Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

چهل سال در جستجوی دختر پدرش.

تاریخ ویتنام همچنین اولین سفر خارجی رئیس جمهور هوشی مین در سال ۱۹۴۶ را به عنوان مهمان ویژه به فرانسه به یاد دارد، که در آن هم به دنبال راه حلی شکننده برای صلح بود و هم برای جنگ مقاومت طولانی مدت و اجتناب ناپذیر آماده می‌شد.

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ21/02/2026

Việt kiều - Ảnh 1.

آقای وو کی هوان و دخترش وو کی ویت نگا، زمانی که او در فرانسه بود.

در اکتبر ۱۹۴۶، در کشتی‌ای که از فرانسه به مقصد ویتنام حرکت می‌کرد، هیئت رئیس جمهور هوشی مین شامل چهار روشنفکر مهاجر ویتنامی بود: تران دای نگییا، تران هو توک، وو دین کویین و وو کی هوان. آنها داوطلب شدند تا «شهر نور» باشکوه را ترک کنند و به خانه بازگردند و به دولت نوپا در آغاز جنگ مقاومتی که تنها دو ماه بعد آغاز شد، کمک کنند.

سهم آنها در استقلال و اتحاد ویتنام در تاریخ ثبت شده است، اما در کنار زندگی عمومی‌شان، آنها مبارزات شخصی و پشیمانی‌های طولانی نیز داشتند. مانند داستان آقای وو کی هوان، که زخم‌هایش تنها چند دهه بعد با عشق دخترش التیام یافت...

Việt kiều - Ảnh 2.

آقای Vo Qui Huan، همسرش Iréne Vo Qui و دخترشان Vo Qui Viet Nga در پاریس در سال 1945.

وعده‌ای که عملی نشد

خاطرات پروفسور تران دای نگیه نیز داستان آن سال را ثبت می‌کند: «در آن زمان، من به همراه آقای توک و آقای کویین، هنوز مجرد و بدون همسر بودیم، بنابراین بار مسائل خانوادگی بر دوش ما نبود. اما آقای وو کی هوان از قبل خانواده خودش را داشت؛ همسرش دکترای زبان‌شناسی، زنی فرانسوی با اصالت روسی بود و دخترشان فقط ۲ سال داشت.»

آقای هوان عکسی از رئیس جمهور هوشی مین را به ما نشان داد که در ژوئیه ۱۹۴۶ در پاریس، نوه‌اش ویت نگا را در آغوش گرفته بود. در کشتی، گاهی اوقات آقای هوان را می‌دیدیم که تا حدودی متفکر به نظر می‌رسید و به دوردست‌های دریا خیره شده بود. همه ما آقای وو کی هوان را بسیار تحسین می‌کردیم و به او احترام می‌گذاشتیم.

«مطمئناً او باید ساعت‌ها تأمل و بررسی کرده باشد، و دوری از همسر جوان و فرزندش آسان نبود. و آقای وو کی هوان به ندای میهنش به کشورش بازگشت، در حالی که قلبش از عشق به کشورش سنگین بود.»

وو کی هوان علاوه بر همسر و فرزندانش، نگرانی دیگری هم داشت: او در حال تحصیل در مقطع دکترا بود و فقط یک سال برای تکمیل آن فرصت داشت. اما در نهایت، در حالی که بین مسائل شخصی و حرفه‌ای گیر کرده بود، موافقت کرد که به همراه رئیس جمهور هوشی مین به ویتنام بازگردد.

عبور از اقیانوس تنها دو روز قبل اعلام شد، در حالی که همسرش در حال دفاع از پایان‌نامه دکترای خود در شهر دیگری بود. او فقط فرصت داشت تا به سرعت با همسرش تماس بگیرد، بچه‌ها را پیش یکی از دوستانش بگذارد و با عجله آماده رفتن شود و قول دهد که ظرف چند ماه برگردد.

آن وعده درست بود. برنامه اولیه این بود که او برای چند ماه به کشورش بازگردد تا برخی از مسائل مربوط به بازسازی ملی را مطالعه کند، سپس برای رسیدگی به امور خانوادگی به فرانسه بازگردد و پس از آن، تصمیم بگیرد که آیا بماند یا برگردد. اما جنگ مقاومت کمی بعد آغاز شد و این نقشه را غیرممکن ساخت. او همچنان در آنجا ماند و به مطالعه ریخته‌گری آهن و فولاد پرداخت و سلاح‌هایی برای خدمت به مقاومت ملی ساخت.

Việt kiều - Ảnh 3.

خانم وو کی هوا بین و خواهرش وو کی ویت نگا در سال ۲۰۲۵ در فرانسه دوباره به هم پیوستند.

دختر گمشده‌ی وو کی هوان، وو کی ویت نگا است، همان دختر زیبای دو ساله‌ی فرانسوی‌تبار که در عکس معروف سال ۱۹۴۶ در پاریس در آغوش رئیس‌جمهور هوشی مین نشسته است.

اتاق نمایشگاه سنتی کاخ کودکان هانوی عکس‌های زیادی از رئیس جمهور هوشی مین با کودکان را به نمایش گذاشته است که در میان آنها، این عکس به دلیل صمیمیت و نزدیکی خاصی که رئیس جمهور به دختر کوچک نشان داده است، به ویژه قابل توجه است. عکاس این عکس، پدر دختر - مهندس وو کی هوان - است.

او همچنین نویسنده فیلم‌های مستند ارزشمندی بود که تصاویری از هیئت رئیس جمهور هوشی مین و هیئت‌های دولت و مجلس ملی جمهوری دموکراتیک ویتنام را در طول اقامتشان در فرانسه در سال ۱۹۴۶، به همراه هنرمند مای ترونگ تو، ضبط کرد.

آن روز، آقای وو چی هوان دخترش را در آغوش گرفت و زمزمه کرد: «دختر خوبی باش، در خانه پیش مادرت بمان. پدرت چند ماهی از دنیا می‌رود، بعد برمی‌گردد...» این کلمات عمیقاً در قلب دخترک که کمی بیش از دو سال داشت، طنین‌انداز شد و برای دهه‌ها به دردی ماندگار تبدیل شد.

نه سال مقاومت و سال‌های پس از آن، تا زمانی که آقای وو کی هوان در سال ۱۹۶۷ بر اثر یک بیماری سخت درگذشت، او هنوز قادر به انجام وعده خود از سال‌ها پیش نبود. جنگ، مسئولیت‌های سنگین و مشکلات و موانع متعدد مربوط به روابط دیپلماتیک، قانون و حتی جغرافیا…

Việt kiều - Ảnh 4.

خانم وو کی ویت نگا خواهر کوچکترش، وو کی هوا بین، را به گرمی در آغوش می‌گیرد و می‌بوسد. (عکس: GĐCC)

در ویتنام، آقای وو کی هوان دوباره ازدواج کرد و صاحب چهار فرزند دیگر، از جمله دخترش، وو کی هوا بین، شد. آقای هوان به دخترش بسیار نزدیک و علاقه‌مند بود و همیشه او را هر جا که می‌رفت با خود می‌برد. بعدها، خانم هوا بین فهمید که عشق پدرش به او شاید به دلیل اشتیاق او به دختر اولش نیز بوده است، که وقتی کمی بیش از دو سال داشت از او جدا شده بود.

او هنوز هم به وضوح روزهایی را که از پدرش در بیمارستان مراقبت می‌کرد، به یاد می‌آورد، زمانی که هوآ بین دختری ۱۴ ساله بود. در روزهای پایانی عمرش، در حالی که مرگ قریب‌الوقوع خود را حس می‌کرد، پدرش از جنبه دیگری از زندگی‌اش برایش گفت، از درد عذاب‌آوری که قلبش را بیش از هر درد جسمی آزار می‌داد. «بعدها، گاهی اوقات نامه‌هایی از خواهرت دریافت می‌کردم.»

او اغلب پدرش را سرزنش می‌کرد و چیزهایی مثل این می‌گفت: «او مرا دوست ندارد، او مرا رها کرد»؛ «به قولش عمل نکرد»؛ «گفت فقط برای چند ماه به خانه برمی‌گردد. اما آیا آن چند ماه واقعاً چند دهه بود؟»؛ «خواهرم از دست پدر خیلی ناراحت و عصبانی است. او ازدواج کرد و پدر آنجا نبود و اصلاً نمی‌توانست به او کمک کند، و او هم پشیمان و دلشکسته است»...

خانم هوا بین به پدرش قول داده بود. اما آن مسیر دشوارتر از آن چیزی بود که تصور می‌کرد.

Việt kiều - Ảnh 5.

آقای وو کی هوان (سمت راست) در سال ۱۹۴۶ هیئت رئیس جمهور هوشی مین را در سفر به فرانسه همراهی کرد - عکس: GĐCC

چهل سال برای یک دیدار مجدد.

در سال ۱۹۷۵، در بحبوحه شادی اتحاد ملی و اتحاد ویتنام شمالی و جنوبی، خانم هوا بین سرشار از امید برای اتحاد خانواده‌اش بود. او با جستجو در اسناد قدیمی، مجموعه‌ای از نامه‌های خطاب به پدرش را کشف کرد که نام ایرن - همسر فرانسوی‌اش - و آدرس ویت نگا را بر خود داشتند.

خانم هوآ بین که قادر به صحبت به زبان فرانسه نبود، از یک معلم فرانسه خواست تا نامه‌ای برایش بنویسد، شامل عکس‌هایی از خواهرش ویت نگا در کودکی و عکس‌هایی از خواهر و برادرانش در ویتنام. او بعداً از خواهرش ویت نگا پاسخی دریافت کرد، اما نامه‌ای از راه دور بود. "برای من آسان نیست که بر درد گذشته غلبه کنم تا همه شما را ملاقات کنم..." خانم هوآ بین با خواندن این کلمات از خواهرش غمگین شد، اما از برنامه‌اش برای ملاقات با او دست نکشید.

خانم هوا بین پس از ازدواج و بچه‌دار شدن، فرزندانش را به یادگیری زبان فرانسه واداشت تا بعداً فرصتی برای تحصیل در فرانسه داشته باشند، به این امید که این امر به او فرصتی برای یافتن خواهر بزرگترش بدهد. فرزندان با درک احساسات مادرشان، همگی سخت تلاش کردند تا از او در جستجوی خانواده‌اش حمایت کنند.

هم دختر و هم پسر او برای تحصیل به فرانسه رفتند و همگی سعی کردند از طریق نامه با عمه خود تماس بگیرند، اما دیدار رویایی آنها فقط در حد یک سری مکاتبات مودبانه باقی ماند. در حالی که فرزندانش در فرانسه تحصیل می‌کردند، خانم هوآ بین به دیدار آنها می‌رفت، اما هر بار که برای درخواست ملاقات تماس می‌گرفت، خواهرش امتناع می‌کرد.

خانم ویت نگا در پاسخ به نامه‌ای به دختر خانم هوا بین، بار دیگر تأکید کرد: «برای من بسیار دردناک خواهد بود که دوباره با خانواده‌ام در ویتنام ارتباط برقرار کنم. نمی‌توانم این کار را انجام دهم زیرا باعث دلشکستگی زیادی در من می‌شود.»

«واقعاً دلم می‌خواهد گاهی اوقات برایت نامه بنویسم. همین!» با خواندن این کلمات، فرزندانش به خانم هوآ بین توصیه کردند که دست از این کار بردارد، زیرا وقتی فرانسوی‌ها چیزی را نخواهند، تغییر نظرشان بسیار دشوار است؛ آنها به حریم خصوصی بسیار احترام می‌گذارند.

Việt kiều - Ảnh 6.

آقای وو کی هوان - عکس: مدیر بخش دارایی

اما سخنان صمیمانه پدرش از سال‌ها پیش در ذهنش طنین‌انداز شد و خانم هوآ بین را مصمم کرد که عقب‌نشینی نکند: «می‌دانید، برای یک کودک دو ساله، این قول بسیار مهم است. و با این حال، من نتوانستم به آن عمل کنم و عمیقاً پشیمانم.»

ایرن دیگر هرگز ازدواج نکرد، و خواهرت هم بدون پدر دوران بسیار سختی را گذراند، فقط دبیرستان را تمام کرد و زندگی‌اش پس از آن بسیار دشوار بود. پدرت همیشه با پشیمانی زندگی می‌کرد و نسبت به ایرن و خواهرت احساس گناه عمیقی داشت. تو باید او و خواهرت ویت نگا را پیدا کنی تا پدرت بتواند در آرامش بخوابد.

در اکتبر ۲۰۰۷، دقیقاً ۴۰ سال پس از مرگ پدرش، خانم هوابین برای چهارمین بار پا به فرانسه گذاشت. پسرش در شرف اتمام تحصیلات و بازگشت به خانه بود، بنابراین خانم هوابین این آخرین فرصت خود برای رفتن به فرانسه را در نظر گرفت و تصمیم گرفت بدون اجازه قبلی به دنبال خواهرش برود.

مادر و پسر راه خود را به سمت روستای دورافتاده‌ای که ۵۰۰ کیلومتر با پاریس فاصله داشت و خانم ویت نگا در آن زندگی می‌کرد، ادامه دادند. پس از تلاش فراوان، بالاخره جلوی خانه خواهرش توقف کردند. او در تاکسی منتظر رسیدن پسرش به در خانه نشست و زنگ در را زد و با نگرانی بیرون آمدن خواهرش را تماشا کرد. پس از لحظه‌ای طولانی سکوتِ بهت‌آور، برادرزاده‌اش را به داخل دعوت کرد.

در آن لحظه، پسر خانم هوا بین، مادرش را که در تاکسی نشسته بود، معرفی کرد. خانم ویت نگا مدت زیادی سکوت کرد تا اینکه بالاخره موافقت کرد خواهرش را به داخل خانه دعوت کند.

در اولین لحظه دیدار مجدد، خانم هوا بین برای در آغوش گرفتن خواهرش که ۴۰ سال به دنبالش گشته بود، شتافت. پس از لحظاتی سرشار از احساسات شدید، او را به اتاقی پر از خاطرات پدرش راه دادند. سال‌ها، خواهرش تک تک عکس‌های والدینشان، تک تک نامه‌های پر از عشق و درد کودکی که بار گناه رها شدن توسط پدرش را به دوش می‌کشید، گرامی داشته بود. خانم هوا بین بالاخره درد خواهر و پدرش را لمس کرده بود.

Việt kiều - Ảnh 7.

عمو هو در ژوئیه ۱۹۴۶ نوزادش وو کی ویت نگا را در آغوش گرفته است - عکس: GĐCC

از آن زمان، خانم هوا بین سالی یک بار به ملاقات خواهرش می‌رود و این فاصله را با نامه پر می‌کند. خانم ویت نگا در یکی از نامه‌ها از خواهر و خواهرزاده‌هایش به خاطر صبر و شکیبایی‌شان در جستجوی او ابراز قدردانی کرد.

او از خواهرش به خاطر تصمیم عاقلانه‌اش تشکر کرد، زیرا به لطف آن، روح تنهایش دوباره گرم و روشن شد و به او اجازه داد عشق زیادی از خانواده ویتنامی‌اش دریافت کند. ویت نگا، که فردی گوشه‌گیر بود، اکنون تمام عشق را از خواهر و برادرها، خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌هایش و حتی از مادر دومش، همسر ویتنامی پدرش، دریافت می‌کند.

در طول گردهمایی خانوادگی، خانم هوا بین خوشحال‌ترین فرد بود. او نه تنها دختر پدرش را پیدا کرد، بلکه به انجام کارهای زیادی برای پدرش که عمیقاً به کشورش وفادار بود اما متأسفانه زودتر از موعد درگذشت، ادامه داد. سال‌های زیادی، او برای ملاقات با دوستان، همکاران و شاگردان پدرش سفر کرد تا زندگی پر از مشارکت و فداکاری او را بازسازی کند تا نسل‌های آینده بتوانند آنها را درک کنند.

در غم و اندوه، دست دختر کوچکش را گرفت و آرزویش را به او سپرد: «وقتی فرصتش را پیدا کردی، باید خواهرت را پیدا کنی. باید همدیگر را دوست داشته باشید، به هم کمک کنید و از هم حمایت کنید. خیلی ناراحتم که نتوانستم بیشتر از خواهرت مراقبت و نگهداری کنم. فقط به خاطر جنگ بود که مسئولیت کمک به کشور را داشتم. وقتی بعداً خواهرت را دیدی، به او بگو که دلم برایش تنگ شده و خیلی دوستش دارم...»

«بابا خیلی سخت کار می‌کرد، مگه نه؟» خانم هوآ بین با شنیدن سوال خواهرش، اشک در چشمانش حلقه زد. او فهمید که خواهرش با این سوال، درک خود را از انتخاب پدرشان برای خدمت به کشور در سال‌ها پیش ابراز کرده، کینه را کنار گذاشته و زخم‌های عاطفی‌اش را التیام بخشیده است. بالاخره توانست زخم عمیق قلب خواهرش را پاک کند.

برگردیم به موضوع
پرنده بهشت

منبع: https://tuoitre.vn/40-nam-tim-con-gai-cho-cha-20260202174615637.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
سنتی و مدرن

سنتی و مدرن

رو به دریای آزاد

رو به دریای آزاد

تصویر زیبا از پدر و پسر

تصویر زیبا از پدر و پسر