Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

وقتی سی ساله بشی، می‌فهمی که پول می‌تونه خوشبختی رو بخره.

VHO - در مقایسه با خودم در 10 سال پیش، این نسخه 30 ساله را خیلی بهتر می‌بینم.

Báo Văn HóaBáo Văn Hóa21/05/2026

در ۲۲ سالگی، یک بار تقریباً ده دقیقه جلوی قفسه میوه‌های سوپرمارکت ایستادم و داشتم با خودم کلنجار می‌رفتم که آیا یک جعبه توت‌فرنگی به قیمت ۱۸۹۰۰۰ دونگ بخرم یا نه. این به خاطر این نبود که از توت‌فرنگی متنفر بودم؛ فقط به این خاطر بود که در آن زمان، ۱۸۹۰۰۰ دونگ برای غذای سه روزم کافی بود. با اینکه واقعاً هوس یک جعبه توت‌فرنگی کرده بودم، مجبور شدم به خودم بگویم: «بعداً آنها را می‌خورم.»

آن سال، من تازه شروع به کار کرده بودم. با حقوق خالص ۶.۵ میلیون دونگ، زندگی من حول چهار کلمه می‌چرخید: مدیریت امور مالی.

محاسبه کنید که آیا سفارش چای حباب‌دار امروز از بودجه غذای این هفته شما بیشتر می‌شود یا خیر. محاسبه کنید که آیا خرید یک جفت کفش در حال حاضر، پول کافی برای خرید رشته فرنگی فوری در پایان ماه برای شما باقی می‌گذارد یا خیر...

وقتی سی ساله شوید، متوجه خواهید شد که پول می‌تواند خوشبختی بخرد - تصویر 1
تصویر نمایشی

آن زمان، مفهوم خوردن هر چه می‌خواستم یا خرید کردن به دلخواهم برای من یک چیز لوکس بود، چه برسد به چیزهای گران‌تری مثل سفر . یک سفر با قطار ممکن بود ماه‌ها برنامه‌ریزی قبلی لازم داشته باشد. و سفر هوایی هم اصلاً مطرح نبود؛ هزینه بلیط هواپیما به تنهایی می‌توانست به اندازه اجاره یک ماه و نیم باشد، و این حتی با احتساب اقامت مشترک هم بود.

زمانی بود که فکر می‌کردم جوان هستم و این عالی بود. اما این فقط مربوط به زمانی بود که دانشجو بودم و هنوز از «امتیاز» دریافت آزادانه پول از والدینم برخوردار بودم. وقتی شروع به کار کردم و مجبور شدم خودم از پس خودم بربیایم، متوجه شدم که همه نمی‌توانند از جوانی خود لذت ببرند، وقتی همیشه در حالت «تقریباً بی‌پولی» هستند.

بنابراین حالا که شغلم پایدارتر و درآمدم بهتر شده، می‌فهمم که «آزادی» واقعاً به چه معناست. این موضوع ربطی به نکات انتزاعی یا دشوار ندارد؛ گاهی اوقات به سادگی می‌توانم آزادانه غذایی را که هوس می‌کنم بخرم، یا آزادانه پرواز و اتاق هتل را در هر کجا که دوست دارم رزرو کنم - حتی اگر فقط برای سفرهای داخلی باشد.

پول شاید خوشبختی نیاره، اما می‌تونه خیلی چیزها رو بخره که بهت کمک می‌کنه زندگی بهتری داشته باشی!

این چیزیه که من متوجه شدم. حس «زندگی کردن طبق میل خودت» تا حد زیادی به پول مربوط میشه. نه از نوع ثروت هنگفت، بلکه صرفاً اینکه دیگه مجبور نباشی به نیازهای خیلی معمولیت بیش از حد فکر کنی.

در گذشته، حتی استراحت کردن هم استرس‌زا بود. چند روز مرخصی گرفتن به معنای نگرانی در مورد از دست دادن درآمد و تمام شدن پول برای اجاره در پایان ماه بود. اما حالا، می‌توانم بعد از یک دوره طولانی کار زیاد، با یک سفر کوتاه به خودم پاداش بدهم، بدون اینکه لازم باشد محاسبه کنم که آیا ماه آینده مجبور خواهم شد برای جبران آن، نودل فوری بخورم یا نه.

در گذشته، اجاره خانه برای خودم یک رویای دور از دسترس بود. در آن زمان، تنها زندگی کردن به این معنی بود که اجاره خانه نصف حقوق من بود و من نمی‌خواستم خودم را در چنین شرایط سختی قرار دهم. اما تا سن 30 سالگی، می‌توانستم خانه‌ای را که دوست داشتم اجاره کنم و مبلمان فضای زندگی‌ام را بدون هیچ تردیدی بخرم.

این یک خشک‌کن لباس بود چون از این فکر که لباس‌ها در فصل مرطوب کلی طول بکشد تا خشک شوند متنفر بودم، یک صندلی ارگونومیک برای راحت‌تر کردن کار در آخر هفته‌ها و تماشای فیلم در شب برای جلوگیری از کمردرد... همه این چیزها معمولی به نظر می‌رسند، اما ۱۰ سال پیش، چیزهایی بودند که نمی‌توانستم از پس هزینه‌هایشان بربیایم.

وقتی سی ساله شوی، متوجه می‌شوی که با پول می‌توان خوشبختی خرید - عکس ۲
تصویر نمایشی

در بیست سالگی، وقت، سلامتی و روحیه‌ی بی‌خیالی داشتم، اما پول نداشتم. بنابراین، خیلی از چیزهایی که «آزادی جوانی» نامیده می‌شدند - برای من، فقط در رسانه‌های اجتماعی وجود داشتند. در واقع، هنوز هم به معنای کار کردن، بودجه‌بندی دقیق و سپس «منتظر ماندن تا آخر ماه» برای دریافت حقوق بود تا اوضاع را سر و سامان بدهم.

آن جعبه توت فرنگی آن موقع در سوپرمارکت ۱۸۹۰۰۰ دونگ قیمت داشت. یادم نیست چند بار مجبور شدم فکر کنم "ماه بعد این کار را می‌کنم" تا اینکه جرات کردم آن را در سبد خریدم بگذارم و به صندوق ببرم. فقط می‌دانم که حالا، چه یک جعبه توت فرنگی ۱ میلیون دونگ قیمت داشته باشد و چه یک سفر ۴۰ میلیون دونگی برای خودم و پدر و مادرم، می‌توانم از پسش بربیایم. این حالت ذهنی، اگر اسمش را اعتماد به نفس بگذارید، دقیق‌تر از آزادی است.

اعتماد به نفس به شما امکان می‌دهد زندگی راحتی داشته باشید. اعتماد به نفس در توانایی تأمین نیازهای والدینتان - نه تنها نیازهای اساسی مانند قبوض ماهانه آب و برق و هزینه‌های غذا، بلکه تعطیلات سالانه. اعتماد به نفس در توانایی رسیدگی به امور خانواده در صورت لزوم.

در دهه بیست زندگی‌ام، فکر می‌کردم جوانی باید پرجنب‌وجوش باشد، باید زیاد سفر کنم، چیزهای زیادی را تجربه کنم و واقعاً از آزادی لذت ببرم. اما واقعیت بسیار متفاوت بود. جوانی من صرفاً زمانی بود که صرف نگرانی در مورد کسب درآمد، مدیریت هزینه‌هایم می‌شد تا مجبور نباشم از مادرم پول بخواهم و از این ترس که "اگر برای همیشه فقیر بمانم چه؟"

حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، دیگر سی سالگی را چیزی برای نگرانی یا ترس نمی‌بینم. حداقل، این مرحله‌ای است که می‌توانم راحت زندگی کنم، نه تنها برای خودم، بلکه برای پدر و مادرم هم. همین برای از بین بردن هرگونه نگرانی در مورد سن کافی است.

منبع: https://baovanhoa.vn/doi-song/cu-30-tuoi-di-roi-thay-tien-mua-duoc-hanh-phuc-230234.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
من استقلال را انتخاب می‌کنم

من استقلال را انتخاب می‌کنم

سالگرد A80

سالگرد A80

Trái tim của Biển

Trái tim của Biển