Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

قیمت محصول برنج بهاره دوباره ارزیابی شده است.

Báo Đại Đoàn KếtBáo Đại Đoàn Kết05/11/2024

مردم روستای من، پس از تحمل سختی‌ها و تلخی‌های سرنوشت، حقیقتاً از طعم شیرین و سرشار از مهربانی انسانی، در روحیه‌ی تبادل متقابل کار برای به دست آوردن برنج از محصول برنج کاشته شده پس از آن سیل، قدردانی کردند...


نشاکاری برنج

آهنگ «وطن من در سرزمین میانی است، با شالیزارهای سرسبز و نهرهایش»، که توسط نوازنده نگوین دوک توان در سال ۱۹۴۹ ساخته شده بود، از کودکی با من طنین‌انداز بود، زیرا با آهنگ‌های جوانان زمزمه می‌کردم. روستای من در ارتفاعات بود، بدون «مزارع برنج» مناطق پست، فقط «نهرهای برنج». اینها نوارهایی از زمین بودند که بین دو تپه یا کوه‌های کم ارتفاع قرار داشتند و در طول دو فصل اصلی برداشت، برنج سرسبز و طلایی داشتند. اما در بسیاری از تابستان‌ها، این نوارهای زمین خشک می‌شدند و ترک می‌خوردند و در طول فصل بارندگی، آب نهرهای کوه سانگ سرازیر می‌شد و شالیزارهای برنجی را که تازه در اوایل بهار شروع به جوانه زدن کرده بودند، زیر آب می‌برد. روستاییان دلشان شکسته بود، اما نمی‌توانستند بایستند و نظاره‌گر سیل آسمان باشند. رئیس گروه تبادل نیروی کار با عجله به روستاییان اطلاع داد که جلسه‌ای برای بحث در مورد کاشت مجدد «برنج برداشت شده» برگزار کنند. بسیاری از مردم اعتراض کردند و گفتند که کاشت دیرهنگام باعث از دست رفتن برداشت می‌شود و ممکن است برنج داشته باشند اما غلات نداشته باشند؛ بهتر است زمین را رها کنند و محصولات دیگری بکارند. اما خوردن مداوم ذرت، سیب‌زمینی و کاساوا خسته‌کننده بود؛ آنها حداقل به مقداری برنج نیاز داشتند. تمام گروه به اتفاق آرا موافقت کردند که نهال‌های برنج را دوباره بکارند. نهال‌ها بسیار مهم بودند، اما بدون بذر برنج، چگونه می‌توانستند نهال وجود داشته باشد؟ هر خانوار هر برنجی را که می‌توانست در انبارهای خود پیدا کند، جمع‌آوری کرد و برای کاشت نهال در حیاط خود به آنها کمک کرد. چند حیاط آجری متعلق به خانواده‌های ثروتمندتر گروه، مانند خانواده‌های رهبر گروه کیم، آقای ای و آقای تیونگ، تنها در یک روز به "مزارع گل‌آلود" تبدیل شد. همه، از پیر تا جوان، با گلدان، سینی و سبدهای لاکی، به شالیزارهای برنج غرق در آب رفتند تا گل تازه جمع کنند و آن را روی حیاط‌ها بریزند و منتظر آماده شدن نهال‌ها بمانند.

حیاط‌هایی که بچه‌ها قبلاً در آنها روی برگ‌های موز توپ بازی می‌کردند، طناب می‌پریدند یا فعالیت‌های گروهی جوانان خود را در زیر نور ماه انجام می‌دادند، جای خود را به نهال‌های برنج داده‌اند. "هوای مرطوب برای نهال‌ها خوب است، هوای سرد برای سبزیجات خوب است." از لحظه جوانه زدن بذر برنج، چند چرخه قمری طول می‌کشد تا جوانه بزند؟ فقط دو چرخه قمری، از لحظه‌ای که بذر برنج جوانه می‌زند، رنگ زرد-سبز نهال‌ها را تولید می‌کند. آقای کیم گفت بدترین ترس، موش‌ها بودند. اگر آنها منطقه را محصور نمی‌کردند، نهال‌ها را می‌خوردند و برای همه در روستا کافی نبود. بنابراین، گیاهان کاساوا که برای هیزم انباشته شده بودند، اکنون بلند ایستاده و در هم تنیده‌اند تا حصاری محافظ در اطراف حیاط نهال‌ها تشکیل دهند. "سیب‌زمینی خاک ناآشنا را ترجیح می‌دهد، نهال‌ها آشنایی را ترجیح می‌دهند." اگرچه نهال‌ها به دلیل خاک ناآشنا و سایه حصار به آرامی رشد می‌کنند و نور خورشید کمتری دریافت می‌کنند، اما به تدریج قوی‌تر می‌شوند و از زرد-سبز به سبز تغییر رنگ می‌دهند و گاهی اوقات با پیچ و تاب خوردن بادهای پاییزی از میان حصار کاساوا، موج می‌زنند و منتظر روز آزادی هستند تا در مزارع ریشه بدوانند.

گروه کمک‌های متقابل دوباره تشکیل جلسه دادند و برای فردا، پس‌فردا و روز بعد از آن برنامه‌ریزی کردند... این گروه به هر خانواده در کاشت برنج کمک می‌کرد و هدفش این بود که تمام کاشت مجدد را ظرف سه روز انجام دهد. من هم در بسته‌بندی نهال‌ها کمک می‌کردم. نهال‌های مزرعه نیازی به کندن مانند نهال‌های کاشته شده در مزارع نداشتند؛ آنها فقط به دسته‌های جداگانه تقسیم می‌شدند، به آرامی آنها را لوله می‌کردند و در دو الک قرار می‌دادند تا بزرگسالان به مزارع ببرند. وقتی در مزارع بودند، نهال‌ها را تقسیم می‌کردند، چند دسته در ابتدای مزرعه و چند دسته در وسط، به طوری که مادران و خواهران می‌توانستند یک دسته را بکارند و سپس به سمت راست یا چپ بچرخند و نهال‌ها آماده کاشت بودند. مادران و خواهران همیشه به یکدیگر یادآوری می‌کردند: «با دستان خود رو به بالا بکارید، نه رو به پایین.» از آنجا که نهال‌های مزرعه کوتاه بودند، اگر آنها را با دستان خود رو به پایین می‌کاشتیم، در اعماق گل و لای دفن می‌شدند و ممکن بود نتوانند جوانه بزنند.

روزگاران قدیم با دستان باز برنج می‌کاشتند و حالا همه به آسمان نگاه می‌کنند و به ابرها خیره شده‌اند... محصول برنج بهاره معمولاً در اواخر اکتبر کاشته می‌شود، در حالی که محصول دوم برنج بعداً، در ماه مه یا ژوئن سال بعد برداشت می‌شود. آن زمان، زمان آب و هوای غیرقابل پیش‌بینی است؛ شما هرگز نمی‌دانید چه اتفاقی خواهد افتاد. هر کشاورزی این ضرب‌المثل را می‌داند: «وقتی گرسنه‌ای، سیب‌زمینی شیرین و سیب‌زمینی وحشی بخور / از دیدن گل دادن برنج در فوریه خوشحال نشو.» فوریه (تقویم قمری) رعد و برق و باران‌های شدید را به همراه دارد؛ برنج بهاره تازه شروع به جوانه زدن می‌کند، اما سپس می‌تواند دچار سرمای شدید شود و باعث شود برنج «خوشه‌های خود را نگه دارد و بی‌حرکت بماند». خوشه‌ها در پوسته سبز گیر می‌کنند و قادر به بیرون آمدن و تولید خوشه نیستند. حتی وقتی جوانه می‌زنند، تا زمان برداشت، برنج ممکن است فقط دانه‌های خالی بدهد.

حالا، محصول برنج بهاره انواع و اقسام برنج‌های روز بلند و روز کوتاه دارد... در گذشته، فقط یک نوع وجود داشت که عموماً «برنج بهاره» نامیده می‌شد. نمی‌توانم «برادر مای، کارگر تجدید قوا» را فراموش کنم. همه او را این‌طور صدا می‌زدند، اما در سن من، باید او را «عمو مای» صدا کنم. او دندان‌های طلایی، خنده‌های بلند و بلندی داشت و مثل معلمی که سخنرانی می‌کند، در مورد برنج صحبت می‌کرد. او در دوره تجدید قوا در سال ۱۹۵۴ به شمال رفت و در سال‌های اولیه «اصلاحات ارضی» به عنوان کادری که تیم اصلاحات را تقویت می‌کرد، به روستای من آمد. وقتی روستای من به گروه تبادل نیروی کار پیوست، حدود سال ۱۹۶۰، زمانی که من ۱۰ ساله بودم، برادر مای گهگاه به آنجا می‌آمد تا با روستاییان ملاقات کند و اشکال «تبادل نیروی کار» را توضیح دهد. «تبادل» به معنای چرخش بود؛ امروز تمام گروه با هم کار می‌کردند تا به یک خانواده در کاشت، شخم زدن و برداشت کمک کنند، فردا به خانواده دیگری کمک می‌کردند. او همه را تشویق می‌کرد که زمین را احیا و کشت کنند، برنج و سایر محصولات را در مزارع بایر و زمین‌های بایر پرورش دهند. محصولات این سرزمین از مالیات کشاورزی معاف بودند. او گفت: «برنج بهاره جنوبی، برداشت شمالی.» در گذشته، زمین‌های شمالی‌ترین تا جنوبی‌ترین قسمت ویتنام مرکزی اغلب خشک بودند، بنابراین مردم فقط نوع برنج «چیم» را کشت می‌کردند. این نوع برنج از قوم چامپا سرچشمه گرفته است. این جامعه به طور سنتی برنج را از استان‌های کوانگ بین، کوانگ تری، کوانگ نام و کوانگ نگای، مانند زادگاه شما، قبل از گسترش به استان‌های شمالی، کشت می‌کرد. نام «برنج چیم» از همین جا آمده است، زیرا در شمال، فقط فصل اصلی برداشت وجود داشت.

زادگاه من دو نوع زمین کشاورزی دارد - شالیزارهای برنج و مزارع مرتفع، اما زمین‌های بسیار کمی می‌توانند دو محصول برنج را کشت کنند. خانواده‌هایی با اعضای زیاد ممکن است کمی بیش از ۴ سائو (تقریباً ۰.۴ هکتار) داشته باشند، مانند خانواده من که فقط حدود ۳ سائو است. زمین برای مزارع مرتفع، به ویژه کاساوا، وسیع است، تا حدودی به دلیل تخصیص زمین، اما بیشتر از طریق احیای زمین‌های بایر به دست آمده است. اما هیچ آهنگی در مورد کاساوا وجود ندارد، فقط آهنگ برنج است. "باد شرقی برنج بهاری را می‌آورد." خوشبختانه، بهشت ​​​​ما را برکت داد و دومین محصول برنج آن سال نیز خوشه داد. از زمانی که فقط یک نهال بود، به زندگی و مردم عطری بکر و لطیف می‌بخشید. سپس، به عنوان یک گیاه برنج جوان، طعمی تازه و لطیف داشت. و وقتی خوشه می‌داد، عطری منحصر به فرد و مست کننده ایجاد می‌کرد که بر بوی گل و لای و زمین غلبه می‌کرد... مادرم دستش را دراز کرد و یک خوشه برنج جوان را که هنوز شیری بود، چید و شروع به گاز زدن آرام آن کرد. طعم شیرین و خاکی روستا انگار در زبانش نفوذ می‌کرد و در رگ‌هایش ذوب می‌شد، و سپس به درگاه آسمان و بودا دعا می‌کرد و برای هر خانواده محصول فراوان می‌خواست. و بچه‌ها رویای روز برداشت محصول را در سر می‌پرورانند، به دنبال بزرگسالان برای جمع‌آوری دانه‌های برنج افتاده، و دنبال ملخ‌ها و جیرجیرک‌ها برای تغذیه پرندگان.

***

مزارع برنج به رنگ طلایی گرم درآمدند، دسته‌های چکاوک بر فراز ساقه‌های مواج برنج اوج گرفتند و پشه‌ها، ملخ‌ها و جیرجیرک‌ها را گرفتند... برداشت محصول برنج در اواخر فصل از راه رسید. برداشت آن سال یک ماه دیرتر از برداشت سال قبل بود، اما هنوز هم فقط حدود دو هفته طول کشید. تمام گروه به یکدیگر در برداشت و خرمن‌کوبی کمک می‌کردند. پدرم و دو کشاورز دیگر در گروه با پاهای باز ایستاده بودند، بازوهای عضلانی‌شان ابزارهای خرمن‌کوبی از جنس بامبوی نرم را گرفته بودند و با قسمتی از طناب که محکم دور خرمن‌کوبی پیچیده شده بود، به در چوبی موقت که برای استفاده به عنوان میز موقت جدا شده بود، می‌کوبیدند. شانه‌های همه از عرق خیس بود، اما خوشحال بودند و با شور و شوق در مورد فراز و نشیب‌های برداشت هنگام خرمن‌کوبی صحبت می‌کردند. دانه‌های طلایی برنج به داخل سبد بزرگ غربال‌گری می‌ریختند. خیلی زود، برنج درو شده به دسته‌هایی از کاه طلایی تبدیل شد که از تپه‌های خرمن‌کوبی به هوا پرتاب می‌شدند و پشت خرمن‌کوبی‌ها انباشته می‌شدند. بوی کاه تازه بچه‌ها را به خود جذب می‌کرد، که مشتاقانه منتظر پایان خرمن‌کوبی بودند تا بتوانند هجوم بیاورند و دسته‌های کاه را از هم جدا کنند و به دلخواه خود در آنها بغلتانند. بزرگترها دست از کار کشیدند و من با جارو دانه‌های پراکنده برنج را جمع کردم. مادرم برنج را در سبد ریخت و منتظر ماند تا آفتاب صبح آن را پهن کند تا خشک شود، آن را بوجاری کند و سپس آن را آسیاب کند تا تمام خانواده بتوانند از یک کاسه کامل برنج لذت ببرند.

***

دانه‌های برنج محصول اوایل فصل به سفتی محصول اواخر فصل نیستند، اما عطر برنج تازه پخته شده کمتر از آن معطر نیست. اگرچه این غذا فقط شامل میگوی آب‌پز، سوپ برگ کنف و سبزیجات ترشی است، اما قابلمه برنج تقریباً در کمترین زمان خالی می‌شود و نیاز به تراشیدن تکه‌های سوخته دارد. "اینجا، یک دانه برنج می‌افتد / بیرون، قطرات بی‌شماری از عرق، مزارع را خیس می‌کند." من هر دانه برنج را که به چوب غذاخوری‌ام چسبیده بود برداشتم و از آن لذت بردم، طعم شیرین آن روی زبانم ماند - طعم بهشت ​​و زمین که در این وعده غذایی گرانبها نفوذ کرده بود. این وعده غذایی ساده بسیار گرم و دلچسب بود! شاید، با تجربه سختی و تلخی طبیعت، مردم حتی بیشتر از طعم شیرین پس از غذا، ارتباط عمیق انسانی در تبادل کار برای به دست آوردن برنج از محصول اواخر فصل قدردانی می‌کنند. هر چه خورشید، باران، مه و باد بیشتر باشد، کار تولید در بین همسایگان شدیدتر و با محبت بیشتری در هم تنیده می‌شود. من اولین بار این آهنگ و ضرب المثل عامیانه را از آقای کیم، کدخدای روستا، در جلسه‌ای که خلاصه‌ای از محصول برنج آخر فصل و آماده‌سازی برای محصول جدید را بررسی می‌کرد، شنیدم، اما همیشه آن را به خاطر خواهم داشت: «یک قایق کامل بهتر از یک تیرک بامبو است.» «تاک‌های کدو محکم به داربست چسبیده‌اند / روستاییان محکم به روستای خود چسبیده‌اند، این‌طور است.»



منبع: https://daidoanket.vn/vu-lua-chiem-tai-gia-10293807.html

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

شب بی‌خوابی هانوی پس از پیروزی تیم زیر ۲۳ سال ویتنام
چهاردهمین کنگره ملی - نقطه عطفی ویژه در مسیر توسعه.
[تصویر] شهر هوشی مین همزمان ساخت و ساز و کلنگ زنی ۴ پروژه کلیدی را آغاز کرد.
ویتنام همچنان در مسیر اصلاحات ثابت قدم است.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

اعتماد به کنگره چهاردهم حزب، از خانه‌ها تا خیابان‌ها، همه جا را فرا گرفته است.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول