Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

گل، شکوفه‌ای معجزه‌آسا تقدیم کرد.

Báo Thanh niênBáo Thanh niên19/11/2023


علاوه بر شرکت در شب فرهنگی دانشکده ادبیات، کلاس من یک روزنامه دیواری نیز درست کرد تا از استادان ارشدی که در پایه گذاری نسل‌های بعدی دانشجویان آموزش و پرورش در سراسر کشور نقش داشته‌اند، قدردانی کند.

یادم می‌آید آن سال، یکی از همکلاسی‌هایم که تازه از خدمت سربازی برگشته بود و شاعر بود، دانش‌آموز بسیار خوبی بود. او علاوه بر شاعران و نویسندگان کشور خودش، عاشق شعر فرانسوی با آپولینر، پل الوار و لویی آراگون؛ شعر شیلی با پابلو نرودا؛ و شعر هندی با رابیندرانات تاگور بود... حدود اوایل نوامبر، بعد از اینکه تمام شب به این موضوع فکر کرده بود، صبح روز بعد در کلاس با هیجان گفت: «کلاس ما یک روزنامه دیواری با عنوان « گل‌های تقدیم‌شده » درست خواهد کرد، به معنی گل‌های تقدیم‌شده به معلمانمان.» وقتی پرسیدم، فهمیدم که او این ایده را از مجموعه معروف اشعار شاعر بزرگ تاگور برای عنوان نشریه کلاس ما گرفته است. آن خاطره، اکنون ۴۰ سال بعد، هنوز به وضوح در ذهنم حک شده است.

سپس، پس از چهار سال، هر کدام از ما پس از فارغ‌التحصیلی راه خودمان را رفتیم. من به ارتفاعات رفتم، در یک خوابگاه زندگی می‌کردم و در یک مدرسه‌ی مخروبه با سقف آهنی موج‌دار و دیوارهای چوبی تدریس می‌کردم. اکثر دانش‌آموزان، کودکانی از مناطق مختلف بودند که به عنوان بخشی از مناطق اقتصادی جدید به آن شهر فقیرنشین منطقه مهاجرت کرده بودند. هر کلاس چند دانش‌آموز از اقلیت‌های قومی داشت. وقتی برای اولین بار تدریس را شروع کردم، مدرسه تازه افتتاح شده بود، بنابراین فقط دو کلاس، پایه‌های دهم و یازدهم، وجود داشت. در آن سال، 11 معلم وجود داشت که 10 نفر از آنها فارغ‌التحصیلان اخیر دانشگاه آموزش هوئه بودند. دیگری معلم زیست‌شناسی از دانشگاه آموزش کوی نون بود. من از هوئه در گروه دوم به همراه یک معلم فیزیک از کوانگ بین آمده بودم. بنابراین، 13 معلم جوان و مجرد از مکان‌های دوردست بودند که برای آموزش دانش‌آموزان از سراسر منطقه به منطقه‌ی کوهستانی می‌آمدند: تای بین، کوانگ نام، کائو بانگ... در خوابگاه، شب‌ها گیتار می‌زدیم، با هم غذا می‌خوردیم و بعدازظهرها والیبال بازی می‌کردیم. و به این ترتیب آنها مدرسه را ساختند و پایه و اساس مدرسه‌ای را بنا نهادند که بعداً که دوباره از آن بازدید کردند، بیش از هزار دانش‌آموز داشت، تازه ناگفته نماند که مرکز منطقه به سه منطقه تقسیم شده بود و دو مدرسه دیگر نیز در همان نزدیکی تأسیس شده بود. در مجموع، اگر این واحد اداری منطقه قدیمی بود، هزاران دانش‌آموز دبیرستانی هر ساله فارغ‌التحصیل می‌شدند.

هنوز به یاد دارم که هر سال، در بیستم نوامبر، از دانش‌آموزان هدایایی دریافت می‌کردیم: در سال‌های خوب، هر معلم یک تکه پارچه برای دوخت پیراهن دریافت می‌کرد و در سال‌های دیگر، محصولاتی را که خودشان کاشته یا پرورش داده بودند، مانند ماش، مرغ و برنج چسبناک به ما می‌دادند. آن روز، یک معلم ریاضی از هوئه ، که بعدازظهر از جایی برمی‌گشت، یک مرغ قارقارکنان از دسته دوچرخه‌اش آویزان بود و یک کیسه برنج چسبناک در طرف دیگر. او لبخند زد و گفت: «من در راه با یک دانش‌آموز برخورد کردم؛ او اینها را به عنوان هدیه روز معلم برای ما فرستاده بود.» بنابراین، در نور کم چراغ برق آن شب، نشستیم و از مرغ و برنج چسبناک لذت بردیم، صدای گیتار که در جنگل دوردست طنین‌انداز می‌شد و با صدای ناقوس و طبل از روستایی دوردست می‌آمیخت. ساعت ده شب، برق قطع شد زیرا منطقه در آن زمان مجبور بود از موتورهای کوچک برق آبی استفاده کند. سپس در حیاط خانه اشتراکی آتش روشن می‌کردیم و با رضایت قلبی خود آواز می‌خواندیم. حتی حالا، بعد از این همه سال، هنوز آن شب‌ها را در جنگل به یاد دارم!

با گذشت سال‌ها، هر بار که این روزها از راه می‌رسند، با یادآوری چهره معلمانی که به من درس دادند و دانش‌آموزانی که به آنها درس دادم، همکلاسی‌هایم - برخی هنوز تدریس می‌کنند و برخی دیگر بازنشسته شده‌اند - احساس دلتنگی می‌کنم. مدام فکر می‌کنم، شاید ما فقط حلقه‌های اتصال گذشته هستیم. و فراموش نمی‌کنم که بسیاری دیگر اینجا نیستند و در سرزمین‌های دوردست درگذشته‌اند.

آنچه در قلبم حک شده، آن گل از آن سال است، پیشکشی معجزه‌آسا که همیشه عطرش از اعماق روحم ساطع می‌شود!



لینک منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
رودخانه و خانه‌های چوبی منظره‌ای زیبا خلق کرده‌اند.

رودخانه و خانه‌های چوبی منظره‌ای زیبا خلق کرده‌اند.

تالاب ون لانگ

تالاب ون لانگ

عزیمت

عزیمت