Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

کاش... روزهای کودکی‌ام می‌توانستند برگردند!

اواخر بعد از ظهر، بعد از کار، خانم ها با عجله فرزندش را برداشت و برای خرید مواد غذایی به بازار رفت. به در خانه‌اش رسید، سریع در را باز کرد و با کیسه خریدش وارد شد، در حالی که دخترش، بونگ، که بیش از ۳ سال داشت، هنوز با اسباب‌بازی جدیدش روی صندلی دوچرخه بازی می‌کرد... صدایی، ظاهراً افتادن دوچرخه، و به دنبال آن گریه‌های بلند بونگ آمد. خانم ها به سرعت سیب‌هایی را که حمل می‌کرد، انداخت و با عجله بیرون دوید. همسایه‌اش، آقای لوک، از قبل آنجا بود و به سرعت دوچرخه را که تا نیمه روی بونگ افتاده بود، کنار کشید تا خانم ها بتواند دخترش را بلند کند. چند همسایه دیگر نیز به آنجا آمدند. آقای لوک کمی آزرده به نظر می‌رسید و با صدای بلند گفت: "چقدر بی‌احتیاط هستی! فرزندت خیلی کوچک است، چرا او را تنها روی دوچرخه گذاشته‌ای؟ ببین دست و پایش آسیب دیده است یا نه!"

Báo Hưng YênBáo Hưng Yên10/05/2026

یک زن میانسال گفت: «نگاه کردن به جوانانی که فرزندانشان را بزرگ می‌کردند، مرا به یاد دوران جوانی‌ام می‌اندازد، زمانی که من هم به همان اندازه بی‌فکر بودم. دخترم، حتی در نوجوانی، هنوز هم اغلب در مورد ترسش از دیر رسیدن به مدرسه صحبت می‌کند: ترس از اینکه مادرش نیاید، ترس از اینکه مادرش او را فراموش کند، ترس از اینکه مادرش در راه خانه آسیب ببیند... گفتم که تنها پس از شنیدن داستان‌هایش متوجه شدم که حتی در کودکی، او می‌دانست چگونه نگران من باشد و از من مراقبت کند، در حالی که من فکر می‌کردم او خیلی کوچک است و چیزی نمی‌داند، بنابراین اغلب بی‌فکر بودم، او را منتظر می‌گذاشتم یا در حالی که من با کارهای غیرضروری مشغول بودم، او را تنها می‌گذاشتم. به گذشته که نگاه می‌کنم، متوجه می‌شوم که دوران کودکی دخترم چقدر سریع گذشت؛ او خیلی سریع بزرگ شد. با یادآوری آن زمان‌هایی که او را تنها گذاشتم، هنوز هم برایش متاسفم. کاش زمان بیشتری را با من می‌گذراند، بیشتر به حرف‌هایم گوش می‌داد و به خصوص مجبور نبود آن بعدازظهرها را با چنین اضطرابی منتظر من بماند.»

در واقع، دوره ۰ تا ۶ سالگی «عصر طلایی» رشد محسوب می‌شود. این زمانی است که کودکان پایه و اساس رشد جسمی، عاطفی و فکری خود را شکل می‌دهند. یک نگاه دلسوزانه، یک آغوش، یک گفتگو... همه می‌توانند به بلوک‌های سازنده شخصیت آنها در بزرگسالی تبدیل شوند. برعکس، حتی کوچکترین غیبت می‌تواند زخم‌های نامرئی بر جای بگذارد.

بسیاری از والدین جوان در یک تناقض گرفتار شده‌اند: آنها تلاش می‌کنند تا برای «تأمین معاش فرزندانشان» سخت‌تر کار کنند، اما ناخواسته ارزشمندترین لحظات با آنها بودن را از دست می‌دهند. زنان ممکن است سرگرم شایعات و خرید باشند، در حالی که مردان ممکن است به ورزش و معاشرت با دوستان هنگام نوشیدن آبجو و الکل علاقه‌مند باشند. برخی آنقدر روی پول درآوردن تمرکز دارند که تمام هفته فرزندان خود را پیش پدربزرگ و مادربزرگ می‌گذارند و فقط آخر هفته‌ها چند ساعت را با آنها می‌گذرانند. برخی دیگر دائماً عشق خود را به فرزندانشان ابراز می‌کنند، اما به ندرت می‌نشینند تا واقعاً به حرف‌های فرزندانشان گوش دهند...

فقدان پیوند خانوادگی نامحسوس است و به راحتی قابل توجه نیست، اما به طور خاموش ارتباط را از بین می‌برد. روانشناسان خاطرنشان می‌کنند که کودکان خردسال به چیزهای عجیب و غریب نیاز ندارند. چیزی که آنها بیشتر از همه به آن نیاز دارند، احساس امنیت، مراقبت و حضور والدینشان است. کودکی که در آغوش گرفته می‌شود، با او صحبت می‌شود و بازی می‌شود، اعتماد به نفس، ثبات عاطفی و توانایی‌های یادگیری بهتری را در خود پرورش می‌دهد. برعکس، فقدان ارتباط می‌تواند کودکان را مضطرب، ناامن و حتی مانع رشد شخصیت آنها شود.

با این حال، نکته‌ی اصلی این است: بسیاری از والدین فقط زمانی متوجه این موضوع می‌شوند که خیلی دیر شده است. وقتی فرزندانشان بزرگتر شده‌اند و دیگر نیازی ندارند که هنگام عبور از خیابان دستشان را بگیرند. وقتی فرزندانشان دیگر با هیجان در مورد روزهایشان گپ نمی‌زنند. وقتی فرزندانشان در اتاق‌هایشان تنها هستند، دیگر نمی‌خواهند با والدینشان صحبت کنند و می‌خواهند در دنیای خودشان زندگی کنند. در آن لحظه، آنها وحشت می‌کنند و متوجه می‌شوند که زمان گرانبهایی را با فرزندانشان از دست داده‌اند و آرزو می‌کنند: "کاش می‌توانست برگردد!"

کاش می‌توانستم به روزهایی برگردم که فرزندم تازه راه رفتن را یاد می‌گرفت، تا کمی بیشتر با او وقت بگذرانم. کاش آنقدر سرگرم گپ زدن با همکارانم نبودم، کمی زودتر دنبالش می‌رفتم، او را سوار چرخ و فلک می‌کردم. کاش فقط به خاطر اینکه «سرم شلوغ» بود، از او غافل نمی‌شدم. اما مشکل این است که زمان را هرگز نمی‌توان به عقب برگرداند، و دوران کودکی را هم نمی‌توان.

اعترافات صمیمانه‌ی این مادران به عنوان یک یادآوری قدرتمند عمل می‌کند: حضور والدین فقط یک مسئولیت نیست، بلکه پایه و اساس رشد یک فرد است. بزرگ کردن فرزندان به معنای "انتظار برای بزرگ شدن آنها" نیست، بلکه همراهی با آنهاست در هر لحظه کوچک. زیرا آنچه کودکان نیاز دارند آینده‌ای نیست که از قبل توسط والدینشان آماده شده باشد، بلکه کودکی پربار است، با والدینی که در مواقع نیاز در کنارشان هستند. و شاید چیزی که بسیاری را بیشتر از همه آزار می‌دهد، شکست‌های فرزندانشان نیست، بلکه این واقعیت است که پس از تجربه‌ی فقدان و پیر شدن، متوجه شده‌اند که دوران کودکی فرزندانشان را از دست داده‌اند... صرفاً به این دلیل که فکر می‌کردند "هنوز وقت هست"!

بائو آنه

منبع: https://baohungyen.vn/uoc-gi-nhung-ngay-tho-be-cua-con-tro-lai-3194798.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
کمک به مردم در برداشت محصول

کمک به مردم در برداشت محصول

روز جدید

روز جدید

خورشید غروب می‌کند.

خورشید غروب می‌کند.