فقط در روزهای پایانی دوازدهمین ماه قمری نیست که وقتی بادهای موسمی از راه میرسند و نمنم باران ریز را با خود میآورند، باغهای هلو در مه غلیظی فرو میروند. درختان هلو که زمانی پرپشت بودند و شبنم سرد آنها را کپک زده و پوشانده بود، اکنون شیره زرد طلایی خشک شدهای دارند که مانند کهربا میدرخشد. با نگاه به شیره درختان، قطرات شبنمی که روی درختان باقی ماندهاند، هنوز هم نگاه کسانی را که در آن شبهای سرد زمستانی از هر شاخه مراقبت میکردند، منعکس میکنند. حتی برگهایی که زمانی سبز بودند، اکنون با لکههای زرد پوشیده شدهاند، گویی آماده افتادن هستند. آنها به طور طبیعی در دوازدهمین ماه قمری میریزند و منتظر آفتاب بهاری هستند تا جوانهها جوانه بزنند.
![]() |
در قدیم، یک شاخه شکوفه هلو برای کل فصل بهار کافی بود، بنابراین پرورشدهندگان اجازه میدادند درختان به طور طبیعی رشد کنند، سپس آنها را با دقت برای فروش قطع میکردند. ثروتمندان درختان هلوی بزرگ را برای نمایش در گلدانها میخریدند. فقرا به سادگی چند شاخه کوچک را در یک پایه به هم میبستند... بازار شکوفه هلو تت واقعاً پر جنب و جوش بود و خریداران و فروشندگانی که هر کدام شاخهای از شکوفههای هلو را حمل میکردند، در آن شلوغ بودند. بزرگان گذشته در انتخاب شکوفههای هلو بسیار دقیق بودند. شکل آنها باید سرسبز و فراوان باشد و نماد رفاه و گرما باشد. جوانهها باید به طور مساوی از هم فاصله داشته باشند اما خیلی زیاد نباشند تا در صبح روز اول تت شکوفا شوند و بخت و اقبال خوبی به همراه داشته باشند و سپس به تدریج در طول سه روز تت پخش شوند. نحوه خرید شکوفههای هلو در قدیم نیز پر از شخصیت بود، شیوهای آرام و باوقار، مانند نوشیدن چای یا هرس کردن پیازهای نرگس... بیشتر خرید شکوفههای هلو توسط مردان مسن انجام میشد، زیرا خرید یک شاخه مانند انتخاب هدیه تت بود که واقعاً نشان دهنده شانس خوب برای کل خانواده در طول سال جدید بود. آنها صبح زود به بازار میرفتند، قدم میزدند، هر شاخه شکوفه هلو را که به نمایش گذاشته شده بود تحسین میکردند یا یکی را در دست میگرفتند. وقتی چیزی را انتخاب کردند، با فروشنده چانه میزدند و فضایی از خرید و فروش مشتاقانه ایجاد میکردند.
امروزه، علاقهمندان به شکوفههای هلو با گذشته متفاوت هستند. درختان هلو دیگر به سادگی با یک دسته گل سرکش و یکدست شکل نمیگیرند؛ اکنون باید مانند اژدها و ققنوس به طرز زیبایی خمیده باشند، با شاخههایی که مانند آبشار سرازیر میشوند یا به سمت آسمان آبی میروند. بنابراین، پرورشدهندگان درخت هلو دیگر فقط کشاورزانی نیستند که خاک را شخم میزنند، بلکه هنرمندان واقعی بونسای هستند که محصولات منحصر به فردی را برای خدمت به "مشتریان برجسته" خود خلق میکنند. علاوه بر این، منبع شکوفههای هلو دیگر محدود به باغهای منفرد نیست. اکنون آنها از همه جا، از کوههای بلند و جنگلهای عمیق گرفته تا سرزمینهای عجیب و غریب، که همه برای کمک به فصل بهار همگرا میشوند، میآیند. شکوفههای هلو تت مظهر جوهره بونسای ژاپنی، بونسای امپراتوری چینی و مناظر طبیعی عرفانی هستند، بنابراین هیچ دو تایی شبیه هم نیستند. با این حال، شکوفههای هلو گرانبها هنوز هم توجه مجموعهداران تیزبین را به خود جلب میکنند. ارزش یک درخت هلو نه تنها در گلها و شکل آن، بلکه در زنگار زمان منعکس شده در پوست آن نیز نهفته است که شیره کهربایی رنگ از آن تراوش میکند.
اکنون، درختان هلو هنوز در زیر باران و باد سرد غوطهورند، در شبهای زمستان میلرزند یا سختی روزهای آفتابی را تحمل میکنند، جوانههای کوچکی روی شاخههایشان جوانه میزنند و منتظر روزی هستند که به شکوفههای پرطراوت تبدیل شوند. در کنار درختان هلو، پاهای خاکستری و خاکی و بازوهای لاغر و گرهداری ایستادهاند که در طول سالها از آنها مراقبت کردهاند... گلها از دستان انسان شکوفا میشوند!
دونگ مای آن
منبع










