من ۳۰ ساله هستم و یک دختر ۴ ساله دارم. در حال حاضر با شوهر و مادرشوهرم در یک آپارتمان کوچک در هانوی زندگی میکنم. اخیراً به دلیل درگیریهای مداوم با شوهرم، که عمدتاً حول ناتوانی من در برقراری رابطه صمیمی با او میچرخد، احساس خستگی و استرس میکنم، هرچند هنوز به او احساساتی دارم.
من و همسرم همسن هستیم و هر دو از روستا به هانوی آمدیم تا حرفه خود را بسازیم. ما از طریق شرکت در سمینارها با هم آشنا شدیم. از همان مکالمات اولیه، احساسات به تدریج بین ما شکل گرفت.
روزهای اول رابطهمان فوقالعاده بود. برای غذا خوردن بیرون میرفتیم، گشت و گذار میکردیم و جاهای زیادی را کشف میکردیم . قبل از ازدواج، مدتی با او زندگی کردم. در آن زمان، او بسیار دلسوز و مهربان بود و ما در بسیاری از جنبهها، از زندگی روزمره گرفته تا صمیمیت، با هم خوب کنار میآمدیم. من معتقد بودم که فرد مناسبی را برای گذراندن زندگیام انتخاب کردهام.
بعد از حدود شش ماه آشنایی، تصمیم به ازدواج گرفتیم. در آن زمان، ما از نظر مالی در مضیقه بودیم و توانایی خرید خانه را نداشتیم، بنابراین مجبور شدیم در هانوی آپارتمانی اجاره کنیم.
وقتی باردار شدم و زایمان کردم، تغییرات شروع به ظاهر شدن کردند. از آنجا که برای مراقبت از نوزاد به کمک نیاز داشتیم، مادرشوهرم آمد تا با من و شوهرم زندگی کند. از آن به بعد، اختلافات مادرشوهر-عروس و اختلافات زناشویی شروع شد.
فضای زندگی تنگ، فقدان حریم خصوصی، همراه با اختلاف نظر در مورد مراقبت از کودک، فشار کاری و نگرانیهای مالی، زندگی خانوادگی را به طور فزایندهای استرسزا میکرد. گاهی اوقات، احساس میکردم که دائماً در فشار هستم و خستگی طولانیمدت را تجربه میکنم.

من دیگر نمیخواهم با شوهرم صمیمی باشم، حتی با اینکه فقط 30 سال دارم (تصویر تزئینی: iStock).
بعد از زایمان، متوجه شدم که علاقهام به رابطه جنسی را از دست دادهام. در ابتدا فکر میکردم که این فقط یک مشکل موقتی است زیرا بدنم هنوز بهبود نیافته است. اما با گذشت زمان، یک سال گذشت، سپس سالهای زیادی گذشت و وضعیت بدون تغییر باقی ماند.
چیزی که من را گیج میکرد این بود که با هیچ مرد دیگری نبودم. نگران بودم که بیماری داشته باشم، برای معاینه سلامت به بیمارستان رفتم. نتایج همه طبیعی بود. پزشک هیچ مشکل جسمی که بتواند وضعیت من را توضیح دهد، پیدا نکرد. با این حال، هر بار که با شوهرم رابطه جنسی داشتم، هیچ احساسی، حتی پوچی و خستگی، احساس نمیکردم.
سعی کردم خودم را درک کنم و با شرایط وفق دهم، اما تمام تلاشهایم بیهوده بوده است. مهم نیست شوهرم چقدر پرشور و اشتیاق باشد، من هیچ میلی ندارم، هیچ واکنش فیزیولوژیکی ندارم.
در سالهای اول، اغلب به دلیل کوچک بودن فرزندانم از صمیمیت خودداری میکردم. اما با گذشت زمان، دیگر نمیدانستم از چه بهانهای برای اجتناب از آن استفاده کنم. هر بار که با شوهرم صمیمی میشدم، احساس خستگی میکردم، کاملاً از انرژی تهی میشدم.
این وضعیت ادامه پیدا کرد و باعث شد شوهرم کمکم تغییر کند. او ناامید و گاهی اوقات تحریکپذیر شد و گمان میکرد که دیگر او را دوست ندارم، حتی فکر میکرد که من با کسی رابطه نامشروع دارم.
من احساس شما را درک میکنم، اما نمیدانم برای تغییر اوضاع چه کاری باید انجام دهم. من چیزهای زیادی مانند مراقبتهای بهداشتی، ورزش، دارو... را امتحان کردهام، اما هیچ چیز مؤثر نبوده است. هر چه بیشتر تلاش میکنم، بیشتر احساس گیر افتادن میکنم و در نتیجه، ما بیشتر از هم دور شده و بیشتر تحت فشار قرار گرفتهایم.
چون نتوانستم راه حلی پیدا کنم، از یک روانشناس کمک گرفتم. بعد از گوش دادن به حرفهایم، آنها اظهار داشتند که فشارهای طولانی مدت ازدواج و زندگی ممکن است بر احساسات و نیازهای من تأثیر گذاشته باشد و به من توصیه کردند که احساساتم را آشکارا با شوهرم در میان بگذارم.
با این حال، به اشتراک گذاشتن احساساتم آسان نیست. من در مورد خستگیام صحبت کردهام، اما شوهرم فکر میکند که من بیش از حد به مسائل فکر میکنم و آنها را پیچیده میکنم. هر بار که صحبت میکنیم، معمولاً به مشاجره ختم میشود.
اخیراً متوجه شدهام که شوهرم مرتباً به عکسهای زنان جوان در شبکههای اجتماعی نگاه میکند و ظاهر من را با دیگران مقایسه میکند. بعد از زایمان، بدنم خیلی تغییر کرده؛ وزن اضافه کردهام و اعتماد به نفسم را از دست دادهام. نظرات نسنجیده او باعث شده که بیشتر گوشهگیر شوم.
من میترسم که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، ازدواج ما از هم بپاشد. من هنوز به شوهرم علاقه دارم و نمیخواهم خانوادهمان از هم بپاشد، و همچنین نمیخواهم فرزندانمان با جدایی والدینشان بزرگ شوند.
فقط کاش میتوانستم احساسات از دست رفتهام را دوباره کشف کنم و قبل از اینکه خیلی دیر شود، ازدواجم را نجات دهم. اما در این مرحله، کاملاً خستهام و نمیدانم از کجا شروع کنم. لطفاً کمی راهنماییام کنید!
بخش «داستان من» داستانهایی از زندگی زناشویی و عشق را ثبت میکند. خوانندگانی که داستانهایی دارند که مایل به اشتراکگذاری آنها هستند، میتوانند آنها را از طریق ایمیل dantri@dantri.com.vn برای برنامه ارسال کنند. در صورت نیاز، داستان شما ممکن است ویرایش شود. متشکرم.
منبع: https://dantri.com.vn/tinh-yeu-gioi-tinh/30-tuoi-toi-khong-con-muon-gan-gui-chong-20260624150713069.htm







