| خبرنگاران جوان روزنامه لام دونگ هدایای جشنواره نیمه پاییز را به کودکان مدرسه ابتدایی لوک چائو (شهر بائو لوک) اهدا کردند. |
در روزهای آغازین کارم، هر روز صبح که از خواب بیدار میشدم، همیشه از خودم میپرسیدم: «امروز چه کار خواهم کرد؟» و «سفر» راهی بود که پاسخ را پیدا میکردم. اولین سفرم «بیهدف» بود. مسیرهایی را دنبال میکردم که با گلهای زرد روشن شده بودند. از آنجایی که در این سرزمین متولد یا بزرگ نشده بودم، تنها پس از همان سفر اول بود که درباره گل آفتابگردان وحشی آموختم و شنیدم، گلی که بیصدا هر قطره شبنم و پرتو نور خورشید را جمع میکند و منتظر روزی است که در دامنه تپهها شکوفا شود. و بنابراین، من، که در آن زمان ۲۲ ساله بودم و هنوز هم همان هستم، آرزو دارم با شور و اشتیاق «بسوزم»، به خصوص با کلمات، مانند گل آفتابگردان وحشی که در فصل گلدهی خود رنگهای طلایی خود را به جهان هدیه میدهد.
و اولین سفر من که «محصولی» به همراه داشت، سفری به کمون دا تونگ، منطقه دام رونگ بود، زمانی که سردبیر به من وظیفه داد تا درباره مرد جوانی از یک گروه اقلیت قومی بنویسم که به دستاوردهای برجسته زیادی دست یافته بود و در آن زمان مورد تقدیر قرار میگرفت. او این وظیفه را به من محول کرد و به من گفت: «فقط سوار اتوبوس شو و برو. وقتی به آنجا رسیدی، هر چه میتوانی بنویس، و اگر نمیتوانی، اشکالی ندارد. فقط برو و ببین.» من با اطمینان خاطر راه افتادم. دام رونگ فقیر و دورافتاده بود، اما در آن زمان، همه چیز در مورد این مکان برای من جدید و عجیب بود. به همین دلیل دام رونگ - دورافتادهترین و دشوارترین منطقه در استان لام دونگ و یکی از ۶۲ فقیرترین منطقه کشور در آن زمان - را برای شروع سفر و نوشتنم انتخاب کردم. برای کسی که تازه کار خود را شروع کرده بود، بدون هیچ تجربه یا مهارتی، تنها راه برای امید به نوشتن چیزی که احساسات خواننده را تحت تأثیر قرار دهد، رفتن به آنجا، مشاهده مستقیم آن و عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفتن بود. و بدین ترتیب، زمان به سرعت گذشت و به مدت هشت سال، من پیوسته بین دا لات و دام رونگ در رفت و آمد بودم. در آن سرزمین چالش برانگیز، دوستان وفاداری پیدا کردم، در حالی که شخصی که به من گفته بود "فقط ادامه بده" نیز در کوهستانهای وسیع درگذشته است.
در آن سالهای اولیه، من همچنین به بائو لوک، جایی که روزنامه لام دونگ دفتر نمایندگی داشت، سفر کردم تا در سفرهایش به مناطق جنوبی لام دونگ به او بپیوندم. همکارم مرا در این مناطق برد و نام مکانهایی را که برای اولین بار میشنیدم توضیح داد. او توضیح داد که چرا به آنها ماداگوئی میگویند، چرا دا هوآی و دا ته نامیده میشوند و چرا کمونهایی مانند کوانگ نگای و کوانگ تری در ارتفاعات مرکزی وجود دارد... او به من آموخت: «جزئیات، جزئیات، جزئیات... ابتدا تا حد امکان جزئیات را جمعآوری کنید، مانند نحوه جمعآوری آجرهای شکسته برای ساختن خانه، و سپس، پس از انجام مکرر این کار، یاد خواهید گرفت که چگونه باارزشترین جزئیات را انتخاب کنید.» آن سفرهای معنادار در روزهای اولیهام یکی از ابزارهای مهمی بود که به من اعتماد به نفس داد تا بعداً سفرهای خودم را خلق کنم.
استان لام دونگِ تازه ادغامشده وسیع خواهد بود و مطمئن نیستم که بتوانم هر گوشهای از آن را کشف کنم. اما در لام دونگ امروزی، از هر بخش و محله، حتی از مناطق دورافتادهای که در اعماق جنگلهای حفاظتشده و محل سکونت مهاجران آزاد هستند، بازدید کردهام. و اگرچه سفرهای زیادی نداشتهام، اما خاطرات فراموشنشدنی از خود به جا گذاشتهام، که عمدتاً سفرهایی دشوار در میان جنگلها بودهاند، اما به آنها بسیار افتخار میکنم. آنها داراییهای گرانبهایی هستند که در دوران جوانیام به دست آوردهام.
شوان دیو زمانی با تاسف گفت: «غذا و لباس برای شاعران شوخی نیست.» اما این فقط شاعران نیستند؛ غذا و لباس برای هیچکس، از جمله روزنامهنگاران، شوخی نیست. به همین دلیل است که روزنامهنگاران گاهی اوقات به شوخی از مقالات همکارانشان به عنوان «غذا و لباس» یاد میکنند. اما در اعماق وجودم، مطمئنم که کسانی که نویسندگی را به عنوان حرفه انتخاب میکنند، همگی میخواهند «سفر کنند». و وقتی سفر میکنند، کلماتی که مینویسند «تراوش قلبشان» است، بسیج احساساتشان در زبان برای ایجاد تأثیر عاطفی چشمگیر بر جامعه.
به دلیل کلمه "سفر"، روزنامهنگاری مترادف با سختی است. برای روزنامهنگاران زن، این موضوع حتی دشوارتر است...
اگرچه سالهای گذشته طولانی نبودهاند، اما من یک چیز را درک میکنم و به آن اعتقاد راسخ دارم: نسلهای قدیمیتر، جوانترها، نسلهایی از افرادی که در روزنامه لام دونگ کار میکنند، با روحیهای از فداکاری و تعهد به حرفهای که انتخاب کردهاند، بر دوران سختی غلبه کردهاند. و حتی اگر اوضاع در آینده تغییر کند، شور و شوق برای این حرفه همیشه در قلب کسانی که آنجا کار میکنند، به روشنی شعلهور خواهد بود.
منبع: https://baolamdong.vn/xa-hoi/202506/nho-nhung-chuyen-di-cfa2fdf/






نظر (0)