- معلم ویژه کودکان محروم.
- فان تی کام تین - معلمی که از صمیم قلب خود را وقف دانشآموزان عزیزش کرده است.
- معلمی پیشرو و نوآور.
- معلم با استفاده از زبان قلب به کودکان ناشنوا آموزش میدهد.
زندگی آسان را انتخاب نکن.
در حالی که سایر همکاران اغلب ترجیح میدهند از یک دوران بازنشستگی آرام لذت ببرند، خانم نگوین تی تای به سفر خود در زمینه سوادآموزی در گوشه کوچکی از محله تاک وان ادامه میدهد.
ده سال پیش، کلاس درس فقط یک اتاق کوچک و ساده با یک تخته سیاه و گچ بود. فقط ۵ تا ۷ کودک برای درس خواندن میآمدند. هر کودک شرایط خاص خود را داشت، اما اکثر آنها از امکانات مادی و محبت بیبهره بودند. هر بار که به کلاس میآمد، با دیدن دانشآموزانی که با لباسهای ژولیده و کثیف نشسته بودند و دیدن چشمان معصومشان، نمیتوانست جلوی دلش را بگیرد. بنابراین، خانم تای هم به عنوان معلم و هم به عنوان والدین عمل کرد و با دقت از کودکان خردسال مراقبت کرد تا یاد بگیرند اولین حروف خود را بنویسند.
کلاس خانم تای متشکل از بچههای کوچک است، بنابراین به ملایمت، صبر و محبت زیادی نیاز دارند.
خانم تای گفت: «بچهها از شرایط سخت زیادی میآیند، اما خوشرفتار هستند. بعضیها کمی شیطون هستند، اما وقتی به آنها درس میدهم، با دقت گوش میدهند و به هر درس توجه زیادی میکنند. آنها همیشه این حس را به من میدهند که امروز به کلاس میآیند، اما چه کسی میداند فردا چه چیزی به همراه خواهد داشت. بنابراین، در کلاس، آنها با دقت به درسهای من گوش میدهند، تمرین نوشتن میکنند تا جایی که دستانشان درد میگیرد، اما معصومانه میخندند و لبخند میزنند.»
هر سخنرانی خانم تای با آرامش و فداکاری فراوان ارائه شد.
بعد از مدتی که خانم تای تدریس میکرد، خانم نگوین تی هونگ تان به او پیوست و از او حمایت کرد. از آنجا که تعداد بچهها زیاد شده و سن آنها متفاوت بود، باید آنها را به کلاسهای مناسب تقسیم میکردند.
خانم تان گفت تنها دلیلی که با وجود مشکلات نمیتوانست کلاس درس را ترک کند، احساس تاسف برای بچهها بود: «هر کودکی شرایط متفاوتی دارد و وقتی میبینم که آنها فاقد حمایت عاطفی و مادی هستند، نمیتوانم از تاسف خوردن برایشان دست بردارم.»
با یک هدف مشترک متحد شده اند.
دو معلم، که با شور و اشتیاق مشترکی متحد شده بودند، ده سال را با کلاس خود در شادیها و غمها سپری کردند. معلم تان با احساسات تعریف کرد: «هرگز فراموش نمیکنم زمانی را که در حین تدریس، پدر یکی از دانشآموزان ناگهان درگذشت. با شنیدن خبر وحشتناک، دانشآموز اشکهایش را پاک کرد و اجازه خواست تا برود. با دیدن جثه کوچکش، قلبم به درد آمد. بعد از آن، او به کلاس برنگشت. به خانهاش رفتم تا بفهمم چه اتفاقی افتاده است و فهمیدم که او به همراه مادرش به جای دیگری نقل مکان کرده است. او فقط کلاس اول را تمام کرده بود، بنابراین از خودم پرسیدم که آیا او میتواند در مکان جدیدش به تحصیل ادامه دهد؟ آینده او چه خواهد شد؟»
خانم تان کلاسهای بزرگتر را تدریس میکند، بنابراین به راهنمایی بیشتری در مورد روشهای یادگیری و دانش نیاز دارد.
این کلاس نه تنها به کودکانی از خانوادههای محروم سواد میآموزد، بلکه از کودکان مبتلا به اوتیسم نیز استقبال میکند. از آنجا که این کودکان متفاوت هستند، معلمان باید روشهای تدریس خود را تنظیم کنند و هم به عنوان مربی و هم روانشناس عمل کنند تا آنها را بهتر درک کرده و با آنها ارتباط برقرار کنند، به این امید که بتوانند در جامعه ادغام شوند.
خانم تای تعریف کرد: « کودکان مبتلا به اوتیسم در برقراری ارتباط مشکل دارند؛ گاهی اوقات خوشرفتار هستند، گاهی اوقات شیطنت میکنند... من به آرامی آنها را راهنمایی میکنم و با آنها صحبت میکنم تا در جای تعیینشده خود بنشینند بدون اینکه مزاحم بچههای دیگر شوند. آنها خیلی خوب با معلم همکاری میکنند؛ گاهی اوقات، در حالی که من تدریس میکنم، آنها به سمت من میدوند و مرا در آغوش میگیرند و میبوسند. با نگاه به چشمانشان، میدانم که آنها مرا دوست دارند و در آن لحظات، اشک در چشمانم جمع میشود.»
در طول ۱۰ سال گذشته، این دو معلم از دانشآموزان جوان بیشماری در کلاس درس خود استقبال کردهاند. آنها همیشه معتقدند که هر روز که روی سکو میایستند، باید تلاش کنند تا به بچهها تا حد امکان و به بهترین شکل ممکن آموزش دهند. آنها علاوه بر تدریس در کلاس، سعی میکنند دانش و روشهای تدریس خود را نیز بهروز کنند تا بچهها از همسالان خود عقب نمانند.
این کلاس شامل دانشآموزان پایههای اول تا پنجم است، بنابراین من و خانم تان کلاسها را تقسیم میکنیم تا از آموزش مؤثر اطمینان حاصل کنیم. روشها و رویکردهای آموزشی در هر کلاس متفاوت است. ما مصمم هستیم که اطمینان حاصل کنیم که بچهها از برنامه درسی فعلی پیروی میکنند. حتی اگر آنها تحصیل خود را متوقف کنند، اگر فرصتی برای از سرگیری تحصیل در مکانی جدید داشته باشند، میتوانند به همسالان خود برسند. ما نه تنها به آنها سواد میآموزیم، بلکه مهارتهای زندگی را نیز به آنها آموزش میدهیم. وقتی آنها این مکان را ترک کنند، حتی بدون آموزش رسمی، میدانند که چگونه کار یدی انجام دهند. ما همچنین به آنها آداب و معاشرت را آموزش میدهیم تا در آینده مورد علاقه و کمک دیگران قرار گیرند.
معلم نگوین تی تای، از کلاس خیریهی کلیسای تاک وان.
خانم تان علاوه بر آموزش سوادآموزی، بچهها را به انجام ورزش صبحگاهی و جارو کردن محوطه کلیسا نیز وا میدارد تا به آنها سختکوشی و فعال بودن در زندگی را بیاموزد.
خانم تای و خانم تان با شوخطبعی سفر تدریس خود را به یک «مسابقه» تشبیه میکنند و تلاش میکنند تا حد امکان به دانشآموزان خود بیاموزند و تا جایی که میتوانند عشق و محبت را در آنها احساس کنند. از آنجا که نمیدانند آیا فردا این چهرههای معصوم را در کلاس خواهند دید یا نه، این دو معلم هرگز جرات نمیکنند در سفر خود برای هدایت کودکان به سوی دانش، سرعت خود را کم کنند.
خانم تای اشکهایش را پاک کرد و گفت: «فقط امیدوارم هر جا که این بچهها هستند، والدینشان فرصتهایی برای رفتن آنها به مدرسه، حتی در کلاسهای خیریه، فراهم کنند تا مجبور نباشند بیسواد و بیاطلاع بمانند. خیلی رقتانگیز است.»
خانم تان به طور محرمانه گفت: «امیدوارم فارغ از شرایط زندگیتان، ارزشهای اخلاقیای را که من و خانم تای با دقت به شما آموزش داده و القا کردهایم، به خاطر بسپارید. ممکن است از نظر تحصیلی کمبود داشته باشید، اما نمیتوانید از نظر اخلاقی کمبود داشته باشید. این چیزی است که از زمان آمدنتان به این کلاس با اشتیاق به شما آموزش دادهام و امیدوارم که تا آخر عمر با شما بماند.»
لام خان - تین لوان
منبع: https://baocamau.vn/2-co-giao-10-nam-mot-tinh-thuong-a127579.html






نظر (0)