Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

درس دوم: «وقتی دشمن به خانه می‌آید، حتی زنان هم می‌جنگند»

Việt NamViệt Nam02/05/2024

برای مثال، در منطقه بائو ین، که بیشترین تعداد کارگران غیرنظامی در خطوط مقدم استان را دارد (۳۴ نفر)، ۲۷ نفر از آنها زن هستند. در رتبه دوم، منطقه وان بان قرار دارد که ۳۲ نفر از افرادی که در طول نبرد دین بین فو به عنوان کارگر غیرنظامی خدمت می‌کردند، هنوز در آن زندگی می‌کنند که ۲۸ نفر از آنها زن هستند.

از (3).jpg

پس از آنکه استان لائو کای به طور کامل از استعمار فرانسه آزاد شد (اول نوامبر ۱۹۵۰)، در دوره ۱۹۵۰-۱۹۵۴، در کنار وظیفه سرکوب راهزنان، مردم گروه‌های قومی لائو کای تلاش‌های زیادی برای ارائه نیروی انسانی و منابع به لشکرکشی شمال غربی (اکتبر ۱۹۵۲) و لشکرکشی زمستانی-بهاری ۱۹۵۳-۱۹۵۴ انجام دادند که در پیروزی دین بین فو به اوج خود رسید. در طول آن سال‌ها، با روحیه "وقتی دشمن به خانه ما می‌آید، حتی زنان هم می‌جنگند"، بسیاری از زنان جوان لائو کای، هجده تا بیست ساله، از روستاها و دهکده‌ها مشتاقانه داوطلب شدند تا برنج حمل کنند، غذا و سلاح را به میدان نبرد منتقل کنند. داستان‌های اراده و میهن‌پرستی این زنان کارگر غیرنظامی در گذشته، ما را سرشار از تحسین فراوان می‌کند.

۱.jpg

از دور، کمون دونگ کوی با خانه‌های چوبی اقلیت قومی تای که در دل کوه‌های بلند قرار گرفته‌اند، زیبایی آرامش‌بخشی را به نمایش می‌گذارد و در مقابل، یک مزرعه برنج سرسبز و خرم در اوج زیبایی خود قرار دارد. دونگ کوی نه تنها سرزمینی غنی از هویت فرهنگی است، بلکه سرشار از سنت‌های انقلابی نیز هست که با پیروزی‌های سربازان ما در جنگ طولانی مقاومت علیه فرانسوی‌ها مرتبط است. در آن مکان، مردم بی‌شماری با تمام وجود از انقلاب پیروی کردند و به ندای حزب و درخواست رئیس جمهور هوشی مین برای پیوستن به مقاومت و آزادسازی میهن خود گوش فرا دادند.

۲.jpg

خانم هوآنگ تی تونگ، زنی از قوم تای و اهل روستای نا کو، که اکنون ۹۲ سال دارد، اگرچه کمرش خمیده شده و بینایی‌اش دیگر به تیزی سابق نیست، هنوز سالم است و می‌تواند به فرزندان و نوه‌هایش در کارهای کوچک خانه کمک کند. نکته قابل توجه این است که خانم تونگ در سن بالا هنوز خاطرات جوانی‌اش، بیش از ۷۰ سال پیش، را گرامی می‌دارد، زمانی که به عنوان افسر رابط خدمت می‌کرد و بعداً در نیروی کار غیرنظامی شرکت کرد و برای تغذیه سربازانی که علیه استعمارگران فرانسوی در میدان نبرد دین بین فو می‌جنگیدند، برنج حمل می‌کرد.

آقای تانگ در حالی که کنار پنجره خانه چوبی‌اش نشسته بود و به رشته‌کوه باشکوه گیا لان، که همیشه در ابرها پنهان بود، خیره شده بود، به یاد آورد: «قبل از سال ۱۹۵۰، استعمارگران فرانسوی بر دونگ کوی حکومت می‌کردند و استحکامات بسیار مستحکمی می‌ساختند. در زیر یوغ حکومت استعماری و فئودالی، زندگی مردم بسیار دشوار بود. من که از مهاجمان بی‌رحمی که به وطنم رنج و عذاب وارد می‌کردند متنفر بودم، در سن ۱۶ یا ۱۷ سالگی به عنوان رابط به ارتش پیوستم و مخفیانه اسناد و نامه‌ها را برای کادرها و سربازان منطقه حمل می‌کردم. من اسناد را با دقت روی خودم پنهان می‌کردم تا از شناسایی شدن جلوگیری کنم، و ترجیح می‌دادم از طریق جنگل سفر کنم، از کوه‌ها عبور کنم و به مناطق نام مین، نام خاپ، لانگ ونگ، دن لام بروم... گاهی اوقات، پس از تحویل اسناد به سربازان و بازگشت به خانه در نیمه‌شب، مأموریت دیگری دریافت می‌کردم. من این کار را به مدت سه سال متوالی انجام دادم، بدون اینکه حتی یک نامه یا سند را گم کنم یا گم کنم.»

در ۱۶ نوامبر ۱۹۵۰، نیروهای ما در پاسگاه دونگ کوی به پیروزی رسیدند و منطقه وان بان را کاملاً آزاد کردند و روستاها غرق در شادی شدند. با این حال، فرانسوی‌ها هنوز بسیاری از مناطق را اشغال کرده بودند و جنگ مقاومت علیه فرانسوی‌ها وارد مرحله‌ای فزاینده و شدید شد. بعداً، هوانگ تی تونگ، زیباترین افسر رابط زن در روستا، داوطلب شد تا برنج را برای تأمین نیازهای سربازانی که در میدان نبرد می‌جنگیدند، حمل کند.

«از انبار مواد غذایی در منطقه بان نونگ، کمون خان ین تونگ، هر نفر ۲۰ تا ۳۰ کیلوگرم برنج را در امتداد مسیر جنگلی به تان اوین حمل می‌کرد. من به عنوان افسر رابط کار می‌کردم و اغلب از میان کوه‌ها و جنگل‌ها سفر می‌کردم، با منطقه آشنا بودم، بنابراین سربازان من را برای حمل برنج و هدایت کل گروه کارگران غیرنظامی انتخاب کردند. برای جلوگیری از شناسایی توسط هواپیماهای دشمن، گروه عمدتاً شب‌ها سفر می‌کرد. سخت‌ترین بخش، عبور از گذرگاه خطرناک خائو کو بود، با جنگلی پر از زالو و پشه. یک بار، هنگام حمل برنج به تان اوین، بیمار شدم و یک هفته تمام تب داشتم. به لطف سربازان و مراقبت روستاییان، به محض بهبودی، به گروه حمل برنج پیوستم تا به سربازانمان که در حال جنگ با فرانسوی‌ها بودند، خدمت کنم.» آقای تانگ لبخند زد، چشمانش از گوشه چین خورد، دندان‌های سیاهش لب‌های لکه‌دار فوفلش را گاز گرفت و با یادآوری خاطرات جوانی‌اش، چشمانش از غرور پر شد.

۳.jpg

همچنین در روستای نا کو، با خانم لا تی هونگ آشنا شدیم که بیش از ۷۰ سال پیش در نیروی کار غیرنظامی برای تغذیه سربازان در خطوط مقدم، برنج حمل می‌کرد. دیدن اینکه خانم هونگ، که اکنون ۹۳ سال دارد و کمرش خمیده است، هنوز با صدایی به وضوح نهر چان صحبت می‌کرد، دلگرم‌کننده بود. وقتی از او در مورد خاطراتش از حمل برنج برای سربازان پرسیدیم، چشمان خانم هونگ از اشک پر شد: «در آن زمان، هیچ کس مرا مجبور به رفتن نمی‌کرد، اما برای سربازانی که با دشمن می‌جنگیدند، در کوه‌ها و جنگل‌ها می‌خوابیدند و غذا و نوشیدنی نداشتند، متاسفم، بنابراین داوطلب شدم تا برنج را به میدان جنگ ببرم. حتی وقتی هنوز در خانه بودم، گاهی اوقات با سربازانی که از آنجا عبور می‌کردند، ملاقات می‌کردم و یک لوله بامبو می‌بردم تا در حین راهپیمایی به آنها برنج بدهم. وقتی برنج حمل می‌کردیم، خودمان را به گروه‌های پنج نفره تقسیم می‌کردیم تا گم نشویم. اگرچه بیشتر شب‌ها برنج حمل می‌کردیم، اما هنوز از برگ‌های جنگل برای پوشاندن کلاه و ژاکت‌هایمان استفاده می‌کردیم تا هواپیماهای دشمن ما را نبینند...»

۴.jpg

در ادامه مسیر به سمت روستای چوم، کمون ین سون، منطقه بائو ین، با خانم لونگ تی نود، زن ۸۹ ساله از قوم تای، آشنا شدیم که بیش از سه ماه در طول نبرد دین بین فو در نیروی کار غیرنظامی شرکت داشت. در طول نبرد دین بین فو، خانم نود تجهیزات نظامی را از لائو کای به سا پا، سپس به تقاطع بین لو (منطقه تام دونگ)، منطقه تان اوین، استان لای چائو حمل می‌کرد و برنج را به انبار آنجا تحویل می‌داد. خانم نود تعریف می‌کرد که حمل برنج کار طاقت‌فرسایی و دشواری بود، اما همه احساس خوشحالی می‌کردند زیرا تمام روستا و همه زنان به هم پیوسته بودند.

از (7).jpg
t2.jpg ‎‏‎ ...

هنگام جمع‌آوری اسناد تاریخی درباره تیپ‌های کارگری غیرنظامی که در میدان نبرد دین بین فو خدمت می‌کردند، از کمون نگیا دو در منطقه بائو ین بازدید کردیم. بیش از ۷۰ سال پیش، کمون‌های کنار رودخانه نام لونگ - نگیا دو، وین ین و تان تین - مانند اکنون از هم جدا نبودند، بلکه به طور کلی نگیا دو نامیده می‌شدند. نکته خاص در مورد این منطقه این است که نیروی کار غیرنظامی عمدتاً از زنان جوان قوم تای تشکیل شده بود. امروزه، اکثر کسانی که در نیروی کار غیرنظامی شرکت داشتند دیگر زنده نیستند. تعداد کمی که باقی مانده‌اند، همگی بالای ۹۰ سال سن دارند.

در داستان‌های آن روزها، به عنوان کارگران غیرنظامی که برنج را برای تغذیه سربازان حمل می‌کردند، ما نه تنها از سختی‌ها و دشواری‌هایی که متحمل می‌شدند، متأثر می‌شدیم، بلکه اراده و روحیه خوش‌بینانه نسلی از جوانان را که آماده بودند جوانی خود را برای آزادی ملی فدا کنند، تحسین می‌کردیم. اما در میان بمب‌ها، آتش‌سوزی‌ها و خطرات همیشگی بود که شادی شکوفا می‌شد و عشق، به زیبایی گل‌های وحشی باوهینیا، شعله‌ور می‌شد.

۵.jpg

خانم هوانگ تی تین، ۹۱ ساله، ساکن روستای خوئی پونگ، در شهرستان وین ین، در گفتگو با ما، به دلیل سنش بسیار نحیف بود و خاطرات زیادی را به اشتراک نمی‌گذاشت. با این حال، شوهرش، آقای هوانگ ون ران، ۹۴ ساله، همچنان هوشیار است و بسیاری از آن سال‌ها را به وضوح به یاد می‌آورد. آقای ران تعریف کرد که پس از سال ۱۹۵۲، در دو مأموریت حمل برنج برای تغذیه سربازان شرکت کرد که هر کدام ۲۰ کیلوگرم برنج را به مدت بیش از یک هفته از بائو ها حمل می‌کردند و از جنگل‌ها و کوه‌ها عبور می‌کردند تا به نقطه تجمع در منطقه مونگ لو (که اکنون شهر نگیالو، استان ین بای است) برسند. اگرچه خانم تین در همان روستا زندگی می‌کرد، اما آنها فقط از طریق چهره یکدیگر را می‌شناختند. از طریق آن سفرهای شبانه حمل برنج از طریق جنگل، آنها به تدریج به هم نزدیک شدند. هوانگ ون ران، مرد جوان قوی و تنومندی از روستا، عمیقاً عاشق هوانگ تی تین، کارگر غیرنظامی زیبا، شد. در بحبوحه بمباران‌های سال ۱۹۵۳، آنها مراسم عروسی ساده اما گرمی برگزار کردند.

۷.jpg

به محض ورود به بان روآ، کمون نگی دو، داستان خانم نگوین تو کوآن، ۹۲ ساله، ما را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد. نگوین تو کوآن جوان در سن ۱۸ سالگی داوطلبانه به عنوان کارگر غیرنظامی برنج را به منطقه روستای تیو در شهرستان لوک ین حمل می‌کرد. او عمدتاً شب‌ها برنج حمل می‌کرد؛ در شب‌های بدون ماه، از چراغ استفاده می‌کرد و با شنیدن صدای هواپیماهای دشمن در دوردست، مجبور می‌شد فوراً چراغ‌ها را خاموش کند تا رازداری حفظ شود. در آن دوران سخت، نگوین تو کوآن و مردی از قبیله تای به نام ما وان تان عاشق هم شدند. پس از عروسی، آنها تنها چند ماه از هم جدا شدند. یکی از آنها به کار غیرنظامی خود در خطوط مقدم ادامه داد، در حالی که دیگری داوطلبانه به ارتش پیوست تا با فرانسوی‌ها بجنگد، راهزنان و سپس نیروهای متجاوز آمریکایی را سرکوب کند. آقای تان، در حالی که صادقانه منتظر شوهرش بود، هشت سال بعد بازگشت و شادی و خوشبختی را به دیدار مجدد آنها آورد. هیچ مقدار بمب و گلوله دشمن نتوانست عشق آنها را از بین ببرد.

۶.jpg

داستان‌های عاشقانه در زمان جنگ بین خانم هوآنگ تی تین و آقای هوآنگ ون ران، و خانم نگوین تی کوین و آقای ما ون تان، مرا به یاد عشق پاک و زیبایی می‌اندازد، مانند مهتاب در جنگل وسیع، بین داوطلب جوان زیبا به نام نگویت و راننده کامیون به نام لام در رمان «آخرین هلال ماه در جنگل» اثر نگوین مین چائو. این داستان‌های عاشقانه واقعی، نه فقط رمان‌ها، تحسین ما را نسبت به اراده، تاب‌آوری و خوش‌بینی نسلی از جوانان که مایلند جوانی و شادی شخصی خود را فدای سرزمین پدری کنند، بیشتر برمی‌انگیزند.

T3.jpg

در سفرمان برای ملاقات با زنان جوانی که بیش از ۷۰ سال پیش در نیروی کار غیرنظامی در خدمت کمپین دین بین فو بودند، نه تنها داستان‌های تأثیرگذار زیادی از آنها شنیدیم، بلکه درک عمیق‌تری از تاریخ پرافتخار و تغییرات روستاهای انقلابی گذشته به دست آوردیم. در میان آفتاب آن روزهای تاریخی ماه مه، خانم نگوین تی کوین از کمون نگیا دو لبخند زد و به ما گفت که آخرین کارگران غیرنظامی زن بالاخره به زمین بازگشته‌اند و از اینکه کشور در صلح است، میهنش مدرن شده و همه مرفه و شاد هستند، احساس غرور و شادی کرد.

کمون دوونگ کوی، منطقه وان بان..jpg

ما تان سوی، صنعتگر برجسته اهل روستای ریا، از توابع نگیا دو، که زندگی خود را وقف تحقیق، جمع‌آوری و حفظ ارزش‌های فرهنگی و هویت گروه قومی خود کرده است و همچنین از تاریخ این منطقه "دروازه" استان آگاه است، گفت: "بیش از 70 سال پیش، بسیاری از جوانان گروه‌های قومی تای، مونگ و دائو در اینجا داوطلبانه برای نجات کشور به جنگ رفتند و در نیروی کار غیرنظامی شرکت کردند و برنج را برای تغذیه سربازان حمل می‌کردند و راه‌ها را برای پیشروی ارتش باز می‌کردند. کسانی که در عقب جبهه بودند، تولید را افزایش دادند تا برنج و ذرت را به ارتش در حال جنگ با دشمن اهدا کنند. نسل بعدی آن کارگران زن غیرنظامی گذشته یا به ارتش پیوسته‌اند یا به کادر و اعضای حزب تبدیل شده‌اند و همگی الگوی خوبی برای ما هستند و برای ساختن میهن خود متحد شده‌اند."

در بحبوحه جشن‌های سراسری بزرگداشت هفتادمین سالگرد پیروزی دین بین فو، فرصتی برای بازدید از این منطقه داشتم و با افتخار از آقای لی وان نوی، رئیس کمیته مردمی کمون نگیا دو، شنیدم که اقلیت‌های قومی در امتداد رودخانه نام لونگ نه تنها در مبارزات انقلابی شجاع و مقاوم هستند، بلکه در کار و توسعه روستایی نیز پویا و خلاق هستند. در سال 2023، خوشه اقامتگاه‌های خانگی کمون نگیا دو مفتخر شد که یکی از دو مقصد گردشگری اقامتگاه‌های خانگی در ویتنام باشد که جایزه "اقامتگاه‌های خانگی آسه‌آن" را از آن خود کرده است. در امتداد رودخانه نام لونگ، کمون تان تین در وین ین نیز شاهد توسعه قوی در اقتصاد جنگلی خود بوده و به بزرگترین منطقه کشت دارچین در منطقه بائو ین تبدیل شده است که به زندگی مرفه مردم آن کمک می‌کند.

۹.jpg

نه تنها در سرزمین‌های کنار رودخانه نام لونگ در شهرستان بائو ین، بلکه در سال‌های اخیر، مردم گروه‌های قومی مختلف در مناطق روستایی انقلابی و در سراسر کمون‌ها، روستاها و دهکده‌های استان، به حفظ سنت مبارزه انقلابی ادامه داده‌اند، فعالانه زندگی جدیدی را بنا نهاده‌اند و میهن خود را مرفه‌تر و زیباتر کرده‌اند.

قسمت سوم: داستان‌های ناگفته در گذرگاه خائو کو را تماشا کنید


منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
دره خالص

دره خالص

خط پایان

خط پایان

گذر از ملودی Khac Luong

گذر از ملودی Khac Luong