او در سالهای پایانی و دشوار جنگ علیه آمریکا برای نجات ملت، در روزنامه ارتش خلق کار میکرد. اگرچه مدت زمان حضور مستقیم او در روزنامهنگاری طولانی نبود، اما تأثیری که بر روزنامه گذاشت، واضح و عمیق بود. برای ما خبرنگاران جوان در آن زمان، سبک نوشتاری مثالزدنی و رهبری او در بخش تحریریه نظامی (که اکنون بخش تحریریه دفاع و امنیت ملی است) واقعاً درسهای عملی برای کل دوران روزنامهنگاری ما بود.
![]() |
سرهنگ و جانباز تران تیو با خبرنگار روزنامه ارتش خلق صحبت میکند. عکس: لام سون. |
در پاییز ۱۹۷۳، وقتی از یک واحد دریایی به بخش تحریریه نظامی روزنامه ارتش خلق منتقل شدم، آقای تران تیو از قبل معاون رئیس بخش بود. در واحد ما، ما سربازان فقط با روابط مستقیم با درجه سرجوخه، گروهبان و در درجات بالاتر، ستوان دوم، سروان یا کمیسر سیاسی آشنا بودیم. حالا، فرماندهان سرگردهایی با موهای خاکستری بودند.
میدانستم آقای تران تیو همسن مادرم است، بنابراین در کنارش احساس نگرانی و خجالت میکردم. شاید با دانستن این موضوع، او ابتکار عمل را به دست گرفت و سوالاتی پرسید، زیاد در مورد حرفههایمان صحبت نکرد، اما از خانوادهها، مطالعات، برنامههای درسی و زندگی روزمرهمان شروع کرد... در مورد کار کلی بخش، زیاد یا به طور مفصل صحبت نکرد. نظرات و پیشنهاداتش مختصر و مفید بود. جدیت و رفتار مناسب او کاملاً با دیگر روزنامهنگاران مسنتر که اغلب با هم شوخی میکردند و همدیگر را اذیت میکردند، متفاوت بود.
![]() |
| سرهنگ، جانباز تران تیو. عکس: لام سان |
من نمیدانم او چه میکرد یا چه مینوشت. من فقط نام او را مکرراً در جلسات توجیهی روزانه میدیدم و او به خاطر سرمقالههایش، نوعی نشریه که نام نویسنده را نداشت، مورد ستایش قرار میگرفت. در طول سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۵، جنگ مقاومت علیه ایالات متحده وارد مراحل پایانی خود میشد. ارتش ما سازماندهی مجدد شد، نیروهای آن تقویت شدند و سپاههای اول، دوم و سوم تأسیس شدند. همه فعالیتها شدیدتر و فوریتر شدند... این دورهای بود که روزنامه مجبور بود به طور فعال در وظایف چندوجهی تبلیغ و راهنمایی ارتش و نیروهای مسلح شرکت کند. بنابراین، سرمقالههایی که راهنمایی و تشویق ارائه میدادند، ضروری بودند. نویسنده اصلی مسئول این وظیفه تران تیو بود.
او پیوسته مینوشت و سرمقالههایی که مینوشت هر ۲-۳ روز یکبار منتشر میشد. موضوعات خاصی که در نوشتههایش مطرح میشد شامل آموزش نظامی، آمادگی رزمی، آموزش نیروهای جدید (در آن زمان، بسیاری از واحدها نیروی کمکی نامیده میشدند)، آموزش تسلط بر سلاحها و تجهیزات، استخدام، انضباط، کار مدرسه، لجستیک، فناوری، آموزش نیروهای شبهنظامی و دفاع شخصی و ترویج ساخت و بهبود کیفیت کلی جنگ مردمی بود...
![]() |
| سرهنگ و جانباز تران تیو در مراسم دریافت نشان عضویت ۷۵ ساله حزب. عکس: لام سان |
او به طور گسترده اما با آرامش، اعتماد به نفس، بدون سردرگمی یا تکرار مینوشت. در کنار سرمقالهها و تفسیرهایی در مورد اوضاع سیاسی، در مورد تشویق به پیروزی، در مورد ترویج شخصیتسازی و روحیه مبارزه، و در مورد افشای نقشهها و تاکتیکهای جدید دشمن... این سرمقالههای راهنما، مهمترین و اساسیترین سلاح روزنامه را تشکیل میدادند، صدایی که سردبیر وقت، رفیق نگوین دین یووک، آن را «ستون فقرات روزنامه» نامید.
او نه تنها در نوشتن سرمقالهها و دستورالعملها مهارت داشت، بلکه آقای تران تیو مستقیماً گروههایی از خبرنگاران را برای نوشتن گزارش، به اشتراک گذاشتن تجربیات و ساخت مدلهای نمونه در واحدهای مختلف هدایت میکرد. او همچنین با رئیس اداره روابط عمومی، معاون رئیس تران خوی و دیگر خبرنگاران باتجربه و با بصیرت همکاری کرد تا به تدریج صفحات و بخشهای موضوعی مفید و جذاب زیادی را ایجاد و ارتقا دهند. از «عکسهای سریع»، «داستانهای نظم و انضباط»، «اجداد ما در حال مبارزه با دشمن»... گرفته تا صفحات مربوط به « علوم نظامی»، مقالات او در مورد تاریخ جنگ، از جمله مجموعهای در مورد لشکرکشیهای بزرگ ارتش آزادیبخش خلق چین، کارکنان دفتر تحریریه را به وجد میآورد.
![]() |
| سرهنگ، جانباز تران تیو. عکس: لام سان |
گنجینهی تجربه، کار و تحقیقات او در دوران خدمتش در واحدهای مهمات نظامی در طول مقاومت علیه فرانسویها، به عنوان افسر سیاسی، مقام اتحادیهی کارگری و سپس به عنوان مدرس در مدرسهی سیاسی میانی ارتش... نیز از نقاط قوتی بود که او بعدها در دوران تصدی خود به عنوان رئیس گروه تاریخ مقاومت علیه استعمار فرانسه در مؤسسهی تاریخ نظامی ویتنام (که اکنون مؤسسهی استراتژی و تاریخ دفاع ملی ویتنام است) از آنها استفاده کرد. کتاب او با عنوان «تاریخ مقاومت علیه فرانسویها» اولین کتاب از مجموعهای از کتابها بود که خلاصهای از جنگ انقلابی ویتنام را ارائه میداد و متعاقباً توسط این مؤسسه منتشر شد.
اگرچه دیگر در روزنامه ارتش خلق کار نمیکند، اما هنوز هم مرتباً برای روزنامه ارتش خلق و چندین نشریه دیگر مقاله میخواند و مینویسد. گنجینه دانش او در مورد جنگ و ارتش، در مورد زندگی نظامی، در مورد پیوند بین سربازان و غیرنظامیان و در مورد رفاقت، پایانناپذیر به نظر میرسد. او به همراه بسیاری از روزنامهنگاران ارشد دیگر، مرتباً از نسلهای جوانتر روزنامهنگاران بازدید میکند، آنها را پیگیری میکند و تشویق میکند. هر بار که به دفتر تحریریه میآید، کارکنان بخش تحریریه نظامی دور هم جمع میشوند و مانند پدر و پسر، پدربزرگ و نوه از شادی لبریز میشوند.
من به اندازه کافی خوش شانس بودم که در همان بخش فوئونگ مای (که اکنون بخش کیم لین است) در هانوی زندگی کنم که او زندگی میکرد. پس از بازنشستگی، او همچنان مشتاق و متعهد به مشارکت در کار بخش باقی ماند. مقامات و ساکنان بخش در بسیاری از مناصب، از جمله ریاست جبهه میهنی بخش، به او احترام میگذاشتند و به او اعتماد داشتند. بارها، پس از شرکت در جلسات بخش، به خانه من سر میزد، ابتدا برای دیدار مادرم (که در شاخه حزب و کمیته محله نیز شرکت داشت) و سپس برای دیدن من. خانه کوچک بود، بنابراین ما دو نفر روی تخت مینشستیم و گپ میزدیم. معلوم شد که او مقالات من را در روزنامه دنبال میکرده است. او که هنوز هم محتاط بود، نوشتههای من را به عنوان نوشتههای پرشور و ماهرانه ستایش میکرد. از طرف خودش، او هنوز هم تمام جزئیات دوران جوانیاش در زادگاهش نگ آن یا شخصیتهای منحصر به فرد معاصرانش در روزنامه ارتش خلق را به یاد داشت...
در سالهای اخیر، با عبور او از سن ۹۰ سالگی، همکاران جوانترش در روزنامه هنوز برایش آرزوی عمری طولانی و سالم داشتند. اکنون، او تقریباً صد ساله است، اما مهمتر از همه، زندگی پاک و پرباری را به عنوان عضو حزب، سرباز ارتش عمو هو، روزنامهنگار و محقق داشته است.
منبع: https://www.qdnd.vn/van-hoa/doi-song/tran-tieu-cay-but-xa-luan-chac-va-sac-1033670










نظر (0)