نقطه عطفی در حرفه او پس از بازی در فیلم «تابستان بوفالو» بود.
کیو ترین، بازیگر، با حضور در برنامه «در زدن برای بازدید از خانهها»، به ندرت جزئیاتی از زندگی خصوصی خود را به اشتراک گذاشت و جنبههای پنهان بسیاری را آشکار کرد.
بازیگر کیو ترین، در برنامه «در زدن برای بازدید از خانهها» با احساساتش درباره جنبههای پنهان زندگیاش صحبت کرد.
او گفت که پس از جدایی از شوهر اولش بسیار ناامید شده بود، ازدواج دومش ناموفق بود و اکنون با پدر و سه فرزندش از زندگی آرامی برخوردار است.
در گفتگو با نگوک لان، بازیگر کیو ترین فاش کرد که حرفه بازیگری او با نقشی در فیلم «فصل بوفالو» آغاز شد.
اگرچه او در آن زمان آموزش رسمی ندیده بود، اما به لطف استعداد بازیگریاش، این بازیگر زن بیش از ۸۰۰ کاندیدای دیگر را شکست داد تا نقش اصلی فیلم را به دست آورد.
«من احساس میکنم خوششانسترین فرد در این حرفه هستم، چون من فقط یک خیاط روستایی هستم که هیچ تحصیلات رسمی ندارم، با این حال نقشی در یک فیلم معروف به دست آوردهام.»
کیو ترین گفت: «فیلم «فصل بوفالو» اتفاق بزرگی بود که زندگی من و تمام خانوادهام را تغییر داد.»
زندگی متاهلی مثل جهنمه.
با وجود موفقیتهای شغلیاش، کیو ترین در زندگی زناشویی خود با مشکلات زیادی روبرو بود. گفته میشود که این بازیگر پس از جدایی از همسر اولش، خانه را با غم و اندوه و بدون دخترش ترک کرد.
کیو ترین، متولد ۱۹۷۶، زمانی به خاطر نقشهایش در فیلمهای هنری مانند «فصل بوفالو»، «بی، نترس» و غیره، لقب «ملکه صحنههای پرهیجان» را در سینمای ویتنام به خود اختصاص داده بود.
مدتی بعد، کیو ترین با همسر دومش آشنا شد، عاشقش شد و با او زندگی کرد. در آن دوره، او تقریباً به طور کامل از صحنه سینما غایب بود.
این بازیگر زن با چشمانی اشکبار فاش کرد که آن دوره، دورهای دشوار در زندگیاش بوده است، دورانی فاجعهبار که با سوءاستفاده مداوم همراه بوده است.
کیو ترین روایت کرد: «زندگی عاشقانه من در آن زمان مانند جهنم روی زمین بود. خیلی ترسیده بودم، از زندگی پنهان میشدم و از ملاقات با آن شخص میترسیدم. سلامت روحی و جسمی من تحت تأثیر قرار گرفت و بسیار بیمار شدم، اما به کسی چیزی نگفتم.»
در آن مدت، تا سرحد افسردگی شدید، بیماری روانی، از دست دادن حافظه، خشم شدید، تخریب اشیا و حتی کوبیدن سرم به دیوار برای خودکشی، مورد آزار و اذیت قرار گرفتم.
حالا که به گذشته نگاه میکنم، هنوز هم وحشتناک بود و من هرگز در مورد آن به کسی چیزی نگفتهام. من را در یک اتاق حبس کردند، موسیقی پخش شد و بدون اینکه کسی بفهمد، کتکم زدند. من حرفی نزدم چون میخواستم آبرویم را حفظ کنم. بالاخره من یک بازیگر، یک چهره عمومی هستم و نمیتوانستم جنجال به پا کنم.
در این لحظه، کیو ترین به گریه افتاد و افزود: «به لطف دخترم تان تو بود که توانستم از تمام رنجها بهبود یابم. در آن زمان، تو مرا در آغوش گرفت و گفت: «مامان، مرا بزن تا درد کمتری احساس کنی.» سخنان تو به من کمک کرد تا آرامش خود را بازیابم. اگر دختر ۱۳ سالهام میتوانست چنین چیزی بگوید، چرا من نمیتوانستم سعی کنم خودم را کنترل کنم؟ با این فکر، سعی کردم بر درد غلبه کنم.»
در حال حاضر، کیو ترین یک مادر مجرد است که با پدر و فرزندانش در آرامش زندگی میکند.
یه زندگی آروم بعد از طوفان های زندگی.
این بازیگر با یادآوری فراز و نشیبهای فراوان زندگیاش، با آرامش گفت: «بعد از همه چیز، فهمیدم چه چیزی از همه مهمتر است. حالا فقط پدرم و فرزندانم برایم ماندهاند.»
با یادآوری آنچه آقای هو چائو زمانی گفته بود: «چه سنگین باشد چه سبک، باز هم تو هستی، پس چرا نور را انتخاب نکنی؟ چه شاد باشد چه غمگین، باز هم تو هستی»، تصمیم گرفتم نور و شادی را انتخاب کنم.
پس از تجربه فراز و نشیبهای فراوان در زندگی، بازیگر کیو ترین، که اکنون در اواخر دهه چهل زندگی خود است، زندگی پایدارتر و آرامتری پیدا کرده است. او علاوه بر بازیگری، به کار خود در طراحی و دوخت لباسهای سنتی ویتنامی (áo dài) ادامه میدهد.
این بازیگر در مورد آرزوهایش برای سالهای بعد گفت: «من فقط آرزو میکنم پدرم همیشه سالم باشد. البته چرخه تولد، پیری، بیماری و مرگ اجتنابناپذیر است، اما من هنوز امیدوارم که او حدود ۱۰۰ سال عمر کند.»
«در این سن، تنها چیزی که آرزو دارم، دور هم جمع شدن خانواده است، به این امید که فرزندانم به زودی بتوانند دور هم جمع شوند، چون خانوادهام به ندرت این فرصت را دارند که همه با هم دور هم جمع شوند.»
منبع












نظر (0)