Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

گل‌های زرد کنار رودخانه

در اوج جوانی، تقریباً هر کسی کسی را دارد که آرزویش را دارد، اما همه روابط مانند ماه که کم و زیاد می‌شود، به خوشی پایان نمی‌یابند. خاطرات عشاق اغلب به مکان‌ها یا زمان‌های خاصی مرتبط است.

Báo Sài Gòn Giải phóngBáo Sài Gòn Giải phóng09/08/2025

برای هوین نگوک هوی تونگ، این مکان کنار رودخانه مانند یک ترانه عاشقانه طنین‌انداز است، جایی که «جریان‌های زندگی رانده می‌شوند و محو می‌شوند / اما آن ترانه عامیانه باقی می‌ماند... ترانه ما.» برای تران تانگ، زمان گل‌های طلایی است، مانند رنگ چشمان پاییزی که با پشیمانی خداحافظی می‌کنند، «پیر شده‌ایم، زندگی و مرگ را فهمیده‌ایم / با نگاه به یکدیگر، خاطرات طلایی حتی بیشتر درد می‌کنند.»

روزنامه SGGP «آواز عاشقانه کنار رودخانه» اثر هوین نگوک هوی تونگ و «گل‌های زرد» اثر تران تانگ را معرفی می‌کند.

سرود عاشقانه کنار رودخانه

مرا به ساحل رودخانه برگردان.
جایی که امواج، احساسات فصل‌های گذشته را می‌خوانند
ابرها به صورت پراکنده در آسمان معلق بودند.
این پل که در اثر آفتاب و باران آسیب دیده، هنوز پابرجاست.

ماه مه، کشتی منتظر است، رو به زوال.
صدای او به آرامی عشق را در سرزمینی دوردست فریاد می‌زند.
زندگی بی‌هدف پیش می‌رود و محو می‌شود.
اما آن آهنگ فولکلور هنوز متعلق به ماست…

پارو، ماه و ستارگان را در رویایی فرو می‌برد.
رویای جامه‌های ابریشمی در پهناوری فرو می‌رود.
این پل معلق شبیه یک شال طلایی است.
اتصال دو سر پژواک خیابان‌های شهر.

مسافر مسیر تعیین‌شده را گم کرد.
صدای خش‌خش باد در دامنه‌ی کوه، دل را به تپش می‌اندازد.
صدای غروب خورشید را می‌شنوی؟
صدای ناقوس‌های معبد در میان انبوه جمعیت طنین‌انداز شد.

او مرا در طول زندگی رهبری کرد.
مثل قایقی قدیمی که هزار بار این طرف و آن طرف رفته باشد.
آن پل سفید، احساسی از حسرت و آرزو را برمی‌انگیزد.
آن چشمان زیبا که اکنون در غبار فرو رفته‌اند، کجا رفته‌اند...؟

هوی تونگ

گل‌های زرد

گل‌های زرد ظریف و فشرده در کنار هم، چشمان پاییز را نمایان می‌کنند.
تا ابد عاشق هم، و هرگز زن و شوهر هم نمی‌شوند.
یک عمر فداکاری، بدهی به بار می‌آورد.
آیا مواجهه با بهشت ​​​​بخشش را به همراه خواهد داشت؟

سنگ ریزه ها که به هم ساییده می شدند، ردپای خود را به جا می گذاشتند.
ما به هم برخورد کردیم و ماه کامل را تکه تکه کردیم.
آنها با پیر شدن، معنای زندگی و مرگ را فهمیده‌اند.
نگاه کردن به هم خاطرات تلخ را زنده می‌کند.

انتظار برای شکفتن گل‌ها، روزی شاعرانه است.
منتظر پیری ماندن برای ارج نهادن به زیبایی
وقتی دیگر چیزی برای انتظار کشیدن نمانده است
بدن فانی در قلمرو ماه رها می‌شود.

عطری از یک دوشیزه پاک و معصوم.
مسحور رنگ طلایی جاودانه
در پاییز به موها چسبیده، سن را فراموش کرده.
قلمرو وسیع و بی‌کران تناسخ زودگذر.

تران تانگ

منبع: https://www.sggp.org.vn/ben-song-hoa-vang-post807649.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
جشنواره پر جنب و جوش مسابقات قایق‌های حصیری در کوا لو.

جشنواره پر جنب و جوش مسابقات قایق‌های حصیری در کوا لو.

رویای بعد از ظهر

رویای بعد از ظهر

سوگند

سوگند