Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

باد برگ‌های موز را پشت خانه می‌راند…

Việt NamViệt Nam27/10/2023

درخت موز وحشی شکوفه داد و میوه داد. یک دسته موز خیلی جذاب به نظر می‌رسید. من هر روز مراقبش بودم و منتظر بودم موزها برسند تا بتوانم آنها را بچشم. اوه! در نگاه اول، موز وحشی درست مثل یک موز معمولی به نظر می‌رسید، اما وقتی آن را گاز می‌زدی، پر از دانه بود. واقعاً به اسمش می‌آمد. و بعد، من نمی‌توانستم موز بخورم و مجبور بودم مدام دانه‌هایش را بیرون بریزم - چطور ممکن است؟

به شوخی از مادرم پرسیدم: «این موزها همه بذر هستند، نمی‌دانم چرا آنها را کاشته‌اید؟!»

مادرم خندید: «برگ‌های درخت موز وحشی برای بسته‌بندی کیک هستند، فرزندم. در مورد میوه موز، من آن را نگه می‌دارم تا برای پدرت شراب موز درست کنم. و اگر تنه آن کمی زبر است، می‌توانی آن را برش دهی و به سالاد مرغ اضافه کنی - خوشمزه است!»

معلوم شد که هیچ چیزی در مورد درخت موز وحشی وجود ندارد که ما از آن استفاده نکنیم. و شاید، فقط در مورد این گونه خاص موز است که مردم از همه چیز، از برگ‌ها گرفته تا تنه، استفاده می‌کنند.

متوجه شده‌ام هر وقت مادرم یک دسته موز سبز را قطع می‌کند، همیشه تنه را مستقیماً قطع می‌کند. سپس، اگر فراموش کند، جوانه‌های جدیدی را خواهید دید که درست در جایی که درخت موز افتاده جوانه می‌زنند. یک چرخه زندگی جدید آغاز می‌شود!

با وجود تمام نگرانی‌ها در مورد غذا، لباس و پول، مردم گاهی به گذشته نگاه می‌کنند و می‌بینند که یک دسته موز جدید روی تنه مستقیم درخت موز ظاهر می‌شود. تعداد کمی متوجه می‌شوند که درخت موز نیز با دقت خود را پرورش داده تا اینکه روز و ماه فرا برسد و یک دسته موز بنفش تیره تولید کند. سپس دسته باز می‌شود و گل‌های موز سفید بکر را با قطرات بی‌شماری شهد در نوک آنها آشکار می‌کند و شروع به میوه دادن می‌کند. این فرآیند برای درخت موز طولانی است؛ اما برای انسان‌ها، در حد یک چشم به هم زدن است.

در یک چشم به هم زدن، خاطرات گذشته دوباره زنده می‌شوند...

آن روز، ما به وفور برگ‌های خشک موز در خانه داشتیم و اتفاقاً مردی که کیک برنجی پفکی درست می‌کرد، با وسایلش از آن محله عبور می‌کرد. او رفت تا برگ‌های خشک موز را جمع کند، سپس وسایلش را بیرون آورد.

این یک لوله با درب‌هایی در دو سر بود که مردم برنج سفید را داخل آن می‌ریختند، درب‌ها را می‌بستند و آن را روی آتشی که با برگ‌های موز روشن می‌شد، می‌چرخاندند. وقتی توده برگ‌های خشک موز تمام شد، او به بچه‌هایی مثل من گفت که عقب بایستند. او لوله را از آتش بیرون آورد و با چوب محکم به آن زد. ناگهان، "بوم"... برنج سفید برشته پف کرد و به رنگ سفید روشن درآمد. وقتی یک مشت از برنج پف کرده را برداشتم و در دهانم گذاشتم، عطری معطر، غنی و شیرین در گلویم ماند. به لطف برگ‌های خشک موز، بچه‌های محله من میان وعده‌ای داشتند که هم خوشمزه بود و هم سیرکننده...

وقتی برادر کوچک‌ترم به تنهایی از خانه نقل مکان کرد، پدر و مادرم مجبور شدند برای کندن پی خانه، باغ موز را از بین ببرند. آن درختان موز قدیمی خیلی بزرگ بودند و هر کسی نمی‌توانست آنها را از ریشه بکند. پدرم و چند عمویم تمام روز را صرف کندن، شخم زدن و صاف کردن زمین می‌کردند تا سطح صافی به دست آورند.

بعد از مدتی، شاید در یک چشم به هم زدن، هنگام قدم زدن در محله، با کمال تعجب جوانه جوانی را دیدم که با شور و نشاط به سمت خورشید صبحگاه قد کشیده بود. نمی‌دانستم که آیا این یک گیاه موز، موز سبز یا موز سیمون است، اما واقعاً تحت تأثیر سرزندگی باورنکردنی گیاه موز قرار گرفتم.

نسیم خنکی وزید و جوانه‌های سبز و لطیف موز در میان سایه‌های سبز بی‌شمار شاخ و برگ اطراف، انگار درخشان‌تر شدند...

پانزدهم


منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
یک بعد از ظهر در زادگاهم

یک بعد از ظهر در زادگاهم

فصل ابری خرد بزرگ

فصل ابری خرد بزرگ

مسابقه حمل ماهی در جشنواره دهکده ماهیگیری.

مسابقه حمل ماهی در جشنواره دهکده ماهیگیری.