Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

التماس از گذشته

چند نفر از ما نام ترانه‌سرای یک آهنگ را به خاطر داریم؟ بیشتر ترانه‌سراها در حاشیه‌ی توجهات زندگی می‌کنند.

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ11/01/2026

Bluemoon - Ảnh 1.

فیلم زندگینامه‌ای «ماه آبی» ساخته ریچارد لینکلیتر - عکس: IMDb

لورنز هارت اینطور نبود. یا بهتر بگویم، او هرگز اینطور نبود.

جایگاه بازندگان

در یک شب طوفانی، در کوچه‌ای باریک، لورنز هارت، ترانه‌سرای برادوی، بدون چتر یا بارانی راه می‌رفت. او در حین راه رفتن آهنگی طنزآمیز درباره بدبختی‌های زندگی خواند، سپس ناگهان از حال رفت. او قبل از ۵۰ سالگی، در وضعیتی رقت‌انگیز و کثیف درگذشت. اما زمانی بود که او فوق‌العاده مشهور بود.

او زمانی روی جلد مجله تایم بود. پرتره‌هایش در رستوران‌های محله‌های مرفه منهتن آویزان بود. او دوستان و ارتباطات زیادی با چهره‌های برتر این صنعت داشت. فیلم زندگینامه‌ای ریچارد لینکلیتر، «ماه آبی»، داستان یک روز از زندگی هارت را روایت می‌کند، زمانی که در گرگ و میش دوران حرفه‌ای‌اش، هنوز کمی به خودش می‌بالید، خاطرات روزهای باشکوهش را مرور می‌کرد و هنوز آرزوی خلق آثار بزرگ را داشت.

فقط یک چیز مانع او شد: دورانش به سر آمده بود.

موج فیلم‌های زندگینامه‌ای موزیکال هنوز به پایان نرسیده است. اما مهم نیست این موج چقدر طول بکشد، کمتر کسی به فکر ساختن زندگینامه یک ترانه‌سرا می‌افتد. و هارت دقیقاً کیست؟

لینکلیتر می‌توانست با ساختن فیلمی درباره ریچارد راجرز، همکار سابق لورنز هارت، انتخاب قابل فهم‌تری انجام دهد. راجرز یکی از مشهورترین آهنگسازان تاریخ آمریکا است.

یا اگر قرار است یک ترانه‌سرا انتخاب شود، چرا اسکار همرشتاین دوم را انتخاب نکنیم که نزدیک به هزار آهنگ نوشت، ده‌ها جایزه دریافت کرد و تا پایان عمرش مشهور ماند؟

نه، لینکلیتر لورنز هارت را انتخاب کرد، هنرمندی که زوال زمانه‌اش را تجربه کرده بود، مردی که از دوران خود عقب مانده بود، گدایی که به گذشته چسبیده بود. شاید وقت آن رسیده که هالیوود، پس از تجربه شکست‌های بیشتر، خود را به جای برندگان، جای بازندگان بگذارد؟

تریلر ماه آبی

بقایای هاله

تقریباً کل فیلم لینکلیتر در محدوده یک رستوران می‌گذرد. ​​هارت یواشکی از مراسم افتتاحیه نمایش موزیکال بسیار موفق *اوکلاهما!* ساخته رودگرز و همرشتاین بیرون می‌آید.

او در آن فضای بسته از جایی به جای دیگر می‌رفت، با متصدی بار گپ می‌زد، با پیانیست فخرفروشی می‌کرد، با یک نویسنده درد دل می‌کرد، با اهالی دنیای ادبیات معاشرت می‌کرد، با معشوق رویایی‌اش گپ می‌زد و برای رهگذران فخر می‌فروخت.

گاهی اوقات، برای اینکه به مهمانانی که از آنجا رد می‌شدند ثابت کند که او یک چهره "فوق‌العاده باحال" است، از نوازنده پیانو می‌خواست که یکی پس از دیگری آهنگ‌های محبوبش را بنوازد. وقتی آنها هیچ‌کدام از آنها را نمی‌شناختند، فقط آهنگ "ماه آبی" را می‌شناختند، خجالت می‌کشید. اما آنها هم نمی‌توانستند محبتی را که او آرزویش را داشت به او بدهند. در اطرافش بقایای شکوه سابقش دیده می‌شد.

می‌توان در نوشتن آهنگ‌های کلاسیکی مانند «ولنتاین خنده‌دار من»، «منهتن»، «بانو یک ولگرد است» و «ماه آبی» مشارکت داشت، اما همچنان نتوانست با زمانه همگام شود، همچنان فراموش شود و همچنان در خیابان و در حالت مستی با مرگی فجیع و تحقیرآمیز بمیرد. می‌توان به دستاوردهای زیادی دست یافت، اما در نهایت توسط زندگی تحقیر و رسوا شد.

چیزی هم دوست‌داشتنی و هم رقت‌انگیز در مورد یک هنرمند میانسال وجود دارد که درباره دستاوردهای گذشته‌اش حرف می‌زند، رویای آینده‌های باشکوه را در سر می‌پروراند، به گذشته طلایی‌اش می‌بالد، در حکایاتش به طرز طنزآمیزی تراژیک است و به عشق غیرواقعی خود ایمان دارد.

بازی فوق‌العاده‌ی ایتن هاوک در نقش لورنز هارت، این هنرمند را به زندگی موسیقایی معاصر ما بازمی‌گرداند، اما در نهایت متوجه می‌شویم که او به هیچ وجه از ما دور نبوده است؛ ما تمام مدت به موسیقی او گوش می‌دادیم، فقط چیزی در مورد او نمی‌دانستیم.

ما هنوز به موسیقی گوش می‌دهیم بدون اینکه به آهنگساز بخشی از داستانش را بدهیم: سرنوشتش، افکارش، تراژدی‌اش. این زیبایی موسیقی است - فراتر رفتن از مرزهای زندگی فردی برای تبدیل شدن به میراث مشترک بشریت؛ اما این همچنین ظلم موسیقی است - گاهی اوقات با آهنگساز صرفاً به عنوان ظرفی برای اثرش رفتار می‌شود.

در ابتدای فیلم، لورنز هارت از همه می‌پرسد که بهترین دیالوگ فیلم کازابلانکا چیست. او پاسخ می‌دهد: «هیچ‌کس تا به حال مرا آنقدر دوست نداشته است.» دیالوگی که ریک می‌گوید. سپس اضافه می‌کند: «اما چه کسی تا به حال به اندازه کافی دوست داشته شده است؟ چه کسی تا به حال حتی نصف این مقدار دوست داشته شده است؟» یک پارادوکس وجود دارد: ما هنرمندان را بسیار تحسین می‌کنیم، اما به نظر نمی‌رسد که هرگز به اندازه کافی آنها را دوست داشته باشیم.

هاین ترانگ

منبع: https://tuoitre.vn/an-may-di-vang-20260111093444035.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

خیابان گل نگوین هو چه زمانی برای تت بین نگو ​​(سال اسب) افتتاح می‌شود؟: رونمایی از نمادهای ویژه اسب.
مردم برای سفارش گل ارکیده فالانوپسیس یک ماه زودتر برای عید تت (سال نو قمری) به باغ‌های ارکیده می‌روند.
روستای شکوفه‌های هلو نها نیت در طول تعطیلات تت، مملو از جنب و جوش و فعالیت است.
سرعت تکان‌دهنده‌ی دین باک تنها ۰.۰۱ ثانیه از استاندارد «برتر» در اروپا کمتر است.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

چهاردهمین کنگره ملی - نقطه عطفی ویژه در مسیر توسعه.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول