Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

نامه سرنوشت ساز…

Việt NamViệt Nam27/07/2024


در زمان جنگ، تجهیزات یک سرباز ساده بود: علاوه بر یک کوله پشتی، یک تفنگ و لوازم ضروری، یک خودکار و یک دفترچه یادداشت. در آن لحظات سرنوشت ساز، بسیاری فقط فرصت داشتند چند خط برای عزیزانشان در خانه به عنوان خداحافظی یا وداع بگذارند. سپس، با گذشت زمان، برای آن دسته از سربازانی که نمی‌توانستند برگردند، نامه به آخرین یادگاری برای خانواده‌شان تبدیل می‌شد...

نامه سرنوشت ساز…
یادگارهای جنگی سربازان.

در اواخر ژوئیه ۲۰۲۴، در بحبوحه اندوه ملی ناشی از درگذشت دبیرکل نگوین فو ترونگ، کمونیست سرسخت حزب، شاگرد برجسته رئیس جمهور هوشی مین ، رهبری بی‌نهایت محبوب و نزدیک به مردم... ناگهان نامه‌ای از بستگان شهید نگوین کوانگ لونگ، از کمون دای کونگ، منطقه کیم بانگ، دریافت کردم. نامه با گذشت زمان لکه‌دار شده بود، اما دست‌خط و رنگ جوهر آن دست‌نخورده باقی مانده بود. کلماتی که با عجله در دو صفحه نوشته شده بودند، و گاهی اوقات با خط ناخوانا نوشته شده بودند، مانند مسیرهایی که نویسنده نامه قرار بود طی کند، امتداد یافته بودند.

... من با فرستنده این نامه، دختر دوم شهید نگوین کوانگ لونگ، خانم نگوین تی اوآن، متولد ۱۹۶۸، که در حال حاضر در روستای تونگ کوان، بخش دای کوانگ ساکن است، ملاقات کردم. خانم اوآن در خانه بزرگ و مرتب خود که پر از صداهای شاد بازی کودکان بود، آنها را به عنوان نوه‌های خود معرفی کرد. مادر مسن او - همسر شهید نگوین کوانگ لونگ - که بیش از ۸۰ سال سن دارد، نیز با او زندگی می‌کند.

نامه سرنوشت ساز…
خانم نگوین تی اوآنه یادگاری‌های پدرش را برای نوه‌هایش بیرون آورد تا ببینند و به همه آنها یادآوری کرد که کسانی را که برای استقلال ملی و صلحی که کشورمان امروز از آن برخوردار است، جان باختند، فراموش نکنند.

او در حالی که نامه پدرش را در دست داشت، عمیقاً متأثر شد: «این تنها چیزی است که پدرم برای ما به ارث گذاشته است. من هر کلمه، هر سطر را به خاطر دارم و تقریباً می‌توانم گرمای وجودش را در آن حس کنم. بیش از 10 سال است که این نامه انگیزه من برای غلبه بر مشکلات زندگی بوده است، همیشه تلاش کرده‌ام سخت کار کنم، زندگی بهتری برای خانواده‌ام بسازم، از مادر پیر و فرزندانم مراقبت کنم تا باعث شرمساری پدرم نشوم...»

خانم اوآن گواهی‌های لیاقت، تقدیرنامه‌ها و مدال‌های پدرش را بیرون آورد و آنها را پاداش‌های بزرگی دانست که حزب و دولت به پاس خدمات و فداکاری‌های شهید به او اعطا می‌کنند. او این نامه را تنها زمانی دریافت کرد که خانواده‌اش در پایان سال ۲۰۰۹ قبر شهید نگوین کوانگ لونگ را در گورستان شهدای تین بین در استان آن گیانگ پیدا کردند. عموی او در آن زمان فکر کرد که وقت آن رسیده است که این یادگاری را به همسر و فرزندانش بدهد تا نگه دارند. او به خواهرزاده‌اش گفت: «من تک تک کلمات را بلعیدم! حالا که پدرت را پیدا کرده‌ام، آن را به تو برمی‌گردانم!!!» کلمات این نامه عمیقاً در دل کسانی که هنوز زنده هستند طنین‌انداز شد. عشق به والدین، همسر، فرزندان، خواهر و برادر و بستگان شهید، درست مانند سایر سربازان، با عشق به کشور درآمیخته بود.

با این حال، این نامه به آینده‌ای شوم نیز اشاره داشت: "مادر و پدر، من اکنون بسیار دور هستم و از این لحظه به بعد، برای همیشه رفته‌ام. به عنوان فرزند شما، چگونه می‌توانم لطف و قدردانی شما را برای بزرگ کردنم جبران کنم؟ من در این مورد زیاد فکر کرده‌ام و افکارم با افکار کمونیست‌ها در هم آمیخته خواهد شد."

نامه سرنوشت ساز…
خانم له تی له و دخترش نگوین تی اوآنه در حالی که کل کشور هفتاد و هفتمین سالگرد روز جانبازان و شهدای جنگ را گرامی می‌دارند، نامه شهید نگوین کوانگ لونگ را بازخوانی کردند.

خانم له تی له، همسر شهید لونگ، با احساسات گفت: «ما در سال ۱۹۶۰ ازدواج کردیم، سپس او به عنوان افسر پلیس مسلح در ها نام و بعداً در کام فا مشغول به کار شد. زمانی که ما به عنوان زن و شوهر با هم گذراندیم، به انگشتان یک دست نمی‌رسید، زودگذر و کوتاه. در سال ۱۹۶۴، پس از اینکه او برای ملاقات به خانه آمد، من اولین دخترمان را به دنیا آوردم. در سال ۱۹۶۶، او به شاخه دیگری منتقل شد و پس از آن، او یک بار دیگر برای دیدار همسر و فرزندانش به خانه آمد. سپس من دختر دوممان را باردار شدم و ما در سال میمون (۱۹۶۸) به دنیا آمدیم. در آن زمان، ارتش در حال بسیج نیروهای خود برای نبرد بود، بنابراین او دوباره در فوریه ۱۹۶۸ به خدمت سربازی رفت. در ۳ دسامبر ۱۹۶۹، او در جنگ کشته شد.»

مادر و دو فرزندش در طول سال‌های جنگ زندگی بسیار سختی را سپری کردند. خانم لی فرزندانش را برای زندگی با والدین شوهرش فرستاد، در حالی که خودش برای امرار معاش به کارهای مختلفی مانند کارگری ساختمان و دستفروشی در بازار مشغول بود. فرزندانش مستقل بزرگ شدند و به سختی و محرومیت عادت کردند. در خانواده سرباز کشته شده لونگ، هیچ کس دقیقاً نمی‌دانست که او در کدام واحد خدمت می‌کند. یک روز پاییزی، او تلگرافی به کمون فرستاد و به پدرش گفت که فوراً به باک ما (کمونی در منطقه دونگ تریو، استان سابق های دونگ) بیاید تا او را ملاقات کند زیرا او باید برای جنگ به جنوب می‌رفت. با این حال، پدر آقای لونگ نمی‌توانست فوراً برود و قصد داشت چند روز بعد آنجا را ترک کند. به دلیل نیاز فوری به رفتن به خطوط مقدم، آقای لونگ مجبور شد فوراً آنجا را ترک کند. با عبور از شهر دونگ وان (منطقه دوی تین - استان ها نام در آن زمان)، واحد او برای استراحت توقف کرد و او از این فرصت استفاده کرد تا نامه‌ای به خانواده‌اش بنویسد.

این نامه پس از فوت پدر او به دست پدربزرگ اوآن رسید. عموی اوآن بعدها، وقتی نامه را به خواهرزاده‌اش برگرداند، تعریف کرد: پدربزرگش نامه را به عروسش نداد چون او تازه زایمان کرده بود و می‌ترسید نگرانی و اضطراب بر سلامت او تأثیر بگذارد. او نامه را نگه داشته بود، هر روز آن را می‌خواند و «هر کلمه را می‌بلعید»، تا دلتنگی‌اش برای پسرش را سرکوب کند. وقتی پدربزرگ اوآن اعلامیه مرگ پسرش را دریافت کرد، آن نامه را به عنوان تنها یادگاری ارزشمند برای نگه داشتن، عزیز داشتن، گرامی داشت...

نامه سرنوشت ساز…
نامه ای از شهید نگوین ون لونگ

... نامه با کلمات ساده‌ای شروع شد:

دونگ وان، ۲۷ فوریه ۱۹۶۹

پدر و مادر عزیزم

پدر و مادر عزیزم! امشب، گردان من در دونگ وان استراحت می‌کند. خیلی دلم می‌خواهد به خانه بروم، اما نمی‌توانم. می‌دانم که مرا سرزنش خواهید کرد و نمی‌دانم چه بگویم. کاش می‌توانستم به خانه بیایم و از سلامتی شما باخبر شوم، حتی اگر فقط برای نیم ساعت باشد، آرزوی همیشگی‌ام برآورده می‌شد. پدر و مادر عزیزم! در این لحظه جدایی، بدون اینکه بدانم چه بگویم، اینجا را ترک می‌کنم، فقط این چند سطر کوتاه را می‌نویسم - این مسئولیت کسی است که می‌رود (و آن شخص من هستم).

اول از همه، گرم‌ترین درودهایم را به پدر و مادرم و تمام خانواده‌ام می‌فرستم، با هزاران بار عشق و اشتیاق...»

شاید فقط سربازانی که آن فضا را تجربه کرده بودند، ماهیت واقعی این جنگ را درک می‌کردند. و با روحیه «کمونیست‌ها»، سربازان عمو هو، آماده بودند تا خود را برای فداکاری در راه میهن، بدون تردید، بدون پشیمانی، بدون پشیمانی، آماده کنند! «والدین، زیاد از من نترسید و نگران نباشید، حتی اگر مجبور شوم برای لحظه‌ای نفس بکشم، مصمم هستم کاری نکنم که به آبروی یک عضو حزب، والدینم، خانواده‌ام و نوه‌هایم در آینده آسیب برساند...»

این نامه‌های عجولانه و تأثیرگذار، اشک مادران، پدران، همسران و فرزندان را درمی‌آورد... اما برای جوانان، خواندن این نامه باعث می‌شود که بیشتر در مورد خود، مسئولیت‌هایشان در قبال کشور، جامعه و میهنشان فکر کنند. خانم نگوین تی اوآن گفت: «آن نامه سرنوشت‌ساز پدرم بود. او آن را به عنوان آخرین پیام قبل از اینکه برای همیشه جان خود را برای میهنی سبز و آباد فدا کند، نوشت...»

جیانگنان



منبع: https://baohanam.com.vn/van-hoa/la-thu-dinh-menh-130277.html

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
تورهای تعمیر

تورهای تعمیر

رنگ‌های داک لک

رنگ‌های داک لک

پرچم سرخ در قلب کان تو به اهتزاز درآمده است.

پرچم سرخ در قلب کان تو به اهتزاز درآمده است.