Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

ساتو و داستان کودکانی که بت‌ها را قاچاق می‌کنند.

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ07/04/2024


Cảnh trong phim Satu

صحنه‌ای از فیلم ساتو

«دیر»، «وین» و «گیم» سه مرد جوان با استعداد و پویا با تیزبینی تجاری هستند. فیلم با نمایش موفقیت آنها در سنین بسیار کم توسط تماشاگران آغاز می‌شود.

اما در دل این موفقیت، خیانتی در کمین است. این سه دوست وقتی تمام پولی که در یک شب به دست آورده بودند از دست می‌رود، شوکه می‌شوند.

خلق معجزات ساختگی

این سه نفر با هم، در جریان بازدید از یک معبد، ایده راه‌اندازی یک کسب و کار... با معبد را مطرح کردند. آن‌ها با استفاده از مهارت‌های سازمانی خود، معبد کوچک و نسبتاً ناشناخته را مانند یک شرکت تجاری اداره کردند.

با حضور تیرادون سوپاپونپینیو (که مخاطبان ویتنامی او را از طریق سریال نابغه بد می‌شناسند) در نقش وین، به بینندگان وعده داده می‌شود که شاهد اجرای دراماتیکی از شخصیت‌هایی باشند که تا لبه پرتگاه رانده شده‌اند، جایی که ایمان تنها راه نجات آنها می‌شود.

SATU (2024) | تریلر زیر مجموعه تایلندی نتفلیکس

آنها با ایمان تجارت می‌کنند، معجزات جعلی خلق می‌کنند، قدیسان جدیدی برای خود دست و پا می‌کنند تا سود ببرند.

در کشوری که بودیسم دین ملی آن است، باور اینکه کارگردان، واتاناپونگ وونگوان، فیلمی با چنین داستان به ظاهر حساسی بسازد، دشوار است.

با این حال، با تماشای فیلم، کفر نمی‌بینیم؛ برعکس، اعتقاد راسخ مردم را حس می‌کنیم.

ایمان در اینجا خالص و صادقانه است، اما این مردم هستند که این خلوص را لکه‌دار کرده‌اند. این فیلم همچنین سوالات اخلاقی دشواری را مطرح می‌کند.

از یک سو، «دیر، وین، گیم» با استعداد و بینش خود، معبدی واقع در یک منطقه‌ی حومه‌ی شهر که به ندرت مورد بازدید عبادت‌کنندگان قرار می‌گرفت را به مکانی پر جنب و جوش تبدیل کرد که بودایی‌های مؤمن بی‌شماری را به خود جذب می‌کرد.

همه اذعان دارند که توسعه معبد به لطف آنهاست.

با این حال، هدف آنها تبلیغ بودیسم نبود. از همان ابتدا، آنها می‌خواستند از این دین پول دربیاورند. و راهب پیر معبد این را به خوبی می‌دانست. در عین حال، او همچنین می‌دانست که به این جوانان برای خدمت به معبد نیاز دارد.

راهب بزرگ درمانده در بستر بیماری خود دراز کشیده بود و شاهد تمام آشفتگی‌ها و تحولات آشکار و پنهانی بود که در معبدش رخ می‌داد. این بازتابی از معضلی بود که هر ارزش پایدار و قدیمی با فراز و نشیب‌های زمانه روبرو می‌شد - عصری که نه تنها تحت سلطه مادی‌گرایی، بلکه تحت سلطه قدرت رسانه‌ها نیز بود.

«دیر»، «وین» و «گیم» برای رسیدن به آرزویشان برای ثروت، وارد نبردی می‌شوند. آرزویی صادقانه اما تراژیک. طرح داستان، آنها را کودکانی صرف نشان می‌دهد که خود را در جهانی که با قوانین دیرینه و ریشه‌دار اداره می‌شود، به دام انداخته‌اند.

Ba người bạn

سه دوست که «در معبد تجارت می‌کنند»

داستان ساتو و حکم ۴۰۰ ساله‌اش در زندگی واقعی.

کارگردان واتاناپونگ استعداد خود را در بسط روایت فیلم نشان می‌دهد. او با شروع از ایده‌ای که در ابتدا طنزآمیز به نظر می‌رسد، آن را از دریچه‌ای طنزآمیز ارائه می‌دهد.

هر چه فیلم عمیق‌تر می‌شود، رازهای تاریک‌تری را آشکار می‌کند و تعلیق شدت می‌گیرد. اوج داستان، با افشای آن، چشم‌انداز یک دنباله بالقوه جذاب را در صورت ادامه یافتن توسط کارگردان، باز می‌کند.

با این حال، بازی سه شخصیت اصلی در طول نه قسمت به طور مداوم خوب نبود. آنها دائماً بین هیجان و تنش در نوسان بودند. پیچیده‌ترین تحول درونی متعلق به یک شخصیت فرعی، راهب دان، بود.

راهب دان در معبد کوچکی در اعماق جنگل در انزوا زندگی می‌کرد. راهب، وین، گیم، از مهربانی او استفاده کرد و او را به معبدی که متعلق به آنها بود دعوت کرد تا بودیسم را مطالعه و تمرین کند.

راهب دان سفری را از جنگل به شهر، از شهر به جنگل و سپس از جنگل به شهر آغاز می‌کند و در نهایت در یک پرده پایانی به معبد کوچک خود در وسط جنگل بازمی‌گردد.

این را می‌توان به عنوان چرخه معیوب موجودات ذی‌شعور در این دنیا و همچنین آزمایشی برای یک تمرین‌کننده در مواجهه با وسوسه‌ها در دنیایی پیچیده و خطرناک دانست.

همانطور که می‌گویند: «رودخانه عشق هزار موج دارد / دریای رنج ده هزار موج دارد.»

تصادفاً، وقتی ساتو در کشور خودش آزاد شد، پرونده‌ی راهب سابق که بیش از ۲۰۰ میلیارد دونگ ویتنام را اختلاس کرده بود، تازه با حکم ۴۶۸ سال زندان به پایان رسیده بود.

بنابراین، اگرچه واتاناپونگ مشاهدات خود را در مورد رابطه بین معنویت و زندگی دنیوی گسترش داد، ساتو در نهایت به سوال اساسی بازگشت: چگونه از رنج دائمی فرار کنیم؟

این سه دوست فقط می‌خواستند آنقدر پول دربیاورند که بدهی‌هایشان را بپردازند و سپس «کسب و کار آزاد» خود را متوقف کنند. اما آنها در دام خودشان افتادند و هیچ راه فراری نداشتند.

شاید تصویر راهب دان، پس از تحمل آزمایش‌ها و مصائب بی‌شمار، که با قاطعیت مسیر معنوی خود را دنبال می‌کند و دنیای زرق و برق را ترک می‌کند، همان پیامی باشد که کارگردان می‌خواهد منتقل کند؟ اینکه مردم باید برای یافتن آرامش به طبیعت اصلی خود بازگردند.

Satu và chuyện những đứa trẻ buôn thần- Ảnh 9.

صحنه‌ای که دان و دِیر به امواج اقیانوس خیره شده‌اند، مانند تمثیلی از اقیانوس بی‌کران و بی‌پایان رنج است. انسان‌ها و حتی کسانی که در فرقه‌های مذهبی هستند، آن را می‌بینند، اما فرار از آن را دشوار می‌یابند.



منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
دخترک در باغچه‌ی خرفه.

دخترک در باغچه‌ی خرفه.

میهن عزیزم.

میهن عزیزم.

ابزارهای کشاورزی

ابزارهای کشاورزی