دلیل واقعی اینکه آقای کوانگ ۸ سال پیش به زندان رفت، فاش شده است.
در قسمت ۳۸ سریال «ما هشت سال بعد»، آقای کوانگ (هنرمند مردمی، ترونگ آن) دچار سکته مغزی میشود و به سرعت به بیمارستان منتقل میشود. دونگ (هوین لیزی) با شنیدن این خبر، به گریه میافتد و برای اولین بار آقای کوانگ را «بابا» صدا میزند. آقای کوانگ که ظاهراً نگرانیها و ترسهای دونگ را حس میکند، به هوش میآید.
سکته مغزی آقای کوانگ به دونگ فرصت داد تا پدرش را بهتر درک کند. سرانجام، او واقعاً او را "بابا" صدا زد.
دونگ در مواجهه با آقای کوانگ گریه کرد و از پدرش عذرخواهی کرد. حالا او واقعاً میتوانست بفهمد که آقای کوانگ چه کاری برایش انجام داده است.
بعداً، دونگ هنگام صحبت با دوک، دستیار سابق آقای کوانگ، دلیل زندانی شدن ۸ ساله آقای کوانگ را فهمید. در واقع، او میتوانست تقصیر را به گردن شخص دیگری بیندازد، اما این کار را نکرد. آقای کوانگ شخصاً مسئولیت کمک به دوک، خانوادهاش و همچنین محافظت از آینده دوک را بر عهده گرفت.
اطلاعاتی که دوک ارائه داد به دونگ کمک کرد تا پدرش را بهتر درک کند و همچنین سوءتفاهمهای بین آنها را برطرف کرد.
با این حال، به دلیل مراقبت از آقای کوانگ برای روزهای متوالی، دونگ بسیار خسته بود. خوشبختانه، او همیشه نگویت و به خصوص لام را در کنار خود داشت تا از او مراقبت و کمک کنند. برای روزهای متوالی، در حالی که دونگ در اتاق بیمارستان از آقای کوانگ مراقبت میکرد، لام در راهرو میخوابید تا از او مراقبت کند.
شاید پس از سختیهایی که دونگ با آن روبرو شده، لام مصممتر شده است که در کنارش بماند، از او مراقبت و محافظت کند. لام همچنین عزم خود را برای به دست آوردن دوباره قلب دونگ با مادرش در میان گذاشت و او از او حمایت کرد.
دونگ به خاطر لام با دکتر توآن به هم زد.
نقد قسمت ۳۹ سریال «ما ۸ سال بعد» صحنهای را نشان میدهد که در آن دونگ با تردید به دکتر توآن (فونگ دوک هیو) در بیمارستان پیشنهاد جدایی میدهد و او را مبهوت میکند. تصادفاً، لام و تونگ (بی تران) که در همان نزدیکی ایستاده بودند، همه چیز را شنیدند.
دونگ ابتکار عمل را به دست گرفت و پیشنهاد جدایی از دکتر توآن را داد.
به نظر میرسید جدایی دونگ از توآن به لام انگیزه بیشتری برای دنبال کردن دونگ داده است. او نه تنها با بردن دونگ به خانه، نگرانی خود را نشان داد، بلکه لام نیز غذاهای خانگی تهیه شده توسط مادرش را برایش آورد که دونگ را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد. به نظر میرسد که پس از این همه مراقبت و محافظت از سوی لام، دونگ به تدریج قلبش را به روی او گشوده است.
در همین حال، نگویت (کوآن کول) بهطور اتفاقی تماس تلفنی تونگ را شنید و دید که شوهرش از تغییر تاریخ قرارشان خودداری میکند و ادعا میکند که باید او را به محل کارش ببرد. تونگ گفت که قول داده دخترشان را بردارد و بعد تمام خانواده میتوانند برای غذا خوردن بیرون بروند و خودش میتواند کارش را ترتیب دهد. نگویت بهطور غیرمنتظرهای پیشنهاد داد: «اگر اینطور است، پس برو و با شریک تجاریات ملاقات کن. اگر میخواهی امشب با کام شام بخوری، به خانه من بیا تا برایت غذا بپزم.»
نگویت دوباره با تونگ مهربان شد و او را برای شام به خانهاش دعوت کرد.
در همین حال، پس از اینکه لام قاطعانه او را طرد میکند، نهو وای (تویی آن) با ناراحتی به یک بار میرود. دای نیز آنجاست و متوجه میشود که مرد مسنتری با دقت نهو وای را تماشا میکند. دای با احتیاط به مرد نزدیک میشود و به او میگوید که اگر از نهو وای خوشش میآید، میتواند او را به او معرفی کند. دای حتی میگوید: «با این هیکل، او در رختخواب فوقالعاده خواهد بود»، که به وضوح مرد را عصبانی میکند.
و این مرد کسی نیست جز پدر نهو وای. اگرچه او به محیط بار مناسب نیست، اما به خاطر دخترش قبول کرده که به اینجا بیاید. این نشان میدهد که پدرش نهو وای چقدر او را دوست دارد و به او اهمیت میدهد.
پدر نهو وای چگونه با دای برخورد خواهد کرد؟ آیا دکتر توان با خواستگاری دونگ موافقت خواهد کرد؟ پاسخها در قسمتهای بعدی برنامه «هشت سال بعد ما» که دوشنبه، سهشنبه و چهارشنبه ساعت ۹:۴۰ شب از شبکه VTV3 پخش میشود، مشخص خواهد شد.
منبع







نظر (0)