Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

خاطرات پیشگامی از طریق کتاب‌ها و روزنامه‌های قدیمی.

در حال پارو زدن قایق، از ترس اینکه کروکودیل‌ها پاهایتان را گاز بگیرند.

Báo Vĩnh LongBáo Vĩnh Long21/03/2026


اجداد ما در طول مهاجرت به سمت جنوب برای سکونت در سرزمین‌های جدید، نه تنها مجبور بودند با هوای خشن کوهستان، جنگل‌های انبوه و آب‌های سمی که باعث بیماری‌های کشنده می‌شدند، دست و پنجه نرم کنند، بلکه با حیوانات وحشی درنده‌ای مانند ببر، پلنگ، تمساح و شاه کبرا نیز روبرو شدند... که در کمین حمله و گرفتن جان انسان‌ها بودند. بنابراین، یک ضرب‌المثل عامیانه هنوز در بین مردم رواج دارد:



(ترانه محلی)

از داستان گرفتن کروکودیل‌ها با قایقی کوچک در رودخانه باساک...

در این منطقه، حتی در اوایل قرن بیستم، داستان‌هایی مبنی بر اینکه «ببرها حیوانات را می‌برند و تمساح‌ها آنها را می‌گیرند» هنوز در دلتای مکونگ رایج بود. دلیل این امر آن است که دلتای مکونگ منطقه‌ای از رودخانه‌ها و کانال‌ها است که دو رودخانه اصلی آن را قطع می‌کنند: رودخانه تین و رودخانه هائو. رودخانه هائو (که با نام‌های رودخانه باساک، رودخانه بت ساک یا رودخانه با تاک نیز شناخته می‌شود) وسیع‌ترین بخش خود را با عرض حدود ۴ کیلومتر، بین منطقه کائو که (که قبلاً استان ترا وین نام داشت) و منطقه لانگ فو (که قبلاً استان سوک ترانگ نام داشت ) دارد.

رودخانه‌ها و کانال‌ها آب مورد نیاز مردم را برای زندگی روزمره، تولید، کشاورزی، دامداری، ماهیگیری، تجارت و حمل و نقل کالا فراهم می‌کنند. آب برای زندگی انسان و توسعه اقتصادی ضروری است. با این حال، سطح آب نیز مکانی خطرناک است و به دلیل بلایای طبیعی مانند بالا آمدن سطح آب و سیل‌هایی که روستاها و محصولات کشاورزی را زیر آب می‌برند، باعث اضطراب زیادی می‌شود. در زیر سطح وسیع رودخانه، قلمرو ماهی‌های وحشی قرار دارد و انسان‌ها، به دلیل کوچکی، ممکن است جان خود را در اثر این موجودات آبزی وحشی که در قسمت‌های عمیق‌تر رودخانه از آنها تغذیه می‌کنند، از دست بدهند.

پیشگامانی که قلمرو را گسترش دادند. عکس از کتاب

پیشگامانی که سرزمین‌های جدیدی را گسترش دادند. عکس از کتاب "طرح‌های اولیه از تو دی" گرفته شده است.

دوباره روزنامه «آن ها بائو»، یک روزنامه هفتگی که پنجشنبه‌ها منتشر می‌شد و دفتر تحریریه آن در کان تو قرار داشت، را در شماره ۸۱۷، سال ۱۹۳۳ خواندم، در صفحه اول مقاله‌ای با تیتر بزرگ بود: «یک تمساح عظیم‌الجثه، ۱۰ متر طول، به پهنای یک قایق ماهیگیری...».

گزیده: «این چند روز گذشته، قیمت ماهی و میگو در بازار کان تو بیش از حد بالا رفته است. پس از پرس و جو، مشخص شد که دلیل این افزایش قیمت، ظاهر شدن ناگهانی یک کروکودیل بزرگ و دراز در رودخانه باساک (رودخانه هائو) بوده که باعث شده ماهیگیران و ماهیگیران از ماهیگیری در شب بترسند.»

فقط با شنیدنش باورم نمی‌شد، اما چند روز گذشته اطلاعیه‌هایی از کمیسر ارشد کان تو دیده‌ام که اعلام می‌کند قایق‌ها و کانوها به دلیل وجود یک تمساح، اجازه تردد شبانه در رودخانه باساک را ندارند. علاوه بر این، به وضوح شنیده‌ام که این تمساح بسیار عظیم است، ده متر طول و به اندازه یک قایق ماهیگیری عرض دارد. اوه، خبر این تمساح غول‌پیکر در چند روز گذشته باعث غوغای عمومی در کان تو شده است. مقامات دیوانه‌وار در حال جستجو هستند و آماده‌اند تا در صورت مشاهده آن را با تیر بزنند، اما الان کجاست؟

به گفته معاون استاندار، دیروز وقتی به کای وان رفته بود، تمساح به پایگاه مای توآن (یعنی کای وان) منتقل شده بود. این تمساح تهدیدی رایج برای کسانی است که در رودخانه سفر می‌کنند، بنابراین هر کسی که آن را در هر جایی ببیند باید فوراً گزارش دهد...»

در شماره بعدی، روزنامه «آن ها» گزارش خود را ادامه داد: «اخبار بیشتر در مورد تمساح عظیم الجثه در رودخانه باساک». طبق گزارش هونگ دیم، «شخصی یک تمساح عظیم الجثه را در رودخانه مکونگ، نزدیک مای توآن (که قبلاً کای وون، منطقه بین مین، استان وین لونگ بود) مشاهده کرد. اما وقتی آن را به مقامات گزارش دادند، ناپدید شده بود! این مقاله شامل این بخش بود: «یک شب دیروقت، یک قایق تجاری متعلق به زوجی به نام دوآن د لوک در حال عبور از رودخانه مکونگ بود که زن، در حالی که در حال پارو زدن در دماغه قایق بود، به شوهرش فریاد زد که چیزی بسیار بزرگ و سیاه روی سطح آب وجود دارد. شوهر با دقت گوش داد و ناگهان صدای انفجار بلندی شنید، آب به بیرون پاشید و موجود سیاه ناپدید شد. این زوج وحشت زده، به سرعت به سمت ساحل پارو زدند، سپس قایق خود را برای استراحت لنگر انداختند و جرات نکردند بیشتر پیش بروند.»

صبح روز بعد، وقتی این زوج داستان را تعریف کردند، همه زبان‌هایشان را بیرون آوردند، که نشان می‌داد آن کروکودیل عظیم‌الجثه می‌خواسته قایق تجاری آقای لوک را تصاحب کند.

«امیدواریم مقامات هر چه سریع‌تر راهی برای خلاص شدن از شر این هیولا پیدا کنند، زیرا اگر این هیولا آزاد گذاشته شود تا وحشیگری کند، ماهیگیران هرگز آرامش نخواهند داشت.»

روزنامه آن ها در مورد کروکودیل در رودخانه باساک گزارش می‌دهد. (منبع تصویر: جمع‌آوری‌شده)

روزنامه‌ی «آن ها بائو» در مورد کروکودیل رودخانه‌ی باساک گزارش می‌دهد. (منبع تصویر: جمع‌آوری‌شده)

پس از آن، دیگر هیچ گزارش خبری در مورد این تمساح «غول‌پیکر» منتشر نشد. زندگی مردم در امتداد رودخانه هائو به تدریج به حالت عادی بازگشت. ماهیگیری و برداشت میگو از سر گرفته شد، اما اکنون مردم هنگام انداختن تور یا کشیدن قلاب ماهیگیری همیشه محتاط بودند. آنها منطقه را به دقت از نظر وجود کنده درخت یا سنگ بررسی می‌کردند و مانند گذشته جرات نمی‌کردند برای برداشتن موانع به داخل رودخانه بپرند. با گذشت زمان، داستان تمساح «به بزرگی یک قایق ماهیگیری» در رودخانه باساک به تدریج به فراموشی سپرده شد.

...برای تماشای اپرای سنتی ویتنامی در وسط جنگل.

صفحات زرد شده کتاب همچنان مرا از طریق اثر «عطر جنگل کا مائو» نوشته نویسنده سون نام (۱۹۲۶-۲۰۰۸) به دورترین نقاط این سرزمین می‌برد. به دلیل جنگ و آشفتگی، بسیاری از مردم وین لونگ به دنبال پناهگاه بودند، برخی که در تلاش‌هایشان برای «خدمت به ملت» شکست خورده بودند، مجبور شدند برای فرار از آزار و اذیت به دورترین نقاط کشور فرار کنند... و در این مکان مهاجر شدند. سرزمینی که صرف اشاره به آن، مشکلات، موانع و خطرات بی‌شماری را تداعی می‌کند.



داستان «اپرای سنتی در جنگل» نوشته‌ی نویسنده‌ای به نام سون نام، خاطرات دوران باستانِ احیای زمین و سکونت را زنده می‌کند، اما به نظر می‌رسد اشتیاق اجداد ما به هنر و فرهنگ در آن زمان، حتی در حالی که در میان جنگل مقدس و آب‌های خطرناک زندگی می‌کردند، فوق‌العاده شدید بوده است.

مکانی که نویسنده سون نام در این داستان توصیف می‌کند، بسیار عجیب به نظر می‌رسد - دهکده خوئن تا تونگ، که در دل جنگل قرار دارد و تنها 20 کلبه کاهگلی دارد. روزی، مدیر یک گروه تئاتر برای صحبت در مورد اجرای نمایش برای روستاییان آمد. شرط او این بود که کل دهکده برای گروه غذا تهیه کند و صحنه‌ای برای اجراهای آنها بسازد. بزرگان روستا با شنیدن این شرایط، با وجود عشقشان به تئاتر سنتی، سر خود را تکان دادند، زیرا تعداد بازیگران و زنان گروه به اندازه جمعیت دهکده بود. علاوه بر این، اجرا در چنین منطقه وحشی و بکری که پر از ببر، پلنگ و تمساح است - چگونه می‌توانستند امنیت اجراکنندگان و تماشاگران را تضمین کنند؟

با شنیدن زمزمه‌های نارضایتی، مدیر برنامه به وضعیت اسفناک گروه اعتراف کرد: «لطفاً از همه، به ما رحم کنید. ما فقط از روی ناچاری به این منطقه آمدیم! مطمئناً ما را به فرانسوی‌ها تحویل نمی‌دهید، نه؟ ما از وونگ لیم آمدیم و به «باشگاه سبز» پیوستیم، اما بعد همه چیز از هم پاشید...»

بلافاصله پس از آن، بزرگان روستا، روستاییان را جمع کردند و وضعیت را اعلام کردند: فردا یک اجرای اپرای سنتی برگزار خواهد شد، ابتدا برای سرگرمی، سپس برای خیریه. هر خانوار باید چند سبد برنج برای حمایت از آنها کمک کند و مردان جوان باید برای بریدن درختان حرا به جنگل بروند و پایه تنه را تیز کنند. با شنیدن این حرف، اکثر مردم بسیار خوشحال شدند و پرسیدند که آیا اجرا در طول روز یا شب خواهد بود. بزرگ پاسخ داد: اپرای سنتی باید در شب اجرا شود تا روستاییان بتوانند در طول روز در مزارع کار کنند. اما برخی از مردم هنوز از ببرها و تمساح‌ها می‌ترسیدند. سپس بزرگ روستا طرحی را پیشنهاد داد: ساخت یک خانه سه اتاقه و دو بال در وسط کانال خوئن تا تونگ. سه اتاق مرکزی به عنوان صحنه نمایش استفاده می‌شد و دو بال برای زندگی و آشپزی بازیگران زن و مرد بود. در اطراف صحنه، آنها دایره‌ای از تیرک‌های حرا می‌ساختند که تیرک‌ها تقریباً به عرض یک دست نزدیک به هم بودند. هر کسی که می‌خواست اجرا را تماشا کند، می‌توانست قایق خود را به داخل محوطه هدایت کند و سپس دروازه را ببندد. ببر در ساحل کانال تنها مانده بود، کروکودیل فقط می‌توانست با نوک تیزش تماشا کند، در حالی که من تمام شب در قایق نشسته بودم و نمایش را تماشا می‌کردم...

طبق توصیف نویسنده سون نام، صحنه اجرای اپرای سنتی در جنگل در شب فوق‌العاده شاد بود! چهار مشعل در دو طرف صحنه به شدت می‌درخشیدند. بازیگران لباس‌ها و سربندهای رنگارنگی پوشیده بودند که با پرهای قرقاول تزئین شده بودند، اما متأسفانه به دلیل نداشتن چکمه یا کفش پابرهنه بودند. طبل‌ها به صدا در می‌آمدند و شیپورها نواخته می‌شدند... پس از چندین شب اجرا، روستاییان نمایش‌ها را از بر بودند و حوصله بچه‌ها سر رفته بود، بنابراین همه با قایق‌های خود به خانه پارو می‌زدند. به طور غیرمنتظره‌ای، دو یا سه ببر در امتداد ساحل کانال آنها را تعقیب کردند، بنابراین آنها وحشت کردند و قایق‌های خود را به سمت حصار چرخاندند تا تا صبح منتظر بمانند. یک شب، در حین اجرا، یک بازیگر زن دو تمساح را دید که پوزه‌های خود را به حصار فرو می‌کردند. وحشت‌زده به داخل دوید. ریش‌سفید روستا دستور داد که ناقوس‌ها را به صدا درآورند و تمساح‌ها ناپدید شدند.

اپرای سنتی ویتنامی که در جنگل اجرا می‌شود. تصویرسازی از: تران تانگ

اپرای سنتی ویتنامی که در جنگل اجرا می‌شود. تصویرسازی از: تران تانگ

وقتی گروه اپرای سیار به روستای دیگری نقل مکان کردند، برخی از مردم هنوز هم آن دو ببر را که مرتباً به صحنه می‌آمدند، می‌دیدند که به درخت انجیر کنار کانال تکیه داده بودند. مخصوصاً در شب‌های مهتابی، زبان‌های درازشان را بیرون می‌آوردند، در حالی که روی رودخانه، تمساح‌ها در اطراف صحنه قدیمی کمین می‌کردند، گویی برای صدای شیپورها و طبل‌ها سوگواری می‌کردند، اما مطمئناً بیشتر از همه حسرت «طعمه‌های زنده» را می‌خورند که با فراغت خاطر از قایق‌هایشان در جنگل اپرا را تماشا می‌کردند!

تقریباً یک قرن گذشته است و بازخوانی این داستان‌ها و مقالات خبری با طرح‌های هیجان‌انگیز و مرموزشان، هم سرگرمی و هم درک عمیق‌تری از منطقه دلتای مکونگ، ارگ باستانی لانگ هو که اجداد ما با زحمت فراوان آن را توسعه داده و حفظ کردند، فراهم می‌کند.

سرزمینی که زمانی وحشی و رام نشده بود و زمانی پر از ببر و تمساح بود، اکنون به گذشته پیوسته است. زندگی جدیدی در اینجا پدیدار شده است، با سازه‌های مدرن که به طور یکپارچه با سرعت شلوغ زندگی ترکیب شده‌اند و تغییرات بی‌شماری را به ارمغان آورده‌اند. چشم‌اندازی که زمانی متروک بود، اکنون جای خود را به شالیزارهای برنج طلایی، باغ‌های سرسبز، مناطق مسکونی مرفه، کارخانه‌های تازه ساخته شده، پل‌های کابلی مدرن و بزرگراه‌ها می‌دهد... دلتای مکونگ - سرزمین نه اژدها - در تلاش است تا توسعه یابد و با بقیه کشور ادغام شود.

تران تانگ
 

منبع: https://baovinhlong.com.vn/van-hoa-giai-tri/202603/ky-uc-khan-hoang-qua-sach-bao-xua-47c7e8e/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
شادی از بخشیدن می‌آید.

شادی از بخشیدن می‌آید.

مهتاب

مهتاب

خانه قومی تایلندی

خانه قومی تایلندی