من عادت دارم اول صفحات و فصلها را بشمارم. با نزدیک به ۶۰۰ صفحه و چاپ مجدد بسیار زیاد، میتوانستم تصور کنم که این اثر چقدر برای خوانندگان جذاب خواهد بود. من یک سرباز سابق، یک پیادهنظام و سپس یک توپخانه هستم و هیچ دانش قبلی در مورد سوخت ندارم، با این حال عمیقاً تحت تأثیر فصلها و نوشتهها قرار گرفتم. ژنرال هاو واقعاً یک نویسنده واقعی است. نویسندهای در لباس نظامی، با صدای یک "نویسنده-سرباز". عبارتی که کسانی که در ارتش خدمت کردهاند اغلب برای توصیف کسانی که با آنها زندگی میکنند، آنها را درک میکنند، دوستشان دارند و آنها را به طور کامل، از جنبههای تراژیک تا قهرمانانهشان، کاوش میکنند، به کار میبرند.
| رمان «رودخانهای که آتش را حمل میکند» نوشتهی سرلشکر و نویسنده هو سی هائو. |
روی جلد کتاب نوشته شده «رمان». به یک فرهنگ لغت مراجعه کردم و میخواستم روشن کنم که باید یک «رمان تاریخی» باشد، نه صرفاً یک رمان، زیرا فرهنگ لغت، رمان را به عنوان اثری داستانی تعریف میکند که نویسندهای بر اساس یک طرح، با هدف ترویج خیر، نوشته است. با این حال، هنگام خواندن، احساس کردم که افراد واقعی مانند ژنرال دین دوک تین، ژنرال نگوین چون و ژنرال دونگ سی نگوین و رویدادهای واقعی مانند کار روزانه سربازان انبار سوخت در آن حضور دارند. من جرات نمیکنم وارد جزئیات آکادمیک شوم، اما منظورم همین بود!
سپهبد دونگ سی نگوین، عضو سابق دفتر سیاسی ، نایب رئیس سابق شورای وزیران (که اکنون دولت است) و فرمانده سابق ارتش ترونگ سون، گفت: «اگر مسیر هوشی مین یک افسانه است، پس خط لوله نفت نیز افسانهای در دل آن افسانه است.» هو سی هائو، از طریق زندگی و تجربیات جنگی خود، این گفته را در ادبیات اثبات کرد و سختیها، مشکلات و فداکاریهای بیدریغ سربازان خط لوله نفت ترونگ سون را توصیف نمود.
| سپهبد فونگ خاچ دانگ در مراسم رونمایی از رمان «رودخانهای که آتش را حمل میکند»، ژوئیه ۲۰۲۵، سخنرانی میکند. عکس: نگوین ترانگ |
من از نوشتههای نویسنده قدردانی میکنم زیرا هدف او نه تنها بازآفرینی تاریخ نیروهای خط لوله نفت ترونگ سان است، بلکه کمک به نسلهای آینده برای درک بهتر کار خاموشی است که نسلهای گذشته انجام دادهاند. من برای نویسنده حتی بیشتر ارزش قائلم زیرا او نه برای شهرت، بلکه به این دلیل مینویسد که از همان صفحه اول نوشته است: "تقدیم به رفقایم...". اینها سخنان سپاسگزاری از بازماندگان بمباران است که برای بزرگداشت قهرمانان و شهدایی نوشته شده است که از فدا کردن جوانی و خون خود برای آزادسازی جنوب و اتحاد کشور دریغ نکردند.
فصل اول کتاب با عنوان «بنزین و خون» منتشر شده است. بنزین و خون، وقتی از منظر فیزیکی و شیمیایی بررسی شوند، کاملاً متفاوت هستند. با این حال، او در نوشتههایش، آنها را به عنوان یکی در نظر میگیرد، زیرا بنزین به اندازه خون برای سربازان، به ویژه آنهایی که در میدان نبرد هستند، به ویژه آنهایی که در واحدهای مکانیزه هستند، ضروری است. او از کلمات «بنزین» و «خون» برای بیان رابطه درهم تنیده آنها در میدان نبرد استفاده میکند. من شخصاً ترجیح میدهم بنویسم «بنزین به مثابه خون». اما در هر صورت، این دو عبارت به تنهایی یک تصویر ادبی فوقالعاده را تشکیل میدهند که به طور کامل معانی تحتاللفظی و مجازی میدان نبرد را به تصویر میکشد.
عناوین فصلهای کتاب، مانند «آغازهای دشوار»، «مسیر غربی»، «نقطه کلیدی فا بنگ»، «لام سون ۷۱۹» و غیره، به وضوح تراژدی و قهرمانی سربازان خط لوله نفت ترونگ سون را به طور خاص، و سربازان ترونگ سون را به طور کلی، که خود او نیز در آن شرکت داشت، به تصویر میکشد و با خلوص نیت مینویسد. او درباره سربازان خط لوله نفت ترونگ سون نوشت، اما من فکر میکنم او فصل درخشانی به سنت سربازان عمو هو اضافه کرد.
من سبک نوشتاری هو سی هائو را دوست دارم چون خیلی واقعی است. به اندازه تجربیات خودمان واقعی است. برای مثال، داستان گروهی از مردان که برای خوابیدن به جنگلی پر از دختر میآیند، یک اتفاق ویژه است. چند دختر موهایشان را مرتب میکنند، لباسهایشان را صاف میکنند و با هیجان به عنوان هموطنانشان به یکدیگر سلام میکنند. سپس داستان کادرهای قدیمی وجود دارد که یک مهندس جوان تازه فارغالتحصیل شده را ترغیب میکنند تا از چند داوطلب زن جوان مقداری خمیر میگو بخواهد تا کدو تنبلهای آبپز خود را در آن فرو کنند. دخترها لحظهای مبهوت شدند، سپس فریاد زدند: "خدای من! شما تازه رسیدهاید و از قبل "خمیر میگو" میخواهید!" ژنرال هائو کلمات "خمیر میگو" را در گیومه قرار داده است. این معنای ضمنی است. نمیدانم دقیق است یا نه. به عنوان یک سرباز، فکر میکنم این جزئیات به اشتیاق جوانان اشاره دارد.
نویسنده به دو بیت شعر اشاره میکند که فرمانده پژواک آنها را از قایقی در رودخانه کوانگ بین شنیده است: «عزیزم، به خانه برو و ازدواج کن / من به ۵۵۹ میروم، چه کسی میداند کی برمیگردم.» خواندن این دو بیت مرا به یاد مراسم خداحافظی رفقایی انداخت که با علم به مرگشان به مأموریت میرفتند: مراسم «مراسم تشییع جنازه زنده». ما سربازان پیاده نظام اغلب چنین مراسمی داشتیم. این کتاب درباره سختیها و نبردهای سهمگین است، اما من احساس خشکی نکردم زیرا نویسنده داستانهای جاودانه انسانی، از جمله عشق بین زن و مرد را در هم آمیخته است.
| سرلشکر و نویسنده هو سی هائو در مراسم رونمایی از رمان خود «رودخانهای که آتش را حمل میکند»، ژوئیه ۲۰۲۵، سخنرانی میکند. عکس: نگوین ترانگ |
این کتاب خوانندگان را مجذوب خود میکند زیرا اصیل و قابل درک برای سربازان کهنهکاری مانند ما است، و من معتقدم نسلهای جوانتر برای یادگیری بیشتر در مورد تاریخ به دنبال آن خواهند رفت، همانطور که شاعر وو کوان فونگ گفته است: «این کتاب پر از اسناد ارزشمند است، مانند یک وقایعنامه جامع، شاید کاملترین و غنیترین روایت از سربازان نفت و گاز ترونگ سان». من حتی بیشتر مطمئن هستم که دانشآموزان آن را خواهند خواند زیرا نویسنده زمانی دانشجو و مهندس بوده است. آنها آن را خواهند خواند تا ببینند روشنفکران گذشته چگونه درس میخواندند، کار میکردند، میجنگیدند و عشق میورزیدند.
در مورد من، من خواندهام و به خواندن ادامه خواهم داد تا درباره سربازان سوخترسان که افسانه جاده ترونگ سون را نوشتند، بیشتر بدانم.
پونگ کاچ دانگ،
منبع: https://www.qdnd.vn/van-hoa/van-hoc-nghe-thuat/ky-uc-ve-mot-thoi-bao-lua-846198






نظر (0)