیایند، گل به شلوارها میچسبد و هر شیب طولانیتر به نظر میرسد. برخی از گشتها نیاز به توقف در کنار نهر دارند و قبل از عبور باید منتظر فروکش کردن آب باشند. غذاهای صحرایی با عجله در جنگل آماده میشوند و دود شاخههای مرطوب چشمها را میسوزاند. اما دقیقاً در طول این مکثهاست که سربازان با شدت بیشتری سختی منطقه مرزی را احساس میکنند و میفهمند که چرا نمیتوان هر بخش از جادهای را که طی میکنند، ساده گرفت.
در فصل سرما، غرب دور، نوع دیگری از سختی را به خود میگیرد. یخبندان، مسیرها را مبهم میکند و باد که از میان شکافهای کوه میوزد، چنان گزنده است که دستها را بیحس میکند. در طول گشتزنیها، به نظر میرسد که تمام اعضای تیم در مه سفیدی فرو رفتهاند؛ حتی کسانی که فقط چند قدم جلوتر هستند، در مه محو میشوند. خنده و گفتگو در پهنهی وسیع کوهها و جنگلها خفه میشود. در آن سرما، دستان سربازان تفنگهایشان را محکم گرفته است، نه فقط برای اینکه سلاحهایشان را نگه دارند، بلکه گویی میخواهند ایمانشان را به ماموریتی که بر دوش دارند، تقویت کنند.
اما جادههای غرب دور فقط به علائم مرزی و خط مرزی منتهی نمیشوند. آنها همچنین مسیرهایی را به سمت روستاها، به سوی زندگی مردم ها نهی که در مرز سرزمین پدری زندگی میکنند، باز میکنند. جاده از پاسگاه تا روستا در هر فصلی زیبایی منحصر به فرد خود را دارد. گاهی اوقات بوی برنج رسیده است که از مزارع پلکانی به مشام میرسد. گاهی اوقات دود آتش آشپزخانه است که در اطراف سقفهای خاکی خانهها میچرخد. گاهی اوقات صدای واضح کودکانی است که از ایوان فریاد میزنند "سرباز" و سپس مدتی به دنبال آنها میدوند و در مورد گشت، در مورد کوله پشتی، در مورد علائم مرزی دوردست در قله کوه سوال میکنند.
برای سربازان پاسگاه مرزی آ پا چای، رفتن به روستاها بخشی از ماموریت آنها برای حفاظت از مرز نیز هست. مرزبانان نه تنها برای انتشار اطلاعات حقوقی و تشویق مردم به مشارکت در حفاظت از مرز و علائم مرزی، بلکه در کارهای بسیار عادی نیز به میان مردم میآیند: کمک به تعمیر سقفهای آسیبدیده از باد، بردن بیماران به درمانگاه، کمک به روستاییان برای پاکسازی جادهها، حمل برنج و پاکسازی آبراهها پس از باران... بعضی شبها، کنار آتش در خانهای خاکی و دودگرفته، سربازان مینشینند و به داستانهای بزرگان روستا در مورد حفاظت از زمین و روستا گوش میدهند؛ داستانهایی از مسیرهای قدیمی و به ندرت پیموده شده که اکنون ردپای مرزبانان و قدمهای روستاییانی را که به بازار و مزارع میروند، بر خود دارند.
![]() |
| علاوه بر گشتزنی و کنترل مرز، ایستگاه مرزبانی آ پا چای در زمینه اطلاعرسانی به جامعه نیز عملکرد خوبی دارد. |
این داستانها پر سر و صدا نیستند، اما مانند جویباری از سرچشمه دوام میآورند. سربازان میفهمند که مرز نه تنها توسط علائم مرزی، گشتها یا نقشههای عملیاتی محافظت میشود. مرز همچنین توسط قلبهای مردم، توسط اعتماد مردم به کمیته حزب، دولت و ارتش محافظت میشود. وقتی مردم با مرزبانان مانند خانواده خود رفتار میکنند، وقتی هر اطلاعات غیرمعمول در منطقه به سرعت گزارش میشود و وقتی هر علامت مرزی توسط مردم به طور مشترک مراقبت میشود، حمایت مردم در غرب دور حتی قویتر میشود.
مسیرهایی وجود دارد که آنقدر مکرراً طی میشوند که افسران و سربازان هر پیچ، هر درخت، هر سنگ را از بر میدانند. اما به طرز عجیبی، هر بار که از آنجا عبور میکنند، احساساتشان متفاوت است. بعضی روزها آنها هیجانزده میشوند زیرا خبر فرار خانوادهای از فقر را میشنوند، یا اینکه کودکان روستا به طور منظمتری به مدرسه میروند. روزهای دیگر، پس از یک شب طولانی در حین انجام وظیفه، وقتی که کل واحد خود را در برابر شرایط پیچیده آب و هوایی آماده میکند، ساکت و غمگین هستند. جاده هرگز قدیمی نمیشود؛ فقط سربازان با هر صعود تجربه بیشتری کسب میکنند و مقاومتر میشوند.
در خاطرات آنها، هر مسیر با یک چهره، یک خاطره مرتبط است. این رفاقت رفقایی است که در باران جنگل جان سالم به در میبرند و در طول مسیر یکدیگر را تشویق میکنند. این مادر ها نهی است که با عجله یک مشت برنج داغ و چسبناک را قبل از حرکت سرباز به او میدهد. این ریشسفید روستا است که گروه ضربت را تا حاشیه روستا بدرقه میکند و به آنها توصیه میکند که در طول سفر مراقب باشند، گویی فرزندان خودش هستند. این تصاویر سربازان را در فصول بیشماری از باران و آفتاب همراهی کردهاند و به یک توشه معنوی آرام اما گرانبها تبدیل شدهاند.
شب در آ پا چای مسیرهای منحصر به فرد خود را دارد. این جاده از پست نگهبانی به واحد، نور نازک ماه که بر دامنه کوه میتابد، و صدای جیک جیک حشرات در دره عمیق است. سربازان آهستهتر راه میروند، به وضوح هر نسیم را حس میکنند، هر لایه مه را که به شانههایشان میچسبد. در آن لحظه، مرز دیگر یک مفهوم جغرافیایی سفت و سخت نیست، بلکه به یک فضای زندگی پر جنب و جوش تبدیل میشود، جایی که میهن در هر اینچ از زمین، هر نسیم، هر خانه آرام پشت سرشان حضور دارد.
![]() |
میله پرچم آ پا چای - نمادی از حاکمیت در غربیترین نقطه سرزمین پدری - شبانهروز توسط افسران و سربازان پاسگاه مرزی آ پا چای محافظت میشود. |
زمان گذشت، برخی از سربازان آ پا چای را برای انجام مأموریتهای جدید ترک کردند، در حالی که برخی دیگر به خدمت خود در غرب دور ادامه دادند. اما مسیرها همچنان باقی ماندند و در سکوت منتظر ردپای آشنا بودند. ردپاهای امروز با ردپاهای دیروز همپوشانی دارند، گواهی بر میراث ماندگار نسلهای مرزبانان. آنها بدون هیاهو یا خودنمایی، بیسروصدا در کنار جادهها، روستاها و مردم ماندند و صلح و امنیت را در امتداد مرز حفظ کردند.
مرز نه تنها توسط علائم مرزی باشکوه، بلکه با قدمهای مداوم در طول هر مسیر گشتزنی نیز محافظت میشود. برای سربازان پاسگاه مرزی آ پا چای، هر جادهای که طی میکنند بخشی از مسئولیت، ایمان و عشق آنها به سرزمین پدری است. مسیرهای ناهموار، ساکت اما عمیق در غرب دور کشور، بیپایان از میان کوهها و ابرها امتداد مییابند و روستاها را به مرز متصل میکنند و قلب سربازان را به هر وجب از سرزمین مقدس در مرز سرزمین پدری پیوند میدهند.
منبع: https://www.qdnd.vn/nuoi-duong-van-hoa-bo-doi-cu-ho/nhung-neo-duong-noi-cuc-tay-to-quoc-1037856














نظر (0)