Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

سه عامل چانه‌زنی، نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا را تعیین خواهد کرد.

(روزنامه دن تری) - پس از توافق اولیه در ماه ژوئن، ممکن است موقتاً فرو ریختن بمب و گلوله در خاورمیانه متوقف شده باشد، اما «جنگ» دیگری بین واشنگتن و تهران ممکن است تازه آغاز شده باشد.

Báo Dân tríBáo Dân trí01/07/2026

3 mặt trận mặc cả quyết định đàm phán Mỹ - Iran - 1

جی دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، پس از گفتگو با نمایندگان ایران در سوئیس در ماه گذشته (عکس: خبرگزاری فرانسه).

پس از نزدیک به دو هفته تشدید تنش‌های نظامی در خلیج فارس، نشانه‌های همزمان خویشتن‌داری از سوی ایالات متحده و ایران این تصور را ایجاد کرده است که خاورمیانه به سختی از یک جنگ تمام‌عیار اجتناب کرده است.

با این حال، برای ناظران بین‌المللی، آرام شدن میدان نبرد به معنای پایان بحران نیست. برعکس، ممکن است صرفاً تغییر در رویارویی از موشک‌ها، هواپیماها، پهپادها و کشتی‌های جنگی به شکلی پیچیده‌تر، بغرنج‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر باشد: جنگی از فشار، اهرم فشار و چانه‌زنی استراتژیک.

در طول تاریخ روابط ایالات متحده و ایران از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، دو طرف بارها در آستانه درگیری مستقیم قرار گرفته‌اند، اما همیشه به دنبال حفظ فاصله مشخصی برای جلوگیری از جنگ تمام عیار بوده‌اند. تفاوت در بحران ۲۰۲۶ در این واقعیت نهفته است که به نظر می‌رسد هم ایالات متحده و هم ایران به طور فعال از تهدید جنگ به عنوان ابزاری برای مذاکره استفاده می‌کنند. به عبارت دیگر، میدان نبرد در حال تبدیل شدن به امتداد میز مذاکره است و هر حرکت نظامی حامل پیام‌های سیاسی با دقت محاسبه شده‌ای است.

بنابراین، پس از توافق اولیه‌ای که در اواسط ژوئن بین دو طرف حاصل شد، آنچه جهان شاهد آن است، صرفاً یک فرآیند آشتی نیست، بلکه آغاز یک «جنگ چانه‌زنی» جدید بین دو رقیبی است که نزدیک به نیم قرن با هم اختلاف داشته‌اند.

از رویارویی نظامی تا استراتژی «جنگ در حین مذاکره»

به گفته کارشناسان، ماهیت رویارویی فعلی ایالات متحده و ایران دیگر نابودی قابلیت‌های نظامی طرف مقابل نیست، بلکه وادار کردن طرف مقابل به تنظیم محاسبات استراتژیک خود به گونه‌ای است که به نفع خودشان باشد. این یک ویژگی بارز دکترین «خطرپذیری» است - راهبردی که به طور مداوم تنش‌ها را تا آستانه درگیری تمام عیار افزایش می‌دهد تا فشار روانی و سیاسی را افزایش دهد، در حالی که کنترل کافی را برای جلوگیری از عبور از نقطه بی‌بازگشت حفظ می‌کند.

وقایع اواخر ژوئن به وضوح این منطق را منعکس کرد. حملات به کشتی‌های باری که در نزدیکی تنگه هرمز فعالیت می‌کردند، حملات هوایی محدود آمریکا به اهدافی که گمان می‌رفت با نیروهای طرفدار ایران در منطقه مرتبط هستند، و عملیات نظامی نمایش قدرت تهران، همگی با شدت کافی برای ارسال پیام بازدارنده رخ دادند، اما نه تا حدی که حریف را مجبور به آغاز یک جنگ تمام عیار کنند.

پشت این درگیری‌ها، فرآیندی از آزمایش «خطوط قرمز» یکدیگر نهفته است. ایالات متحده می‌خواهد میزان تمایل تهران به تشدید تنش در صورت ادامه افزایش فشارهای نظامی و اقتصادی را تعیین کند. در مقابل، ایران می‌خواهد بداند که آیا کاخ سفید واقعاً آماده پذیرش خسارات اقتصادی و سیاسی ناشی از یک بحران طولانی مدت در خلیج فارس است یا خیر. هر پاسخی از طرف مقابل، از شدت اظهارات رهبران گرفته تا مقیاس استقرار نیروهای نظامی، توسط هر دو طرف به عنوان داده‌هایی برای استفاده در دور بعدی مذاکرات ثبت می‌شود.

مهم‌تر از همه، هم ایالات متحده و هم ایران در تلاشند تا از قوی‌ترین موضع ممکن وارد مذاکرات شوند. برای ایالات متحده، قدرت هوایی برتر، قابلیت‌های استقرار سریع و قدرت سیستم تحریم‌های مالی جهانی آن، همچنان مؤثرترین ابزار برای اعمال فشار است. دولت ایالات متحده معتقد است که تنها زمانی که تهران به وضوح هزینه رویارویی طولانی مدت را احساس کند، امتیازات قابل توجهی را در مورد برنامه‌های هسته‌ای و موشکی خود خواهد پذیرفت.

در مقابل، ایران نیز «کارت‌های» خود را دارد که ایالات متحده نمی‌تواند آنها را نادیده بگیرد. توانایی آن در ایجاد اختلال در عملیات دریایی در تنگه هرمز، شبکه نیروهای متحد «محور مقاومت» در منطقه، قابلیت‌های موشکی فزاینده و پیچیده آن و موقعیت ژئواستراتژیک منحصر به فردش به تهران اجازه می‌دهد تا هزینه‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی قابل توجهی برای واشنگتن و متحدانش ایجاد کند.

بنابراین، هدف هر دو طرف اکنون پیروزی در میدان نبرد نیست، بلکه ایجاد مطلوب‌ترین موقعیت چانه‌زنی قبل از ورود به مرحله رسمی مذاکره است. در این زمینه، هر کشتی باری توقیف‌شده، هر تأسیسات نظامی نابودشده یا هر دور جدید تحریم‌های اعمال‌شده صرفاً یک اقدام نظامی یا اقتصادی مستقل نیست. آن‌ها به «کارت‌هایی» تبدیل می‌شوند که می‌توان آن‌ها را پشت درهای بسته رد و بدل کرد.

شاید برایتان جالب باشد
کارشناس آمریکایی فاش کرد که چه اتفاقی برای فرمانده کل قوا اوکراین افتاده است: «کاملاً شکست خورده».
کارشناس آمریکایی فاش کرد که چه اتفاقی برای فرمانده کل قوا اوکراین افتاده است: «کاملاً شکست خورده».داگلاس مک‌گرگور، مشاور سابق پنتاگون، در مصاحبه‌ای در پلتفرم «ویرایش‌شده» گفت: خستگی شدید اوکراین در ناامیدی فرمانده کل نیروهای مسلح اوکراین، اولکساندر سیرسکی، مشهود است، کسی که متوجه شده توقف تهاجم نظامی روسیه غیرممکن است.
کرملین تایید کرد که روسیه در حال مذاکره برای واردات سوخت است.
کرملین تایید کرد که روسیه در حال مذاکره برای واردات سوخت است.کرملین تایید کرد که روسیه در حال مذاکره با چندین کشور در مورد واردات سوخت است و آن را اقدامی برای تثبیت بازار انرژی توصیف کرد.
قیمت طلا در بازار معاملات صبح امروز، اول ژوئیه، کاهش یافت.
قیمت طلا در بازار معاملات صبح امروز، اول ژوئیه، کاهش یافت.در آغاز معاملات در اوایل ماه جولای، قیمت‌های داخلی طلا همچنان به روند نزولی خود ادامه دادند، زیرا قیمت‌های جهانی طلا به زیر ۴۰۰۰ دلار در هر اونس سقوط کردند.

سه جبهه چانه‌زنی، آینده روابط ایران و آمریکا را تعیین خواهد کرد.

در حالی که درگیری‌های نظامی اخیر با موشک‌ها و پهپادها انجام می‌شد، جنگ فعلی را نفت، ارز خارجی و اورانیوم غنی‌شده تعیین خواهد کرد.

اولین و مهمترین جبهه از نظر ژئوپلیتیکی، تنگه هرمز است. تصادفی نیست که هر گونه تشدید تنش بین ایالات متحده و ایران در طول سال‌ها، کم و بیش به این خط کشتیرانی مرتبط بوده است. تقریباً 20 درصد از نفت دریایی جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند و آن را به شریان حیاتی انرژی اقتصاد جهانی تبدیل می‌کند. حتی یک اختلال کوتاه در ترافیک دریایی در اینجا می‌تواند باعث افزایش شدید قیمت انرژی جهانی شود و منجر به فشار تورمی بر ایالات متحده، اروپا و بسیاری از اقتصادهای آسیایی وابسته به واردات نفت شود.

برای تهران، توانایی تأثیرگذاری بر امنیت هرمز مهمترین نقطه اهرم استراتژیک برای ایجاد تعادل در پویایی قدرت با ایالات متحده است. در حالی که واشنگتن از برتری نظامی چشمگیری برخوردار است، ایران در صورت قرار گرفتن در تنگنا، توانایی وارد کردن آسیب اقتصادی جدی به بازار جهانی انرژی را دارد.

بنابراین، ایران می‌خواهد نقش مرکزی خود را در هرگونه سازوکار امنیتی دریایی در خلیج فارس حفظ کند. در مقابل، ایالات متحده و متحدان غربی آن می‌خواهند یک سازوکار نظارتی بین‌المللی ایجاد کنند تا توانایی تهران در استفاده از تنگه هرمز به عنوان ابزاری برای فشار سیاسی در آینده را به حداقل برسانند. این می‌تواند یکی از دشوارترین نکات مذاکره در دوره آینده باشد زیرا مستقیماً به موقعیت ژئواستراتژیک ایران در خاورمیانه مربوط می‌شود.

جبهه دوم ، مسئله تحریم‌های اقتصادی و دارایی‌های مسدود شده در خارج از کشور است. اگر هرمز برگ برنده استراتژیک تهران است، پس تحریم‌ها موثرترین ابزار واشنگتن برای اعمال فشار هستند. پس از سال‌ها انزوا از سیستم مالی بین‌المللی، اقتصاد ایران به شدت به سرمایه، فناوری و ارز خارجی برای بازگرداندن رشد، تثبیت نرخ ارز و رسیدگی به مشکلات داخلی نیاز دارد. بنابراین، اولویت اصلی تهران در تمام مذاکرات فعلی مسائل نظامی نیست، بلکه لغو تحریم‌های غرب است.

ایران می‌خواهد ایالات متحده قبل از انجام تعهدات استراتژیک بلندمدت، فوراً دارایی‌های مسدود شده خود را آزاد کند و بیشتر تحریم‌ها را لغو کند. از دیدگاه تهران، تجربه توافقات قبلی نشان می‌دهد که وعده‌های لغو تحریم‌های آینده برای ایجاد اعتماد کافی نیست.

در همین حال، واشنگتن رویکردی کاملاً متضاد را دنبال می‌کند. سیاست‌گذاران آمریکایی خواهان یک مکانیسم «مبادله منصفانه» مرحله‌ای هستند که در آن هر امتیاز از سوی ایران معادل کاهش تحریم‌های ایالات متحده باشد. کاخ سفید استدلال می‌کند که این تنها راه برای اطمینان از اجرای کامل تعهدات تهران است. تفاوت زیاد دیدگاه‌ها بین دو طرف به این معنی است که احتمالاً مسئله اقتصادی به اولین آزمون پایداری روند مذاکرات تبدیل خواهد شد.

جبهه سوم و حساس‌ترین موضوع، برنامه هسته‌ای و موشکی ایران است. برخلاف مذاکرات منتهی به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، خواسته‌های ایالات متحده و متحدان غربی آن دیگر محدود به سطح غنی‌سازی اورانیوم نیست. ایالات متحده می‌خواهد دامنه مذاکرات را گسترش دهد تا قابلیت‌های موشک‌های دوربرد، پهپادهای استراتژیک و نفوذ نظامی ایران در خاورمیانه را نیز شامل شود.

برای تهران، این تقریباً یک خواسته غیرقابل قبول است. رهبران ایران مدت‌هاست که قابلیت‌های موشکی را "عامل بازدارنده حیاتی" در برابر برتری هوایی قاطع ایالات متحده و اسرائیل می‌دانند. کنار گذاشتن این سپر به معنای قرار دادن ایران در موقعیت آسیب‌پذیرتر از نظر امنیت ملی است. بسیاری از کارشناسان بین‌المللی معتقدند که اگر مذاکرات در ماه‌های آینده به شکست بینجامد، علت آن به احتمال زیاد از مسئله موشکی ناشی خواهد شد تا مسئله هسته‌ای.

میز مذاکره در دوحه شاهد طوفان‌های بسیار بیشتری خواهد بود.

توافق بین ایالات متحده و ایران در 29 ژوئن برای توقف موقت عملیات نظامی مستقیم، نشان‌دهنده افزایش اعتماد بین دو طرف نیست، بلکه نشان می‌دهد که هم واشنگتن و هم تهران از هزینه‌های هنگفت یک جنگ تمام‌عیار به خوبی آگاه هستند.

برای ایالات متحده، یک درگیری طولانی مدت در خاورمیانه فشار بر بودجه دفاعی را افزایش می‌دهد، قیمت انرژی را بالا می‌برد و بار استراتژیک اضافی ایجاد می‌کند، زیرا ایالات متحده در حال حاضر منابع خود را به سایر مناطق جهان اختصاص می‌دهد و انتخابات میان دوره‌ای (نوامبر) نزدیک است.

برای ایران، یک جنگ تمام عیار با ایالات متحده، اقتصاد از قبل تحت فشار آن را در بحرانی عمیق‌تر فرو می‌برد و بی‌ثباتی داخلی را افزایش می‌دهد. به عبارت دیگر، هر دو طرف به توافق نیاز دارند، اما هیچ‌کدام نمی‌خواهند اولین کسی باشند که تسلیم می‌شود. دقیقاً به همین دلیل است که دوحه احتمالاً در سال ۲۰۲۶ به میدان نبرد دیپلماتیک جدید بحران خاورمیانه تبدیل خواهد شد.

ویتنام شرکت‌های آمریکایی را به گسترش سرمایه‌گذاری در فناوری پیشرفته تشویق می‌کند.
ویتنام شرکت‌های آمریکایی را به گسترش سرمایه‌گذاری در فناوری پیشرفته تشویق می‌کند.صبح روز 26 ژوئن، در دفتر مرکزی دولت، هو کوک دونگ، معاون نخست وزیر، آقای جف پلیس، مدیر زنجیره تأمین گروه Coherent (ایالات متحده آمریکا) را به حضور پذیرفت. در طول این دیدار، معاون نخست وزیر تأیید کرد که ویتنام، کسب و کارهای آمریکایی را به گسترش سرمایه‌گذاری، به ویژه در صنایع فناوری پیشرفته، نوآوری و نیمه‌هادی، تشویق می‌کند.
تشویق کسب‌وکارهای آمریکایی به گسترش سرمایه‌گذاری در بخش‌های فناوری پیشرفته.
تشویق کسب‌وکارهای آمریکایی به گسترش سرمایه‌گذاری در بخش‌های فناوری پیشرفته.هو کوک دونگ، معاون نخست وزیر، گفت که ویتنام از گسترش فعالیت‌های شرکت‌های آمریکایی در ویتنام، به ویژه در صنایع پیشرفته و بخش‌هایی با ارزش افزوده بالا، استقبال می‌کند.
ویتنام و ایالات متحده همکاری خود را در مقابله با پیامدهای جنگ تقویت می‌کنند.
ویتنام و ایالات متحده همکاری خود را در مقابله با پیامدهای جنگ تقویت می‌کنند.VTV.vn - در 22 ژوئن، دبیر کل و رئیس جمهور، تو لام، وزیر موقت نیروی دریایی ایالات متحده، هونگ کائو، را به حضور پذیرفت.

مذاکرات آینده به شیوه‌ای سرراست پیش نخواهد رفت، بلکه ممکن است دائماً بین گفتگو و رویارویی، بین امتیازدهی و فشار در نوسان باشد. هر زمان که یک طرف احساس کند در حال از دست دادن موقعیت خود در میز مذاکره است، خطر بحران‌های کنترل‌شده بیشتر در صحنه افزایش خواهد یافت.

این می‌تواند توقیف یک کشتی باری، حمله سایبری به زیرساخت‌های انرژی، دور جدیدی از تحریم‌ها یا یک حمله هوایی محدود با هدف ارسال پیام سیاسی به دشمن باشد.

چنین تحولاتی لزوماً به معنای بازگشت جنگ نیست. در بسیاری از موارد، آنها صرفاً بخشی از فرآیند چانه‌زنی استراتژیک هستند.

تاریخ روابط ایران و آمریکا در نیم قرن گذشته نشان می‌دهد که دو کشور بارها از فشار نظامی برای رسیدن به اهداف دیپلماتیک استفاده کرده‌اند. بعید به نظر می‌رسد بحران ۲۰۲۶ از این قاعده مستثنی باشد.

پس از توافق اولیه در ماه ژوئن، بمباران ممکن است موقتاً در خاورمیانه متوقف شده باشد، اما «جنگ» دیگری بین واشنگتن و تهران ممکن است تازه آغاز شده باشد. این دیگر جنگ ناوهای هواپیمابر، بمب‌افکن‌ها یا موشک‌های بالستیک نیست. این جنگ، جنگ اهرم فشار، منافع ملی و هنر چانه‌زنی بین دو دشمنی است که تقریباً ۵۰ سال است واقعاً به یکدیگر اعتماد ندارند.

منبع: https://dantri.com.vn/the-gioi/3-mat-tran-mac-ca-quyet-dinh-dam-phan-my-iran-20260701090810032.htm

روندها بر اساس برچسب

روندها بر اساس دسته‌بندی

پربازدیدترین

Google Trends

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
نور بر فراز قله با کوانگ

نور بر فراز قله با کوانگ

فصل پربار ماهیگیری

فصل پربار ماهیگیری

روستای میلیاردرنشین گروه قومی شوئی دانگ در کمون ترا لین.

روستای میلیاردرنشین گروه قومی شوئی دانگ در کمون ترا لین.