پس از ۵۰ سال، این مردانی که آن راهپیمایی طولانی را پشت سر گذاشتند، اکنون موهایی خاکستری و چهرههایی دارند که خطوط زمان بر آنها حک شده است. آنها مردان و زنان جوان قرن بیستم بودند که در طول جنگ زندگی و جنگیدند. پاهای برهنه و عزم راسخ آنها منجر به پیروزیهای قهرمانانهای شد که افسانهای به نظر میرسند. پس از جنگ، این شاهدان تاریخی زندگی ساده و فروتنانهای داشتند و وقتی دوباره یکدیگر را ملاقات کردند، با شادی به یکدیگر سلام کردند، چشمانشان در حالی که داستانهای گذشته را بازگو میکردند، برق میزد، سرشار از افتخار به سنتهایشان و گرامی داشتن رفاقت سربازانشان بودند.
| کهنه سربازان، داوطلبان جوان سابق و اعضای شبهنظامیان در بنای یادبود قهرمانان و شهدا در خیابان باک سون ( هانوی ) عود نذر میکنند. |
سرهنگ دوم و قهرمان نیروهای مسلح خلق، تران وان شوان، در ۷۷ سالگی همچنان سالم و تندرست است و صدایش پر جنب و جوش است. سینهاش از مدالها و نشانها میدرخشد. او با شور و شوق از جوانی پرانرژی خود میگوید. در سال ۱۹۷۲، تران وان شوان جوان، دانشجوی دانشگاه منابع آب، تحصیلات خود را کنار گذاشت تا به جنگ بپیوندد و به گردان ۱۷۲، هنگ ۶۴، لشکر ۳۶۱ (پدافند هوایی-نیروی هوایی) منصوب شد. اوضاع در جبهههای نبرد بسیار وخیم بود؛ هواپیماهای دشمن، واحدهای رزمی پیاده نظام را بمباران و گلوله باران میکردند و خسارات سنگینی به بار میآوردند. در این زمان، اتحاد جماهیر شوروی موشکهای دوشپرتاب ۹K۳۲ استرلا-۲ را که بعداً در ویتنام A۷۲ نامیده شدند، در اختیار ارتش قرار داد. با به کارگیری این موشکها در نبرد، توپچی تران وان شوان مکانیسم هدفگیری توپ ۱۲.۷ میلیمتری را مطالعه کرد و سپس یک چارچوب هدفگیری برای A۷۲ ایجاد کرد. با تجهیزات دستساز و سبک مبارزه خلاقانه، مبتکرانه و شجاعانهاش، تیرانداز ماهر، تران ون شوان، سرآمد شد و 8 هواپیما را سرنگون کرد و ترس را در دل دشمن انداخت.
در روزهایی که تمام ملت به جنگ رفت، نسلهای سربازان هوشی مین بر تمام سختیها و فداکاریها غلبه کردند، جسارت جنگیدن داشتند، مصمم به جنگیدن بودند و با نبوغ و شجاعت پیروز شدند. در این جنگ سخت، افسران و سربازان بیشماری جان خود را فدا کردند یا اعضای بدن خود را در جبهههای نبرد در سراسر کشور از دست دادند. این سربازان سابق با بازگشت به زندگی روزمره، در میان صفوف بیش از ۳ میلیون جانباز ایستادهاند و در کنار هم سنت ارزشمند جانبازان ویتنامی را بنا نهادند: "وفاداری، همبستگی، رفتار نمونه و نوآوری".
نیروی داوطلب جوانان، در کنار روحیه شجاعانه و تزلزلناپذیر ارتش، سهم بسزایی در جنگ مقاومت علیه آمریکا و برای آزادی ملی داشت. هر جا که میدان نبرد به آنها نیاز داشت، نیروی داوطلب جوانان آنجا بود؛ هر جا که دشمن بود، نیروی داوطلب جوانان مستقر میشد. بیش از ۲۸۰ هزار زن و مرد جوان با شور و شوق به خطوط مقدم رفتند و به یک نیروی ویژه تبدیل شدند، آماده انجام وظایف دشوار تقریباً در تمام کانونهای درگیری، خدمت فداکارانه، آماده فداکاری برای خطوط مقدم و جنگیدن در کنار ارتش برای شکست دشمن.
نگوین تی کیم هو ، عضو سابق سپاه داوطلبان جوانان و قهرمان کارگری، در خاطرات تاریخی خود، سالهای خدمت و مبارزه زیر رگبار بمب و گلوله را به یاد میآورد. در سال ۱۹۶۵، خانم هو داوطلب شد تا به سپاه داوطلبان جوانان بپیوندد. او به عنوان رهبر دسته ۶، گروهان ۷۵۹، یک واحد از سپاه داوطلبان جوانان با نام رمز N۷۵، در جاده ۱۲A در منطقه مین هوآ (استان کوانگ بین) خدمت میکرد. این جاده، مسیری حیاتی بود که توسط نیروی هوایی ایالات متحده به شدت بمباران میشد تا از تأمین نیروی انسانی و منابع به میدان نبرد جنوبی جلوگیری شود. هر بار که آنها به نبرد میرفتند، برای او و رفقایش مراسم "تشییع جنازه زنده" برگزار میشد. رفیق هوئه به عنوان فرمانده دسته، بارها با مرگ روبرو شد و زیر آوار بمبها مدفون شد، اما پس از به هوش آمدن، به خطوط مقدم میشتافت، بمبهای منفجر نشده را خنثی میکرد، سطح جاده را صاف میکرد و شجاعانه و مصمم به عنوان یک علامتگذار انسانی عمل میکرد و عبور به موقع ترافیک و عبور ایمن از نقاط کلیدی را تضمین میکرد.
| کهنه سربازان، داوطلبان جوان سابق و اعضای شبهنظامیان در تالار وزارت دفاع ملی گرد هم آمدند تا پنجاهمین سالگرد آزادسازی جنوب ویتنام و اتحاد مجدد کشور را گرامی بدارند. |
سرهنگ نگوین خاچ نگویت، راننده تانک سابق گردان ۳۸۰ تانک، تیپ ۲۰۳، که بعدازظهر ۳۰ آوریل ۱۹۷۵ در کاخ استقلال حضور داشت، از اینکه شاهد اتحاد مجدد ملت بود، احساس خوشبختی باورنکردنی میکرد. او با یادآوری رفقایش، از کسانی که جان خود را از دست داده بودند، ابراز قدردانی کرد. نگوین خاچ نگویت، کهنه سرباز، در کتاب خود با عنوان «سفر به کاخ استقلال»، این افکار ساده و صمیمانه را ثبت کرده است: «سفر به آن روز پیروزی به آن آسانی که برخی فکر میکنند، نبود. از نظر فضا، هزاران کیلومتر طول داشت؛ از نظر زمان، بیش از هزار روز بود، پر از تلفات، فداکاریها، قهرمانی و بزدلی، شرافت و پستی، شکوه و تلخی...»
در طول این دیدار مجدد، کسانی که از جنگ جان سالم به در برده بودند، احساس خوشبختی میکردند که هنوز به اندازه کافی سالم هستند تا رفقای خود را ملاقات کنند و خاطرات گذشته را مرور کنند. زمان گذشته است، اما پیوندهای رفاقت همچنان قوی و تزلزلناپذیر است. آنها در غلبه بر سختیهای زندگی روزمره متحد هستند و وظیفه قدردانی خود را نسبت به رفقای کشته شده خود انجام میدهند. این افراد از گوشت و خون، زندگیهایی به زیبایی افسانهها زیستند و جوانی خود را وقف سرزمین پدری کردند. تا به امروز، آنها هنوز از ویژگیهای والای سربازان عمو هو، تصویر داوطلبان جوان برجسته و اعضای شبهنظامی، که به منبع عشق، غرور و نمادی زیبا در قلب هر ویتنامی تبدیل شدهاند، حمایت میکنند. نسل امروز برای همیشه این مشارکتها را به یاد خواهد داشت و از کسانی که خود را فدا کردند و به "سرزمین پدری که به سوی بهار بیکران اوج میگیرد" متعهد شدند، قدردانی عمیقی ابراز خواهد کرد.
متن و عکسها: DUC NAM
* برای مشاهده اخبار و مقالات مرتبط، لطفاً به بخش دفاع و امنیت مراجعه کنید.
منبع: https://www.qdnd.vn/quoc-phong-an-ninh/xay-dung-quan-doi/hoa-lua-nam-xua-nghia-tinh-con-mai-825168






نظر (0)