اواخر بعد از ظهر، در یک بخش فعال بیمارستان، پیرمردی در گوشه‌ای به صندلی تکیه داده بود. او مدت زیادی آنجا نشست و چشمانش به همسرش دوخته شده بود که توسط کادر پزشکی فیزیوتراپی می‌شد.

«زن و شوهر پیوند عمیق و عمیقی با هم دارند و تا زمانی که موهایشان خاکستری شود، یکدیگر را دوست دارند.»