تونی موریسون (۱۹۳۱–۲۰۱۹) ویراستار و نویسنده زن آفریقایی-آمریکایی بود که در سال ۱۹۸۸ جایزه پولیتزر، جایزه کتاب آمریکا را از آن خود کرد و اولین زن آفریقایی-آمریکایی بود که جایزه نوبل ادبیات (۱۹۹۳) را از آن خود کرد.
| نویسنده تونی موریسون. |
او آثاری نوشت که با سنتهای جنوب آمریکا، سرزمین دردناک بردگان سیاهپوست از آفریقای دور و فرزندان آنها، عجین شده بود.
موریسون در لورین، اوهایو، به عنوان دومین فرزند از چهار فرزند یک خانواده سیاهپوست طبقه کارگر متولد شد. در کودکی به ادبیات علاقه داشت، لاتین آموخت و آثار ادبیات روسی، انگلیسی و فرانسوی را خواند. او در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد تحصیل کرد و در چندین دانشگاه در سراسر ایالات متحده تدریس کرد. او همچنین از سال ۱۹۸۱ عضو آکادمی هنر و ادبیات آمریکا و آکادمی علوم اجتماعی و علوم دقیق آمریکا بوده است.
موریسون نویسنده ۱۱ رمان و همچنین کتابهای کودکان و مجموعه شعر و مقاله است. رمانهای او به ۲۵ زبان در سراسر جهان ترجمه شدهاند و موضوع مطالعات متعددی بودهاند.
آثار او به روشنی چهرهای بنیادی از واقعیت آمریکایی را از طریق هنر رماننویسی که با تخیل قوی و کیفیت شاعرانه غنی مشخص میشود، به تصویر میکشند؛ هر اثر که حول سفر سیاهپوستان در آمریکا میچرخد، تلاشی است برای جدا کردن فرهنگ آمریکایی آفریقاییتبار از نفوذ فراگیر فرهنگ اروپایی، و روشن کردن فصلهای تاریک نژادی که در معرض رفتار وحشیانه و تحقیر قرار گرفته است، گذشتهای غیرقابل تصور و دردناک از دورانی عاری از عشق.
در سال ۱۹۷۰، موریسون اولین رمان خود با عنوان * آبیترین چشم* را منتشر کرد که به دلیل تصویرسازی عمیق از زندگی و سرنوشت آمریکاییهای آفریقاییتبار در سالهای پس از رکود بزرگ، توجه منتقدان و عموم مردم را به خود جلب کرد.
این اثر، تأثیر تعصب نژادی را بر یک دختر سیاهپوست که آرزوی داشتن چشمان آبی، نماد زیبایی برای آمریکاییهای سفیدپوست، را دارد، به تصویر میکشد؛ رمان «سولا» (۱۹۷۳) داستان دوستی بین دو زن سیاهپوست را روایت میکند. این کتاب پرفروش شد و جایزه ملی کتاب را از آن خود کرد؛ «آواز سلیمان» (۱۹۷۷) ترکیبی از واقعگرایی، تمثیل و فانتزی است. این رمان جایزه ملی منتقدان کتاب و جایزه اسکار ادبیات و هنر را از آن خود کرد.
رمان او، * معشوق * (۱۹۸۷)، به موضوع بردهداری میپردازد و تأثیر وحشتناک بردهداری بر احساسات یک مادر را برجسته میکند. داستان در اوهایو پس از پایان جنگ داخلی اتفاق میافتد و درباره یک زن سیاهپوست برده است که معتقد است ترجیح میدهد دختر خودش را بکشد تا اینکه او را به بردگی بفرستد. *معشوق* موفقترین و پرفروشترین اثر موریسون محسوب میشود.
مارگارت اتوود، رماننویس کانادایی (متولد ۱۹۳۹)، نوشت: «نثر رمان « محبوب » افراطی نیست، بلکه غنی، جذاب، عجیب، خشن، غنایی، گناهآلود و در عین حال محاورهای و در بسیاری از مسائل صریح است.» این رمان در سال ۱۹۹۸ به فیلم تبدیل شد.
تونی موریسون نام ژانری از موسیقی را که مختص سیاهپوستان آمریکایی است، برای عنوان اثر عمیق خود، *جاز * (۱۹۹۲) انتخاب کرد. نام «جاز» نمادین است. او گفت: «موسیقی به ما کمک کرد تا بر سیصد سال ظلم غلبه کنیم. به سیاهپوستان اجازه داد تا خود را کشف کنند. امروزه، این موسیقی در سراسر جهان پخش شده است. و اکنون نوبت رمان است که این نقش را ایفا کند، ملودیهای جدید بنوازد و تحقیقات را آغاز کند...»
رمان «موسیقی جاز» داستانی از یک رابطه عاشقانه سیاهپوستان را روایت میکند که تقریباً به همان اندازه سرنوشتساز در تراژدیهای یونان باستان است. این داستان در محله سیاهپوستان هارلم، نیویورک، در سال ۱۹۲۶، در دوران جاز، اتفاق میافتد. دو عاشق، جو و ویولت، هر دو در دهه پنجاه زندگی خود هستند. جو در مغازه خانگی خود لوازم آرایشی میفروشد؛ همسرش آرایشگر است. جو دیوانهوار عاشق زن جوانی به نام دورکوس میشود که خانوادهاش دچار مشکل هستند. ویولت در ابتدا به دورکوس حسادت میکند، کسی که به نظر او قلب شوهرش را دزدیده است. او سعی میکند بفهمد که چرا دورکوس چنین جذابیت فریبندهای دارد تا از او تقلید کند. به تدریج، احساس میکند که به او جذب میشود.
در این اثر، نویسنده همچنین به قرن نوزدهم با مزارع پنبه و بردگان سیاهپوستش نگاهی دوباره میاندازد. این اثر، قرنی از خون و اشک سیاهپوستان را تداعی میکند؛ مردمی که زنده زنده سوزانده میشدند، به خاطر مسائل بیاهمیت پوستشان کنده میشد و دائماً مورد ظلم و ستم قرار میگرفتند.
منبع: https://baoquocte.vn/dao-choi-vuon-van-my-ky-19-282669.html






نظر (0)