در قسمت ۸۴۰ برنامه «خدای بخت در میزند»، داستان ازدواج ۳۷ ساله آقای تران ون چین و خانم نگوین تی کیم لون (ساکنان کمون وین بین، استان دونگ تاپ ) قلبهای بسیاری را تحت تأثیر قرار داد. خانم لون با وجود مواجهه با سختیهای فراوان، همچنان به حمایت از شوهر معلول خود متعهد است و به او کمک میکند تا بر سختیها غلبه کند تا نوهشان بتواند به تحصیل خود ادامه دهد.
![]() |
| ما معتقدیم که آقای چین و خانم لون تا آخر عمر دست در دست هم خواهند ماند و با هم قدم خواهند زد. |
خدای ثروت (با بازی دین توان) و زوج اهل استان دونگ تاپ (با بازی دونگ تان وانگ و هونگ دائو) قرار ملاقاتی برای شرکت در مهمانی خانهداری خدای کشاورزی دارند. با این حال، در طول مسیر، خدای ثروت دائماً شاهد نمایش پرشور زوج دوستان نزدیکش از "عشق مقدر" خود است. آنها نه تنها زیادهروی میکنند، بلکه از جادوی محدود خود برای اغراق در قدرت جاروی "فوقالعاده قدرتمند" خود نیز استفاده میکنند. پس از یک سری موقعیتهای خندهدار و ناخوشایند، خدای ثروت فریب این زوج را افشا میکند و آشکار میکند که آنها نیت خیری برای کمک به آقای چین و خانم چین در داستان عاشقانه زیبایشان داشتهاند.
![]() |
| آقای تران ون چین زندگیای «معلولیت اما نه شکستخورده» را تجربه کرد. |
این هفته، «خدای بخت در میزند» داستان آقای تران ون چین و خانم نگوین تی کیم لون (ساکنان دهکده بین دونگ، بخش وین بین، استان دونگ تاپ) را به تصویر میکشد. آقای چین در خانه کوچکشان که با عشق هفت نفر از خواهر و برادرهای همسرش ساخته شده، به نظر میرسد که در کنار خانم لون - زنی سالم که زندگی خود را وقف «پاهای شوهرش» بودن کرده است - زندگی شادی را سپری کرده است. در طول سالها، عشق زناشویی آنها به همان اندازه که در ابتدا عاشق هم شدند، قوی و خالص باقی مانده است.
آقای چین پس از ۷ سالگی به فلج اطفال مبتلا شد و یک پایش تحلیل رفت و پای دیگرش ضعیف شد و راه رفتن را بسیار دشوارتر از دیگران کرد. در آن زمان، خانم لون زن جوان و سالمی بود. آقای چین با تعمیر دوچرخه امرار معاش میکرد. پس از اینکه آقای چین بارها دوچرخه شکسته خانم لون را تعمیر کرد، خانم لون اراده قوی مرد معلول را تحسین کرد. یک جمله ساده، "اگر مرا دوست داشته باشی، من اولین قدم را برمیدارم"، آنها را برای زندگی به هم پیوند داد و قول داد که همه چیز را با هم تقسیم کند. این به این دلیل نبود که آقای چین قولهای بزرگی داده بود، بلکه به این دلیل بود که خانم لون در او مردی را میدید که هرگز تسلیم نمیشود. آقای چین از ۱۶ سالگی تعمیر دوچرخه را برای تأمین مخارج خود آموخت. بعدها، او همچنین جاروسازی را برای تکمیل درآمد خود آموخت. او همیشه معتقد بود که اگرچه پاهایش را از دست داده است، اما دستانش هنوز سالم هستند و تا زمانی که قدرت کار کردن داشته باشد، میتواند از زنی که دوستش دارد مراقبت کند و خانوادهای تشکیل دهد.
![]() |
| با وجود سختیها، خانم لون با تمام وجود از شوهرش مراقبت میکرد و قسم خورده بود که «پاهای» او باشد و در سختیها از او حمایت کند. |
فرزندانشان یکی پس از دیگری به دنیا آمدند و سالهای پس از آن برای آقای چین و همسرش به هیچ وجه آرام نبود. خانم لون به طور محرمانه گفت: «ما فقیر بودیم، من و همسرم مدام کار میکردیم اما هنوز نمیتوانستیم از پس مخارج زندگی برآییم. آن سال، وقتی دخترمان کلاس ششم بود، از ما پول خواست تا یک لباس سنتی بخریم، اما ما پولی نداشتیم.» این زوج فقیر در طول ۳۷ سال سختی و شادی، یکدیگر را تسلی دادند و لبخندهای یکدیگر انگیزه آنها برای زندگی و تلاش بود. گرانبهاترین چیزی که آقای چین داشت، تابآوری فوقالعاده و روحیه خوشبینی او در غلبه بر سختیها بود.
![]() |
| آقای چین با وجود معلولیت و ضعیف شدن دستانش با افزایش سن، هنوز هم تمام تلاشش را میکند تا شبانهروز جارو بسازد. |
با این روحیه، او هنوز هم آهنگهای محلی سنتی ویتنامی را میخواند تا خستگی مبارزه روزانهاش برای بقا را تسکین دهد. این آهنگها نوهاش، هوین نهو، را به خواب آرام میبردند و از نوزادی او را پرورش میدادند. نهو به طور محرمانه گفت: «در گذشته، پدر و مادرم به عنوان کارگر کارخانه در جایی دور کار میکردند، بنابراین مرا فرستادند تا با پدربزرگ و مادربزرگم زندگی کنم. پدربزرگ و مادربزرگم سخت کار میکردند، مرا از سنین پایین بزرگ میکردند و همیشه بهترین چیزها را به من میدادند. اگرچه والدینم به زادگاهشان بازگشتهاند و میخواهند من به خانه برگردم، من پدربزرگ و مادربزرگم را دوست دارم و هنوز هم میخواهم در آینده با آنها بمانم تا از آنها مراقبت کنم.» از آنجا که نوهشان بسیار مهربان، مطیع و فهمیده است، آقای چین و خانم لون حتی سختتر کار میکنند، جارو میسازند و دوچرخه تعمیر میکنند تا تحصیلاتش را ادامه دهد. بزرگترین امید آقای چین این است که آینده نوهاش روشنتر از آینده خودش باشد.
آقای چین و خانم لون با آمدن به «خدای بخت در میزند»، امیدوار بودند که سرمایه اضافی برای خرید الیاف نارگیل برای ساختن جارو توسط خودشان، بازسازی خانه کوچکشان برای انبار کردن مصالح و خرید ابزارهای بیشتر برای تعمیر دوچرخه به دست آورند تا بتوانند درآمد پایدارتری داشته باشند و هزینه تحصیل نوهشان را تأمین کنند.
از بینندگان دعوت میکنیم برنامه «خدای بخت و اقبال در میزند» را که ساعت ۱۹:۱۵ روز پنجشنبه، ۲۵ ژوئن ۲۰۲۶ از کانال THVL1 پخش میشود و ساعت ۱۶:۳۰ روز ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶ از کانال THVL2 بازپخش میشود، تماشا کنند.
تان ششم
اونگ چین:
منبع: https://baovinhlong.com.vn/van-hoa-giai-tri/phim-tren-thvl/202606/than-tai-go-cua-ky-840-vo-chong-dong-long-vuot-qua-nghich-canh-c7c1986/













