Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

رنگ خاک بازالت قرمز را به خاطر بسپارید.

مزارع قهوه و تپه‌های چای تا جایی که چشم کار می‌کند امتداد دارند... در پس‌زمینه‌ای از خاک بازالت قرمز افسانه‌ای. در روزهای آفتابی، با عبور هر وسیله نقلیه، گرد و غبار قرمز در امتداد جاده بلند می‌شود و با باد شدید به هوا می‌چرخد.

Báo Sài Gòn Giải phóngBáo Sài Gòn Giải phóng28/09/2025

رنگ خاک بازالت قرمز را به خاطر بسپارید.

از آفتاب تا باران، فصل بارندگی آب‌های گل‌آلود و مملو از گل و لای را به همراه می‌آورد که گل و لای را به نهرها، رودخانه‌ها و دشت‌ها حمل می‌کنند و مزارع را غنی و سرسبزتر می‌کنند. کدام یک از کسانی که در این سرزمین بازالت قرمز زندگی کرده‌اند یا از آن عبور کرده‌اند، تأثیری بر ذهنشان نگذاشته است؟ روزنامه SGGP دو شعر از Le Quy Nghi و PN Thuong Doan را ارائه می‌دهد که به یاد این سرزمین سروده‌اند.

THN

بازگشت به برگ‌های افتاده

فصل برگ‌های پیر

کجایی؟

باد مکشی

جاده بازالتی چندین سال است که در حال ساخت است.

او به خانه آمد و توپ من را لیز خورد.

جزیره کج شونده در شب

پا الان است

نرده دور

کمی سبزتر شوید.

ورق طلای دیگه ای هم هست؟

کجایی که شاخه‌های برهنه را به یاد داری؟

خودسوزی

فقط او و برگ‌ها

تبدیل شعر به طلا

به فصل‌های قدیمی که دوباره متولد می‌شوند گوش دهید.

لو کوی نگی

گل سرخ و صبح

صبح از کنار خانه آجری خاکستری رد می‌شدم.

گل رز زیبایی پر جنب و جوش و درخشان خود را به نمایش می‌گذارد، منتظر ...

عطری ملایم و گیرا که با گستره ای عظیم از نوستالژی آمیخته شده است.

باد از ابرها پرسید: «چرا امروز صبح باران می‌بارد؟»

ابرهای عجیب قبل از رنگ گل‌ها، زمانی به یاد داشتم

باغ قدیمی

شیب قدیمی

فنجان چای تازه دم

کافه چوبی که به رنگ خاک بازالت رنگ‌آمیزی شده است، با صدایی مالیخولیایی از مهمانان استقبال می‌کند.

اشعار در میان باران نمناک هستند.

دوست قدیمی رفته است.

صدای غم انگیز گیتار می افتد

صبح‌ها در خیابان‌ها پرسه می‌زد.

شیب‌های تند، پیچ‌های ملایم، سواحل دریاچه، پیچ‌هایی مانند دایره سرنوشت.

گل رز لبخند می‌زند و به پاییز خوشامد می‌گوید.

برگ‌های قرمز شکننده، عهد و پیمانمان را به یادمان می‌آورند.

ما به دریا نمی‌رویم، اما چرا اقیانوس اینقدر وسیع است؟

احساسات ماندگار پشیمانی و محبت رو به زوال.

نقره‌ای در نسیم ملایمی که در اطراف شیب می‌وزد

در یک صبح بی‌آفتاب، دلم برای دو دست اضافی‌ام می‌سوزد.

انگشتان غمگین، سرد و بی‌حس

با تردید، از کنار خانه آجری خاکستری گذشتم، جایی که فقط آسمان دیده می‌شد.

حیاط خزه گرفته

لبخند عروسکی محو شد

بعضی از رویاها نقش بر آب شده‌اند…

پ.ن. تونگ دوآن

منبع: https://www.sggp.org.vn/nho-mau-dat-do-ba-zan-post815146.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
هانگ رای

هانگ رای

آتش باز.

آتش باز.

نور حزب راه را روشن می‌کند.

نور حزب راه را روشن می‌کند.