له تی نهی در منطقه ساحلی کوا سوت، کمون تاچ کیم (منطقه تاچ ها، استان ها تین ) متولد و بزرگ شد. دوران جوانی او در میان آتش و گلولههای جنگ، در جادههای پر از بمب و گلوله سپری شد. اکنون، در ۷۹ سالگی، زمان با چین و چروک و لکههای پیری، ردپای خود را بر چهره او گذاشته است. کمتر کسی میداند که او الهامبخش شعر معروف "به تو، داوطلب جوان" اثر شاعر فام تین دوات است، شعری که قلب خوانندگان بیشماری را تحت تأثیر قرار داده است.
له تی نهی، عضو سابق سپاه داوطلبان جوانان، خاطرات دوران جوانیاش را در چهارراه دونگ لوک تعریف میکند. |
در سال ۱۹۶۶، در سن ۲۰ سالگی، له تی نهی داوطلب شد تا به نیروی داوطلب جوانان بپیوندد و به دسته ۴، گروهان ۵۵۴ (تیم عمومی ۵۵ نیروی داوطلب جوانان ها تین) منصوب شد. در آن زمان، له تی نهی زن جوان زیبا و پرجنبوجوشی بود. او قدبلند، با موهای بلند و مشکی که تا کمرش میرسید و چهرهای روشن، در لباس سبز نیروی داوطلب جوانان خود بسیار برجسته بود. او نه تنها به خاطر زیباییاش، بلکه به خاطر اراده و روحیه قویاش نیز قابل توجه بود. در سال ۱۹۶۸، له تی نهی داوطلب شد تا به یک جوخه انتحاری بپیوندد که وظیفه پاکسازی بمبها، شمارش بمبها و قرار دادن نشانگرها در نزدیکی مهمات منفجر نشده در امتداد خطوط مقدم بزرگراه ملی ۱۵A را بر عهده داشت.
خانم نهی با احساسی عمیق تعریف کرد: «وقتی مادرم شنید که به جوخه انتحاری پیوستهام، دهها کیلومتر تا واحد مربوطه سفر کرد، گریه میکرد و التماس میکرد که به خانه برگردم. او گفت که فقط دو دختر برایش باقی مانده، یکی ازدواج کرده و اگر من بمیرم، او کسی را نخواهد داشت که به او تکیه کند. اما من او را در آغوش گرفتم و به او اطمینان دادم: «نگران نباش مامان، من نمیمیرم. بدون ما، چگونه میتوانم آرامش داشته باشم...»
یک شب در اواسط سال ۱۹۶۸، در حالی که له تی نهی و گروهش در حال پر کردن گودالهای بمب بودند، شرارهها آسمان را پر کردند. زن جوان با یونیفرم سبز کاملاً نوی خود، در میان رفقایش برجسته بود، موهای بلندش به آرامی در باد میرقصید و پوست روشنش در میان شرارهها میدرخشید و تصویری مغرورانه و در عین حال ملایم ایجاد میکرد. درست در همان لحظه، کاروانی از فرماندهی ۵۵۹ که وظیفه تأمین تدارکات میدان نبرد جنوبی را بر عهده داشت، از آنجا عبور کرد. در حالی که نهی و چند زن دیگر در حال ایجاد موانع در اطراف گودال بمب برای هشدار دادن به کاروانهای در حال عبور بودند، سربازی قد بلند و خوشقیافه با بینی صاف و لهجه شمالی نزدیک شد. او به همه سلام کرد، سپس به نهی نزدیک شد و پرسید: "اهل کجا هستید؟" نهی نگاهی کوتاه به او انداخت و پاسخ داد: "من اهل تاچ نون هستم." همه اطرافیان خندیدند و باعث شد سرباز گیج به نظر برسد و بپرسد: "تاچ نون کجاست؟" شخص دیگری توضیح داد: "من تاچ کیم هستم." سرباز برگشت و به نهی نگاه کرد و پرسید: «چرا میگویی تاچ نون در حالی که اهل تاچ کیم هستی؟» نهی لبخندی زد و پاسخ داد: «اگر کیم تیز نیست، پس چیست؟» صدای خندهی دیگری بلند شد...
یک شوخی معمولی، به طور غیرمنتظرهای، الهامبخش شعر معروف «به تو، داوطلب جوان» شد که یک سال بعد در رادیو ویتنام خوانده شد.
وقتی شعر پخش شد، فرمانده گروهان فوراً له تی نهی را برای «توبیخ» به خاطر «فریب سربازان» احضار کرد. نهی در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، توضیحش را خفه کرد: «هر مجازاتی که به من بدهید، آن را میپذیرم، اما لطفاً مرا به زادگاهم برنگردانید. اگر الان به خانه برگردم، صورتم را کجا پنهان کنم؟ در مقابل خانواده، دوستان و روستاییانم شرمنده خواهم شد!» پس از آن، نهی فقط یک توبیخ خفیف دریافت کرد، زیرا فقط یک شعر بود...
با این فکر که داستان گذشته با گذشت روزها محو شده است، یک بعد از ظهر در هانوی در سال ۲۰۰۷، خانم نهی دوباره با شاعر فام تین دوات، مردی که تصویر او را در اشعار پرشور دوران جنگ خود گنجانده بود، ملاقات کرد. در آن زمان، شاعر در بیمارستان نظامی مرکزی ۱۰۸ تحت درمان بود. بیماری جدی او مانع از صحبت کردن او میشد. اتاق ساکت بود، فقط صدای وزوز مداوم دستگاه تنفس مصنوعی و نور ضعیفی که از پنجره میتابید، شنیده میشد. او نزدیک شد، خم شد و به آرامی در گوش او زمزمه کرد، مانند ندایی از یک خاطره دور: "آقای دوات، من داوطلب جوان تاچ کیم در تمام آن سالها هستم، من تاچ نون هستم..." گویی با جادو، چشمان شاعر ناگهان کاملاً باز شدند و با نوری ضعیف اما عمیقاً احساسی درخشیدند. دستانش در حالی که به سمت او دراز میشد، میلرزیدند، گویی میخواست گذشته را لمس کند، تصویر دختری را که چنان عمیق در ذهنش نقش بسته بود، لمس کند.
خانم نهی با شنیدن خبر درگذشت شاعر فام تین دوات، بیسروصدا چمدانهایش را بست و به هانوی سفر کرد و در میان عزاداران جای گرفت. اشکهایش بیصدا جاری بود و قلبش از غم سنگین شده بود، در حالی که با یک دوست صمیمی، بخشی از دوران جوانی فوقالعاده قهرمانانه و زیبایش، وداع میکرد.
خانم نهی با یادآوری فداکاری ده زن جوان در چهارراه دونگ لاک در ۲۴ ژوئیه ۱۹۶۸، نتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد. بمبها بر این "منطقه آتش" باریدن گرفتند. دود و آتش هوا را پر کرده بود، سنگ و خاک به بالا پرتاب میشدند، گویی میخواستند آسمان را از هم بپاشند. ده زن جوان، هجده یا بیست ساله، تازه پر کردن گودالهای بمب را تمام کرده بودند و حتی وقت نکرده بودند پناهگاههای خود را ترک کنند... که یک سری بمب دیگر اصابت کرد. واحد خانم نهی در آن زمان در جای دیگری مشغول انجام وظیفه بود؛ با شنیدن انفجار بمبها، قلبش به درد آمد. پس از آن، تمام واحد با ناامیدی به محل حادثه شتافتند...
بنای یادبود پیروزی در چهارراه دونگ لوک (ها تین). |
خانم نهی هر بار که به چهارراه دونگ لوک برمیگردد، نمیتواند احساساتش را پنهان کند. اگرچه جنگ مدتهاست تمام شده، اما این مکان اکنون با جنگل کاج سبز خنک و ردیفهای خاموش بناهای سنگی، آرام است، اما در قلب او، هر قدم هنوز خاطرات دردناکی را تداعی میکند که با غرور آمیخته شدهاند. در گذشته، وقتی هنوز سالم بود، خانم نهی هر سال با یک کیسه توت صابونی، میوه سادهای که دختران پس از پر کردن دهانههای بمب برای شستن موهایشان میچیدند، به چهارراه دونگ لوک برمیگشت. او سه توت صابونی را به عنوان یک تبریک صمیمانه برای خواهران و برادران مرحومش روی هر قبر میگذاشت. بقیه را به دهانههای بمبی که دختران در آن افتاده بودند، میبرد و آنها را آتش میزد. دود توت صابونیها بلند میشد و عطر معطر آنها مانند زمزمهای از گذشته در باد پخش میشد.
امروزه، دونگ لاک ظاهری جدید، آرام و پر جنب و جوش به خود گرفته است. با این حال، هر وجب از این سرزمین همچنان غرق در خاطرات دوران خونریزی است. مکان تاریخی چهارراه دونگ لاک نه تنها به یک مقصد زیارتی مقدس تبدیل شده است، بلکه به "آدرس سرخ" برای آموزش نسل جوان و مردم در مورد سنتهای میهنپرستانه نیز تبدیل شده است. هر ساله، این مکان پذیرای بیش از ۴۰۰۰۰۰ بازدیدکننده است که برای تقدیم عود، ادای احترام، بزرگداشت شهدای قهرمان و مطالعه آثار باستانی، اسناد و تصاویر، گوش دادن به داستانهای تأثیرگذار در مورد میهنپرستی و فداکاریهای قهرمانانه ۱۰ سرباز داوطلب زن جوان و تعداد بیشماری از کادرها و سربازان دیگر به آنجا میآیند. این مکان برای همیشه نمادی از شجاعت، قدرت، روحیه مبارزه تزلزلناپذیر، ایمان و آرزوی صلح خواهد بود.
متن و عکسها: HOA LE
منبع: https://www.qdnd.vn/phong-su-dieu-tra/phong-su/thach-kim-thach-nhon-826124






نظر (0)