(QBĐT) - صبح یک روز آخر هفته، خانم ن. هنگام تمیز کردن خانه، کدخدای روستا را دید که آمد و اعلام کرد که باید مبلغی را پرداخت کند. او به سرعت رفت تا کیف پولش را پیدا کند اما پول کافی نداشت، بنابراین به کدخدا گفت:
- اجازه دهید اول پول را به شما منتقل کنم، هنوز وقت نکردهام پول نقد را برداشت کنم!
![]() |
- باشه، من هنوز حساب رو بهروز نکردم. فردا برمیگردم تا پول رو تحویل بگیرم، یادت باشه پول نقد رو آماده کنی.
پیرمرد پس از گفتن این حرف، با قیافهای ناراضی رویش را برگرداند و زیر لب چیزی زمزمه کرد که زن میتوانست بشنود:
- وقتم تلف شد که رفتم و جمعش کردم...
بعد از رفتن کدخدای روستا، خانم ن. با خودش فکر کرد: اینها کمکهای داوطلبانه هستند... من خیلی کمک کردهام، اما آنها به خاطر انتقال پول از من دلخور میشوند چون از حسابهای بانکی استفاده نمیکنند. این کمی زیاد است.
شاید بهتر باشد در جمعآوری این کمکهای داوطلبانه تجدید نظر کنیم و هم کمکهای ضروری و هم کمکهای غیرضروری را در نظر بگیریم، به جای اینکه کورکورانه فقط به خاطر ترس از استثنا بودن یا به این دلیل که ممکن است مبلغ کمی باشد، از قانون پیروی کنیم...!؟ مردم به اشتباه تصور میکنند که مسئولیتی در قبال کمکهایشان دارند!
تن
منبع: https://www.baoquangbinh.vn/xa-hoi/202407/chua-cap-nhat-2219882/







نظر (0)