Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بازگشت به آن خانه

روی ایوان، یک میز چوبی بود. آقای تو پیر، پیر بود، اما گاهی اوقات، فقط با شنیدن آرام‌ترین قدم‌ها یا سرفه‌ای ضعیف، می‌توانست بفهمد که مین برگشته است. او میز و فنجان چای نیمه‌تمامش را رها کرد و به حیاط قدم گذاشت. دخترش حالا کاملاً بزرگ شده بود؛ او 30 ساله بود، دیگر یک دختر کوچک نبود. مین دست پدرش را گرفت و گفت: «من می‌آیم تا با تو زندگی کنم، بابا.» بله، بالاخره هر کسی به هر طریقی به خانه‌اش برمی‌گردد.

Báo Phụ nữ Việt NamBáo Phụ nữ Việt Nam24/05/2026

منبع: https://phunuvietnam.vn/ve-voi-ngoi-nha-ay-23826052021320463.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
Hoàng hôn dịu dàng

Hoàng hôn dịu dàng

خورشید حقیقت از دل می‌تابد.

خورشید حقیقت از دل می‌تابد.

ابرها بر فراز کوه‌ها سرگردانند

ابرها بر فراز کوه‌ها سرگردانند