شوهرم در طول سالهای دوری از خانه، اغلب برای فرزندانمان از تت (سال نو قمری) در شمال تعریف میکرد. او آخرین روزهای دوازدهمین ماه قمری را تعریف میکرد، زمانی که بادهای سرد اواخر زمستان میوزید و تمام روستا پر از شلوغی و آمادهسازی برای تمیز کردن خانههایشان بود؛ بازار تت مملو از شکوفههای صورتی هلو، کامکواتهای طلایی و دستههای برگهای سبز و شاداب موز بود. اما داستانهای او، هر چقدر هم که دلگرمکننده باشند، هرگز نمیتوانند جایگزین احساس قدم گذاشتن به سرزمینی شوند که در آن متولد شده بود.
![]() |
| تران وو تان تام و تران وو فونگ تام (بخش بین توی، شهر کان تو ) برای اولین بار در زادگاهشان در شمال، پیچیدن بان چونگ (کیک برنجی سنتی ویتنامی) را تجربه کردند. |
روزهای منتهی به عید تت در شمال ویتنام جذابیت بینظیری دارند. به جای آفتاب طلایی درخشان جنوب، سرمای ترد و خنکی وجود دارد که باعث میشود مردم بخواهند به هم نزدیکتر شوند. تمام خانواده برای پیچیدن بان چونگ - یک کیک سنتی تت که ما به ندرت خودمان در جنوب درست میکنیم - جمع میشوند. پدر شوهرم با دقت هر برگ موز را میشوید و آنها را تمیز میکند. مادرشوهرم در حال آماده کردن ماش و خواباندن گوشت با فلفل معطر است. شوهرم و خواهر و برادرهایش برگها را مرتب میکنند و کیکهای مربعی را میپیچند. او میگوید وقتی کوچک بود، فقط منتظر این زمان از سال بود تا بتواند تمام شب بیدار بماند و پختن کیکها را تماشا کند و به داستانهای قدیمی بزرگترها در کنار نور گرم آتش گوش دهد.
فرزندان من در میان زندگی پر جنب و جوش شهر کان تو - پایتخت منطقه جنوب غربی ویتنام - متولد و بزرگ شدند و در ابتدا کمی گیج شدند. آنها از سرما میلرزیدند، از پوشیدن این همه لایه لباس تعجب میکردند و سپس از دیدن شکوفههای صورتی روشن هلو که به طور برجسته در خانه قرار داشتند، خوشحال شدند. آنها برای اولین بار، با همراهی پدربزرگ و مادربزرگشان به بازار تت، با رسم تبریک سال نو آشنا شدند و در فضای پر جنب و جوش روزهای منتهی به تت در حومه شهر غرق شدند.
شب سال نو، تمام خانواده دور هم جمع میشدند و منتظر لحظه شروع سال نو بودند. وقتی آتشبازی آسمان را روشن کرد، بچهها با خوشحالی هورا کشیدند و نور درخشان در چشمان درخشانشان منعکس شد. در آن لحظه، ناگهان متوجه شدم که شادی تت (سال نو ویتنامی) در فراوانی مادی نیست، بلکه در احساس انتظار و به اشتراک گذاشتن با هم است.
![]() |
آقای نگوین ون چوین، ساکن کمون ین مو، استان نین بین ، داستان بان چونگ (کیک برنج چسبناک ویتنامی) و رسم تهیه بان چونگ در شمال ویتنام در طول تت (سال نو قمری) را برای فرزندان و نوههایش تعریف میکند. |
صبح روز اول سال نو قمری، تمام خانواده به طور مرتب در محراب اجدادی عود روشن کردند. در چشمان شوهرم، حس آرامشی نادر موج میزد. پس از سالها تلاش در سرزمینی بیگانه، او اکنون به خانه بازگشته بود، میتوانست پسری باشد، سال نو را به پدربزرگ و مادربزرگ، والدین و اقوامش تبریک بگوید و داستانهای قدیمی را که به نظر میرسید در خاطرش فراموش شدهاند، بشنود.
غذاهای سال نو، مراسمی شاد و مفرح بودند، پر از صدای به هم خوردن آرام لیوانها و صداهای ممتد خنده و گفتگو. خانهای که زمانی آرام بود، انگار دوباره از خواب بیدار شده بود و هر گوشهاش پر از گرمای تجدید دیدار خانواده بود. بزرگسالان داستانهای گذشته را تعریف میکردند، بچهها پچپچ میکردند و میدویدند، و من ساکت نشسته بودم و تماشا میکردم، قلبم پر از گرما بود. انگار تمام فاصلهها ناپدید شده بود و تمام عشق در این با هم بودن کامل ابراز میشد.
برای من، تت در شمال ویتنام واقعاً خاص است. سرمای ملایم اواخر پاییز، عطر بانه چونگ (کیک برنجی سنتی) تازه پخته شده که هنوز بخار از آن بلند است، فریادها و نجواهای مردم در حیاط، چشمان اشکبار کسانی که پس از مدتها دوری به خانه بازمیگردند... همه این چیزها در یک قلمرو گرم از خاطرات با هم ترکیب میشوند.
من درک میکنم که این بازگشت به خانه فقط برای همسرم نیست، بلکه برای تمام خانواده ماست. این به فرزندانمان کمک میکند تا بدانند از کجا آمدهاند، به من کمک میکند تا اشتیاق آرام همسرم برای خانه را بهتر درک کنم و به ما یادآوری میکند که در میان تغییرات زندگی، خانواده همیشه جایی است که باید به آن بازگشت.
و همچنان که بهار هنوز در هر نفس جاری است، میدانم که احساسی عمیق را با خود حمل میکنم: احساس ارتباط، تعلق، و دوست داشته شدن کامل در آغوش خانوادهی گستردهام. شاید این عمیقترین معنای عید تت باشد.
منبع: https://www.qdnd.vn/van-hoa/doi-song/trong-vong-tay-que-nha-ngay-tet-1026654













نظر (0)