آیا تا به حال شده که ناگهان متوجه شوید در زندگی، تمایل دارید شکایت کنید یا در مواجهه با مشکلاتی که می‌توانید کاملاً آنها را کنترل و مدیریت کنید، احساس گیر افتادن کنید؟ من... بارها این اتفاق افتاده است!

عکس مصور: اینترنت

وقتی قرار ملاقاتم با خواهر کوچکترم را به تعویق انداختم و به برنامه‌ی شلوغم اشاره کردم، پاسخ او که «سرشلوغ بودن خودش یک نعمت است!» باعث شد بفهمم در مقایسه با برنامه‌ی کاری فوق‌العاده آرام او، چقدر سرم شلوغ است. او به عنوان مسئول پذیرش در یک هتل کار می‌کند. از آنجایی که او فقط شیفتی کار می‌کند، در حالی که دیگران صبح‌ها با فراغت از قهوه و صبحانه لذت می‌برند، او مجبور است پس از بیدار ماندن تمام شب قبل، برای جبران خوابش به خانه عجله کند. ساعت بیولوژیکی او مجبور است در جهت متفاوتی کار کند. با وجود داشتن مدرک حقوق، او هنوز شغل مناسب‌تری پیدا نکرده است.