این سمینار که به ریاست اداره مرکزی تبلیغات و با هماهنگی اداره مرکزی سازماندهی، شورای نظری مرکزی و آکادمی ملی سیاسی هوشی مین برگزار شد، اخیراً در هانوی برگزار شد.
«بنیاد اساسی» و مسئولیت کادرها و اعضای حزب برای حفظ آن.
در سمینار فوق الذکر، پروفسور نگوین شوان تانگ به روشنی اظهار داشت: ما باید با این حقیقت روبرو شویم که هنوز بخشی از کادرها و اعضای حزب، از جمله افراد در سطوح بالا، از نظر ایدئولوژی سیاسی، اخلاق و سبک زندگی در حال انحطاط هستند و نشانههایی از «خود-تکاملی» و «خود-دگرگونی» از خود نشان میدهند که باعث نارضایتی، اضطراب و کاهش اعتماد مردم به حزب، دولت و رژیم سوسیالیستی میشود. تجربه عملی نشان میدهد که وقتی کادرها و اعضای حزب به طور منظم مطالعه، پرورش و اصلاح ویژگیهای خود را انجام نمیدهند، به تدریج خود را گم میکنند، «بنیان اساسی» اخلاق انقلابی را از دست میدهند و به انحطاط ایدئولوژیک و سیاسی منجر میشوند؛ و این یک گام کوتاه و بسیار خطرناک است که منجر به «خود-تکاملی» و «خود-دگرگونی» میشود...
ارزیابی رئیس شورای مرکزی تئوریک، عینیتبخشی و شفافسازی محتوا و پیامدهای خطرات «خود-تکاملی» و «خود-دگرگونی» است که حزب ما به روشنی در قطعنامههای خود، با تمرکز بر قطعنامه ۴ کمیته مرکزی دوازدهم، به آن اشاره کرده است. معیارهای اخلاقی انقلابی، «بنیاد اساسی» کادرها و اعضای حزب، عنصر تشکیلدهنده بنیان ایدئولوژیک حزب و فرهنگ و اخلاق درون حزب هستند. به عبارت دیگر، اخلاق انقلابی در هر کادر و عضو حزب، «سلولهای بنیادی» هستند که قدرت، اثربخشی و کارایی رهبری حزب را تشکیل میدهند؛ آنها نقش اصلی را ایفا میکنند و برای بقای رژیم سوسیالیستی در کشور ما تعیینکننده هستند. از دست دادن این «بنیاد اساسی» مانند ریشهکن کردن یک درخت است. این «مرگ تدریجی» فرآیند زوال ایدئولوژیک و سیاسی، زوال اخلاقی و تخریب سبک زندگی است که منجر به «خود-تکاملی» و «خود-دگرگونی» میشود. وقتی اعضا و مقامات حزب، به ویژه مقامات عالی رتبه، دچار انحطاط ایدئولوژیک، اخلاقی و سبک زندگی میشوند و اخلاق و سبک زندگی آنها تا حد «خود-دگرگونی» رو به زوال میرود، تأثیر آن بر اعتبار حزب و اعتماد مردم بسیار زیاد است. وقتی اعضا و مقامات حزب «بنیاد اساسی» خود را از دست میدهند، شکافها و ترکهایی در بنیان ایدئولوژیک حزب ایجاد میشود. اینها بهانهها و روزنههایی هستند که نیروهای متخاصم و ارتجاعی برای انجام تبلیغات، تحریک ناآرامی و تضعیف حزب و کشور از آنها استفاده میکنند.
این واقعیت که مجموعهای از مقامات عالیرتبه، از جمله بسیاری از آنها که تحت مدیریت دفتر سیاسی و کمیته مرکزی هستند و ریاست چندین وزارتخانه، بخشها و مناطق را بر عهده دارند و نقشهای استراتژیکی در کشور ایفا میکنند، در دوران اخیر توسط حزب تنبیه و تحت پیگرد قانونی قرار گرفتهاند، نمونه بارزی است. تجربه عملی حزبسازی و اصلاح، و مبارزه با فساد و پدیدههای منفی با پشتکار، عزم راسخ و بدون استثنا، درسهای «تلخ» زیادی در مورد مسئولیت و وظیفه حفظ «بنیان اساسی» اخلاق انقلابی در شرایط جدید برای کادرها و اعضای حزب به جا گذاشته است.
در سمینار فوق الذکر، رهبران، مدیران و کارشناسان اذعان کردند که ساختن اخلاق حزبی و پرورش اخلاق انقلابی در میان کادرها و اعضای حزب، مسئله بسیار مهمی است. این یکی از وظایف کلیدی در ساختن و اصلاح حزب و یکی از مضامین اساسی اندیشه هوشی مین است. در طول فرآیند تأسیس، آموزش و تربیت حزب ما، رئیس جمهور هوشی مین همیشه اخلاق انقلابی را به عنوان محتوای اصلی حزب و اخلاق را به عنوان "ریشه" یک انقلابی معرفی میکرد. او تأکید کرد: یک انقلابی باید اخلاق داشته باشد؛ بدون اخلاق، هر چقدر هم که بااستعداد باشد، نمیتواند مردم را رهبری کند...
تکرار و تأکید بر اصول اساسی حزب به درک بهتر، تعمیق و گسترش اهمیت احیای فرهنگ و اخلاق در حزب کمک میکند؛ تقویت «بنیان» در هر کادر و عضو حزب، به ویژه نقش نمونه کادرها و رهبران کلیدی. هرچه سطح کادر بالاتر باشد، الگوی آنها باید نمونهتر باشد. این مسئله حیاتی توسط حزب ما عمیقاً و به طور کامل درک شده است. در اصل، حزب همه کادرها، اعضای حزب و سازمانهای حزبی را در تمام سطوح با سیستمی از محتوا، دیدگاهها، اهداف و راهحلها «مسلح» کرده است... ایجاد محیطی برای کادرها و اعضای حزب تا مطالعه کنند، پرورش دهند، آموزش دهند، مشارکت کنند، در برابر مظاهر منفی و انحطاط مقاومت کنند و از «خود تکاملی» و «خود دگرگونی» جلوگیری کنند. ۲۷ جلوه از تخریب، «خود تکاملی» و «خود دگرگونی» که توسط حزب در قطعنامه شماره ۴ دوازدهمین کمیته مرکزی خلاصه و به روشنی تشریح شده است، مبنایی برای کادرها، اعضای حزب و سازمانهای حزبی در تمام سطوح برای ساختن و اصلاح خود است. هرچه عمیقتر در اجرا کاوش کنیم، اهمیت اقدامات پیشگیرانه اولیه و پیشگیرانه برای محدود کردن، دفع و در نهایت از بین بردن گسترش و توسعه این مسائل را روشنتر میبینیم.
بر اهمیت خودآموزی و خودسازی تأکید کنید.
ایجاد معیارهای اخلاقی انقلابی برای کادرها و اعضای حزب در عصر جدید، یک مسئله علمی است که منعکس کننده دیدگاه استراتژیک حزب میباشد. ما همچنان به تحقیق و تعریف این معیارها بر اساس مبانی نظری، ارزشهای سنتی، تجربه عملی و اهداف و الزامات ساخت و اصلاح حزب، و همچنین سازندگی و دفاع ملی در شرایط جدید ادامه میدهیم. در کنار مضامین جهانی و اصلی اخلاق انقلابی که از تاریخ ملت، تاریخ حزب کمونیست ویتنام، تجربه عملی ساخت و اصلاح حزب و روندهای توسعه کشور و زمان ساخته و توسعه یافتهاند، الزامات جدیدی بوجود میآیند که مستلزم افزودن، توسعه و اصلاحات ما هستند.
با نگاهی به سالهای اخیر، میبینیم که: پس از ۷ سال از اجرای قطعنامه شماره ۴ دوازدهمین کمیته مرکزی، در کنار دستاوردهای بسیار مهم، مظاهر انحطاط ایدئولوژیکی و سیاسی، شخصیت اخلاقی و زوال سبک زندگی، که به طور جدی بر «بنیان اساسی» در بخشی از کادرها و اعضای حزب تأثیر میگذارد، همچنان پیچیده است. نتیجهگیری پلنوم چهارم سیزدهمین کمیته مرکزی حزب به وضوح بیان کرد: بخشی از کادرها و اعضای حزب، از جمله کادرهای رهبری و مدیریتی، ماهیت و اهمیت کار حزبسازی و اصلاح را به طور کامل درک نکردهاند؛ آنها نتوانستهاند حس مسئولیتپذیری را حفظ کنند، فاقد رفتار نمونه بودهاند، آرمانهایشان رنگ باخته، ارادهشان کاهش یافته، به فردگرایی دچار شدهاند، سخنانشان با اعمالشان مطابقت ندارد، انضباط حزبی را نقض کردهاند و قانون را زیر پا گذاشتهاند... علت اصلی این محدودیتها و کاستیها این است که برخی از کمیتههای حزبی، سازمانهای حزبی و کادرهای رهبری و مدیریتی، بهویژه آنهایی که در رأس هستند، میزان تخریب، «خودتکاملی» و «خوددگرگونی» را در مناطق، سازمانها و واحدهای خود بهطور کامل تشخیص ندادهاند...
یکی از مسائل اساسی در تقویت «بنیاد»، جلوگیری از حمله، فرسایش یا از بین رفتن آن، تغییر درک کادرها و اعضای حزب در مورد اهمیت و شدت انحطاط داخلی است. قطعنامه شماره ۴ دوازدهمین کمیته مرکزی به وضوح بیان میکند: علت عمیق و اصلی انحطاط در میان بخشی از کادرها و اعضای حزب، در درجه اول ناشی از فقدان خودسازی و آموزش خود آنها؛ موضع ایدئولوژیک ناپایدار آنها؛ سردرگمی و تزلزل آنها در مواجهه با تأثیرات خارجی؛ و سقوط آنها به فردگرایی است...
بنابراین، معیارهای اخلاقی انقلابی برای کادرها و اعضای حزب در عصر جدید نه تنها اهداف و الزامات والایی را برای «سازندگی» تعیین میکند، بلکه آنها را به شجاعت، وظیفه و مسئولیت «مبارزه» نیز مرتبط میسازد. کادرها و اعضای حزب برای داشتن اقدامات پیشگیرانه و مبارزاتی مؤثر، باید خطرات را عمیقاً درک کنند و مظاهر انحطاط ایدئولوژیک و سیاسی، فروپاشی اخلاقی و انحرافات سبک زندگی، و همچنین «خود تکاملی» و «خود دگرگونی» را در درون خود و در درون سازمانهای حزبی خود به درستی تشخیص دهند.
در میان راهحلهای مختلفی که محققان برای حفظ «بنیان اساسی» اخلاق انقلابی در میان کادرها و اعضای حزب ارائه دادهاند، راهحلهای خودیاری (خودآموزی، خودسازی، خودآموزی) نقش حیاتی و تعیینکنندهای ایفا میکنند. ویژگیهای اخلاقی و سبک زندگی عواملی هستند که از درون کادر یا عضو حزب شکل میگیرند. اشکال و راهحلهای بیرونی فقط به عنوان عناصر تکمیلی عمل میکنند.
کادرها و اعضای حزب، به ویژه آنهایی که در نظام سیاسی فعلی در تمام سطوح، سمتها و مسئولیتهای مهمی دارند، از یک مزیت بزرگ برخوردارند: یک محیط آموزشی و فرصتهایی برای مطالعه و انجام تحقیقات بنیادی در مورد نظریه سیاسی. هرچه سمت آنها بالاتر باشد، فرصتهای بیشتری برای مطالعه و تحقیق عمیق دارند. دانش نظری و فرآیند یادگیری، کار و فعالیتهای عملی آنها، محیطی را برای تبدیل فرآیند آموزشی به خودآموزی، خودسازی و خودسازی تشکیل میدهد. انحطاط بخشی از کادرها و اعضای حزب، از جمله بسیاری از مقامات عالیرتبه، که منجر به از دست دادن کامل «بنیاد اساسی» آنها میشود، کاملاً از علل ذهنی ناشی میشود: فقدان خودسازی و بیتوجهی به یا سرکوب فرآیند خودسازی و خودسازی.
برای اینکه «بنیاد اساسی» به منبعی درونزا تبدیل شود که بر تفکر، اعمال و کردار مردم حاکم باشد، کادرها و اعضای حزب باید بیش از هر زمان دیگری به راهحلهای خودیاری اولویت دهند. اگر خودشان این «بنیاد اساسی» را از دست بدهند، که منجر به تخلفات انضباطی و قانونی میشود، فقط باید خودشان را سرزنش کنند، نه سازمانها یا نهادهایشان را...
لو نگان (qdnd.vn)
لینک منبع






نظر (0)