Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

از شالیزارهای حاصلخیز برنج گرفته تا آسمان‌خراش‌های سر به فلک کشیده

از وقتی خبر پروژه عظیم در امتداد رودخانه سرخ را شنیدم که قرار است به زودی افتتاح شود، تمام روستای من - روستای دای لان - مثل یک نهر زیرزمینی در فصل سیل، پر از آب شده است.

Báo Dân ViệtBáo Dân Việt22/05/2026

جوانان می‌گویند این تغییر است، این تمدن است. اما برای سالمندانی که تمام عمر خود را با پشتکار فراوان در کنار بیشه‌های بامبوی روستاهایشان، سال به سال، صرف کار در زمین کرده‌اند، این مانند وداعی بدون وعده بازگشت است.

همه اینها در خاطره ها خواهد ماند.

دای لان روستایی باستانی است که با دستان کوشای مردمش و خاک آبرفتی رودخانه مادر شکل گرفته است. در هر فصل برداشت، مزارع کنار رودخانه با رنگ طلایی گل‌های خردل یا سبزی بی‌پایان ذرت و لوبیا شعله‌ور می‌شوند. روستاییان عادت دارند در سختی‌ها و شیرینی‌ها به یکدیگر کمک کنند، با فریادها و جار و جنجال‌های جاده‌های جلویی و پشتی آشنا هستند و به بازار عصرگاهی در ابتدای جاده توا مویی که چند دسته سبزیجات و میوه می‌فروشد، عادت کرده‌اند.

نسل‌هاست که قوانین عرفی روستا نه تنها روی کاغذ نوشته شده‌اند، بلکه در رفتار تک تک افراد ریشه دوانده است: احترام به بزرگترها و ملاحظه کوچکترها، کمک کردن تمام روستا به کسی که مشکلی دارد، شرکت تمام روستا در مراسم تشییع جنازه، و کمک به یکدیگر در برداشت محصولات کشاورزی در فصل سیل...

به زودی، همه اینها فقط در خاطره‌ها باقی خواهند ماند. خانه اشتراکی روستا که از قرن هفدهم به چهار خدای نگهبان اختصاص داده شده بود، جایی که هر بهار آیین‌هایی برای دعا برای برداشت فراوان محصول انجام می‌شد، و بتکده پوشیده از خزه با ناقوس‌های شبانه‌اش که بر فراز رودخانه طنین می‌انداختند، همگی در پس زمینه ساختمان‌های بتنی سر به فلک کشیده محو خواهند شد.

می‌توان محله‌ی جدید و زیباتری ساخت، جاده‌ی وسیع‌تری ساخت، اما چگونه می‌توان روح روستایی را که صدها سال وجود داشته است، احیا کرد؟

مزارع سبزیجات در روستای دای لان. عکس: جیانگ فام

کشاورزان شهر من وقتی دیگر مزارع خود را نداشته باشند، با چه چیزی امرار معاش خواهند کرد؟ آن دست‌هایی که به کاشت ذرت، لوبیا و گوجه‌فرنگی عادت داشتند، اکنون برای سازگاری با زندگی شهری تلاش می‌کنند. پول غرامت سرانجام تمام خواهد شد، اما زمین‌های از دست رفته برای همیشه از دست رفته‌اند. بسیاری از سالمندان می‌گویند هرگز تصور نمی‌کردند که مجبور شوند این مکان را ترک کنند و در طبقه بیستم یا سی‌ام زندگی کنند و به زمین زیر پایشان طوری نگاه کنند که انگار مکانی عجیب و متروک است.

عمه‌ام گفت: «من تقریباً ۷۰ سال است که در این روستا زندگی می‌کنم، در میان برنج و سیب‌زمینی بزرگ شده‌ام. زندگی به عنوان یک کشاورز به معنای نداشتن حقوق بازنشستگی است، اما به لطف این قطعه زمین کوچک، می‌توانم امروز مقداری سبزیجات و فردا مقداری کلم بفروشم، بنابراین مقداری پول درمی‌آورم. من باری بر دوش فرزندان و نوه‌هایم نبوده‌ام. اگر مجبور باشم اینجا را ترک کنم، نمی‌دانم چه کار خواهم کرد...»

خانم هانگ نگا، یکی از اهالی روستای محل زندگی من، در فیس‌بوک با تاسف نوشت: «این مکان، گورهای اجداد ما را برای نسل‌های بی‌شماری در خود جای داده است. مدرسه‌ای آشنا وجود دارد که فرزندان و نوه‌های ما در آن درس می‌خوانند. خانه‌هایی وجود دارد که یک عمر خانه ما بوده‌اند، مکان‌هایی که پس از هر روز امرار معاش به آنها بازمی‌گردیم. مزارع برنج، سواحل رودخانه‌ها، جاده‌های روستایی وجود دارد - همه اینها به خون و گوشت مردمی تبدیل شده‌اند که نسل‌هاست در امتداد رودخانه زندگی می‌کنند.»

ما سیاست توسعه و نوسازی شهری را برای متمدن‌تر و مدرن‌تر کردن کشور درک و از آن حمایت می‌کنیم. با این حال، امیدواریم که در طول فرآیند برنامه‌ریزی، رهبران در تمام سطوح به زندگی مردم اینجا گوش فرا دهند و آن را درک کنند.

زیباترین دختران اهل روستای تران/جسورترین دختران اهل روستای نات هستند...

در کنار روستای من، روستای تران خوچ قرار دارد - روستایی با یک صنعت سنتی چند صد ساله. نسل‌های بی‌شماری در میان عطر معطر برگ‌های موز، صدای ترق تروق آتش و قل قل آب در دیگ‌های کیک برنجی چسبناک که تمام شب روی آتش می‌جوشند، متولد شده‌اند. در تران خوچ، تهیه کیک برنجی چسبناک فقط وسیله امرار معاش نیست؛ بلکه سنت روستا است. بزرگان می‌گویند این صنعت نعمتی از جانب پادشاه هونگ است که به فرزندانش منتقل شده است. به لطف آن کیک‌های سبز مربعی، نسل‌های زیادی از روستاییان بزرگ شده‌اند، ازدواج کرده‌اند و فرزندانشان را آموزش داده‌اند.

هر سال آخر سال، تمام روستا تمام شب را بیدار می‌مانند. برخی برگ‌ها را می‌شویند، برخی دیگر برنج را آبکشی می‌کنند، برخی گوشت خرد می‌کنند و برخی دیگر اجاق‌ها را روشن می‌کنند. دود اجاق‌ها، که با عطر روستا آمیخته شده است، عطری بی‌نظیر ایجاد می‌کند که در هیچ جای دیگر یافت نمی‌شود. ده‌ها هزار کیک برنجی چسبناک از تران خوک با کامیون به بازارهای سراسر هانوی منتقل می‌شوند و از آنجا در محراب‌های اجدادی و در وعده‌های غذایی تجدید دیدار خانواده‌های بی‌شماری ویتنامی ظاهر می‌شوند. مردم کیک برنجی چسبناک را نه تنها برای رفع گرسنگی خود، بلکه برای یادآوری اینکه از نوادگان لاک و رونگ هستند، می‌خورند.

در سال ۲۰۱۱، این روستا به عنوان یک روستای صنایع دستی سنتی هانوی شناخته شد. در سال ۲۰۱۹، هنر تهیه کیک برنجی چسبناک تران خوک به عنوان میراث فرهنگی ناملموس ملی ثبت شد. ما زمانی بسیار به آن افتخار می‌کردیم. اما اکنون، با مواجهه با پروژه بزرگ ساخت شهری در امتداد رودخانه سرخ، بسیاری از مردم روستا احساس پوچی می‌کنند.

از آنجا که کیک‌های برنجی چسبناک (بان چنگ) را نمی‌توان روی تسمه‌های نقاله سرد تولید کرد، به یک فضای بزرگ برای خشک کردن برگ‌ها و رشته‌ها نیاز دارند. آنها به فضاهای باز نیاز دارند تا دانه‌های برنج چسبناک، جوهر آسمان و زمین را جذب کنند. و از همه مهمتر، آنها به روحیه اجتماعی نیاز دارند - جایی که همه دسته‌های برگ و رشته را به اشتراک می‌گذارند.

این مقاله توسط روزنامه‌نگار فام هوو توآن نوشته شده است. عکس: دی‌وی

پشت پرده تغییرات ...

آنچه بیش از همه ما را نگران می‌کند، از دست دادن خانه قدیمی‌مان نیست، بلکه از دست دادن معیشت ماست. کشاورزانی که تمام عمر به بسته‌بندی کیک برنجی و مراقبت از آتش عادت کرده‌اند، آیا می‌توانند کارگر کارخانه یا فروشنده خیابانی در شهر شوند؟ بدون میدان روستا و فضای زندگی مشترک، هنر پخت کیک برنجی به کالایی تولید انبوه، بی‌روح و بی‌روح تنزل خواهد یافت.

شاید شهری زیبا در کنار رودخانه سرخ سر بر آورد. اما اگر روزی، کیک‌های برنجی چسبناک تران خوچ صرفاً نامی در خاطره‌ها باشند، این نه تنها غم یک روستا خواهد بود، بلکه از دست دادن بخشی از روح ویتنامی خواهد بود که در طول نسل‌ها نبردهای آتشین حفظ شده است.

وقتی مردم در آینده به آپارتمان نقل مکان کنند، آن قابلمه‌های غول‌پیکر بان چنگ (کیک برنجی سنتی ویتنامی) را کجا خواهند گذاشت؟ آیا کودکانی که در آپارتمان‌های مرتفع متولد می‌شوند، هنوز هم حس راه رفتن در حیاط در شب سال نو، استشمام عطر معطر بان چنگ تازه پخته شده در باد سرد، یا خوابیدن عمیق در آغوش گرم مادر و گوش دادن به داستان‌های او از سال‌های گذشته را خواهند داشت؟

شهر کنار رودخانه، مدرن و باشکوه، سر بر خواهد آورد. جاده‌های عریض جایگزین کوچه‌های باریک روستا خواهند شد. اما در میان نورهای شهر، شاید هنوز افرادی از دای لان باشند که تمام شب را بیدار بمانند و بوی ذرت تازه برداشت شده، صدای قورباغه‌هایی که در مزارع آواز می‌خوانند، بازار عصرگاهی که در چهارراه حاشیه روستا برگزار می‌شود را به خاطر بسپارند...

تبدیل شدن روستا به شهر، گامی در مسیر زمانه است.

اما در پس این تغییرات، بخشی از فرهنگ روستا، روح روستاهای سنتی در دلتای شمالی، نیز بی‌سروصدا ناپدید خواهد شد.

امید است در آینده، زمانی که پروژه عظیم منظرسازی محور رودخانه سرخ اجرا و تکمیل شود، در کنار پارک‌های زیبا و سرسبز، ساختمان‌های آپارتمانی مرتفع باشکوه و حتی زمین‌های گلف و زمین‌های ورزشی چندمنظوره، مردم همچنان بتوانند نگاهی اجمالی به روح و روان روستاهای سنتی شمال ویتنام در معماری مدرن بیندازند و تاریخ هزار ساله دروازه‌های روستا، چاه‌های روستا، خانه‌های اشتراکی روستا و بیشه‌های بامبو را به فرزندان ما یادآوری کنند...

منبع: https://danviet.vn/tu-bo-xoi-ruong-mat-den-nhung-cao-oc-choc-troi-d1428641.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
زیارت مزار شهدا.

زیارت مزار شهدا.

روح تانگ لانگ

روح تانگ لانگ

Cầu khỉ

Cầu khỉ