تون نات مین خوی، از بنیانگذاران جشنواره لباس سنتی ویتنام، در مورد روزهای اولیه این برنامه گفت که ایده اولیه از تمایل به نزدیک کردن دوباره آئو دای و لباسهای سنتی ویتنامی به زندگی جوانان، به ویژه در محیط مدرسه، به همراه دوستی که علاقه او به لباسهای سنتی ویتنامی را داشت، ناشی شد.
حدود سالهای ۲۰۲۰-۲۰۲۱، زمانی که این برنامه در دانشگاه علوم اجتماعی و انسانی در شهر هوشی مین شروع به شکلگیری کرد، چیزی که آنها در درجه اول داشتند منابع فراوان نبود، بلکه این باور بود که اگر فرهنگ در بستر مناسبی برای جوانان قرار گیرد، این فرصت را خواهد داشت که به شیوهای متفاوت پذیرفته شود. در ابتدا، «موی سبز، پیراهن آبی» فقط یک آزمایش کوچک بود. آنها فضایی را سازماندهی کردند تا ببینند آیا قرار دادن فرهنگ در مکان مناسبی که جوانان هر روز در آن زندگی، تحصیل و تعامل میکنند، آنها را به هم نزدیکتر میکند یا خیر. در آن زمان، بنیانگذاران تصور نمیکردند که این برنامه تا این حد پیشرفت کند. اما همانطور که مین خوی به اشتراک گذاشت، او معتقد است که اگر این برنامه از نیاز به شناسایی هویت ناشی شود، مسیر خود را پیدا خواهد کرد.
در اولین فصل خود، «موهای سبز، آئو دای» (لباس سنتی ویتنامی) به طور کاملاً فشرده در محوطه دانشگاه علوم اجتماعی و انسانی در شهر هوشی مین برگزار شد. فعالیتهای اصلی حول محور نمایش غرفههای لباس سنتی ویتنامی، تمرین فرهنگ ویتنامی، شبکهسازی، گرفتن عکس، پوشیدن آئو دای، برگزاری جلسات بحث و گفتگو و معرفی لباسهای سنتی میچرخید. منابع در آن زمان، چه از نظر پرسنلی و چه از نظر مالی، محدود بود. اما دقیقاً در همان شرایط نامناسب بود که انرژی جوانی و روحیه جمعی به بزرگترین پشتوانه تبدیل شد. این شامل شور و شوق داوطلبان دانشجویی و تلاشهای مشترک سازمانهای فرهنگی ویتنامی و برندهای لباس ویتنامی میشد. شاید همین روحیه بود که پایه و اساس «موهای سبز، آئو دای» را برای تبدیل شدن از یک جنبش صرف به یک رویداد فرهنگی سالانه بنا نهاد.
![]() |
بسیاری از جوانان در رویداد «موهای آبی، پیراهن آبی» شرکت کردند. عکس توسط سوژه ارائه شده است. |
به گفته مین خوی، مشکل اولیه لزوماً متقاعد کردن جوانان به دوست داشتن فرهنگ سنتی نبود. بخش سختتر، شکستن یک مانع روانی دیرینه بود. بسیاری از جوانان با فرهنگ سنتی مخالف نبودند، اما فرض میکردند که به زندگی فعلی آنها تعلق ندارد. لباس سنتی ویتنامی در آن زمان اغلب به عنوان لباسی برای اجراها، مراسم یا مناسبتهای بسیار خاص دیده میشد. زیبا بود، اما دور از دسترس. شایسته احترام بود، اما چیزی نبود که مردم احساس کنند میتوانند به طور طبیعی بپوشند. بنابراین، آنچه «موی سبز، ردای آبی» به دست آورد، فقط سازماندهی یک رویداد نبود، بلکه ایجاد فضایی امن برای ورود جوانان بود. در آنجا، هیچ کس مورد قضاوت قرار نمیگرفت، هیچ کس از «متفاوت بودن» احساس شرم نمیکرد، همه آن را امتحان میکردند، میپوشیدند، عکس میگرفتند و با هم در مورد آن یاد میگرفتند. تنها زمانی که آن مانع روانی برداشته شد، پذیرش شروع به تغییر کرد.
بسیاری از جوانان که در ابتدا لباس سنتی ویتنامی را به عنوان یک تجربه آزمایشی میدیدند، به تدریج عشق واقعی به آن پیدا کردهاند. گسترش گسترده رسانههای اجتماعی، همراه با فعالیتهای متعدد نمایش لباس سنتی ویتنامی در مکانهای مختلف، باعث ایجاد همافزایی بیشتری شده و به شکوفایی این جنبش کمک کرده است. مین خوی با نگاهی به شش سال گذشته معتقد است که بزرگترین تغییر برای «موهای سبز، پیراهن آبی» در وضعیت این برنامه نهفته است. این برنامه از یک فضای آزمایشی، به یک نقطه تلاقی فرهنگی تبدیل شده است، جایی که بسیاری از مردم نه تنها برای شرکت در آن، بلکه برای ارتباط، ابراز هویت خود و احساس اینکه بخشی از آن جریان فرهنگی هستند، به آنجا میآیند.
نقطه عطف حیاتی زمانی فرا رسید که این برنامه در چارچوب جشنواره جوانان ۲۰۲۶ قرار گرفت. در آن زمان، «موهای سبز، پیراهن آبی» دیگر به عنوان یک فعالیت مستقل به تنهایی وجود نداشت، بلکه به بخشی از یک اکوسیستم فرهنگی بزرگتر تبدیل شد که توسط بسیاری از سازمانها، واحدها و کل شهر هوشی مین پشتیبانی میشد. نکته قابل توجه این است که در طول این مسیر، این برنامه هرگز جهت خود را از دست نداد. مشکلات عملیاتی، فشار سازمانی، مقیاس و منابع در هر رویدادی اجتنابناپذیر است. اما به گفته مین خوی، آنچه «موهای سبز، پیراهن آبی» را حفظ کرد، روحیه تزلزلناپذیر آن بود.
از همان ابتدا، بنیانگذاران این را نه فقط به عنوان یک رویداد، بلکه به عنوان یک سفر فرهنگی تعریف کردند. زمانی که به عنوان یک سفر دیده میشد، موانع سر راه دیگر دلیلی برای توقف نبودند. شاید به همین دلیل است که سرزندگی این برنامه فراتر از یک تیم خاص است. برندهای ویتنامی، سازمانهای فرهنگی و حمایت روزافزون مخاطبان - همه به ایجاد پایهای پایدارتر برای این سفر کمک میکنند.
![]() |
بسیاری از جوانان در رویداد «موهای آبی، پیراهن آبی» شرکت کردند. عکس توسط سوژه ارائه شده است. |
پوشیدن لباس سنتی ویتنامی فقط به معنای پوشیدن نوعی لباس سنتی نیست، بلکه به معنای ورود به یک جریان تاریخی و انتقال بخشی از حافظه فرهنگی اجداد ما به زمان حال است. شایان ذکر است که در سفر احیای فرهنگی امروز، جوانان دیگر ناظر نیستند. آنها کسانی هستند که مستقیماً درگیر میشوند، مستقیماً لباس میپوشند و مستقیماً داستان فرهنگ را به زبان زمان خود روایت میکنند. مین خوی به وضوح این موضوع را تشخیص میدهد و اظهار میکند که اکثر کسانی که امروزه مستقیماً در زمینه لباس و شیوههای فرهنگی ویتنامی کار میکنند، متعلق به نسلهای دهه 90 و اوایل دهه 2000 هستند. آنها به فرهنگ به صورت یک طرفه نگاه نمیکنند. آنها همزمان یاد میگیرند، سوال میپرسند، آزمایش میکنند و خلق میکنند. آنها توانایی پیوند دانش سنتی با زبان مدرن، از طراحی و ارتباطات گرفته تا ادغام فرهنگ در زندگی روزمره را دارند. بنابراین، آوردن لباس سنتی ویتنامی به فضاهای عمومی از طریق رژهها، اجراها یا نمایشهای فرهنگی صرفاً به معنای "بیرون آوردن میراث از موزهها" نیست. مهمتر از آن، به معنای بازگرداندن میراث به زندگی است. قرار نیست میراث در حال رکود باقی بماند. قرار است به شیوهای پویا و در دسترس مورد استفاده، دیده و ادامه قرار گیرد.
همزمان با افزایش روزافزون تصاویر جوانانی که لباسهای سنتی ویتنامی (آئو دای ویتنامی) را به تن دارند، در خیابانها، حیاط مدارس و رویدادهای فرهنگی، واکنش عمومی به تدریج تغییر کرده است. مردم از کنجکاوی و گاهی شک و تردید، با آن آشنا شده و سپس از آن حمایت میکنند. همانطور که مین خوی گفت، این یک تغییر از عجیب به زیبا، از زیبا به غرورآمیز است. این همچنین دیدگاه واقعبینانهتری را در مورد جایگاه آئو دای ویتنامی در زندگی معاصر باز میکند. آئو دای ویتنامی لزوماً نباید به لباس روزمره تبدیل شود، به این معنا که همه آن را در همه جا و همیشه میپوشند. اما مطمئناً میتواند به طور طبیعی در مناسبتهای مهم زندگی مانند عروسی، فارغالتحصیلی، تت (سال نو ویتنامی)، تعطیلات سنتی یا رویدادهای فرهنگی حضور داشته باشد.
تجربه بسیاری از کشورهای آسیایی نشان میدهد که لباسهای سنتی نیازی به رقابت با مد مدرن ندارند؛ در عوض، میتوانند با این تمایز معقول، همزیستی داشته باشند، نقش خود را ایفا کنند و به طور پایدار حفظ شوند. آنچه ضروری است، تعادل بین لباسهای سنتی اصیل و اشکال نوآورانه است. لباسهای سنتی به عنوان پایه و اساس عمل میکنند و به درک تاریخ، ساختار و روح لباسهای سنتی کمک میکنند. در همین حال، طرحهای نوآورانه میتوانند به عنوان پلی برای آوردن آن روح به زندگی مدرن عمل کنند و آن را برای جوانان قابل دسترستر سازند. مسئله انتخاب یک طرف بر دیگری نیست، بلکه درک ارزش هر نوع و قرار دادن آنها در بستر مناسب است. شاید به همین دلیل است که پس از شش سال، «موهای آبی، ردای آبی» چیزی بیش از نام یک برنامه است. این برنامه به تدریج چشمانداز وسیعتری از چگونگی ادامه فرهنگ سنتی را نه از طریق شعار، بلکه از طریق تجربیات زنده؛ نه از طریق فاصله، بلکه از طریق تعامل، تداعی میکند.
مین خوی امیدوار است که در ۵ تا ۱۰ سال آینده، «موی سبز، پیراهن آبی» به یک پلتفرم فرهنگی تبدیل شود که نه تنها رویدادها را سازماندهی میکند، بلکه مردم، دانش و شیوههای فرهنگی را به طور پایدار به هم متصل میکند و به بسیاری از نقاط کشور و حتی در سطح بینالمللی میرسد. و وقتی جوانان دیگر در حاشیه نباشند، بلکه به جانشینان، تمرینکنندگان و قصهگویان تبدیل شوند، فرهنگ ادامه یافته و در نسلها گسترش مییابد.
منبع: https://www.qdnd.vn/van-hoa/doi-song/khi-nguoi-tre-dua-viet-phuc-tro-lai-doi-song-1032647










نظر (0)