لیونل مسی رفت. سرخیو راموس رفت. کریستوف گالتیه، مربی، اخراج شد... قهرمانی لیگ ۱ فرانسه به اندازه سیل اخبار - که همه قبل از پایان واقعی فصل اعلام شدند - قابل توجه به نظر نمیرسید. در لیگ ۱، پاری سن ژرمن هیچ حریف قدر و قابل توجهی نداشت، بنابراین جای تعجب نبود که آنها پیروز شدند! اما پاری سن ژرمن در هر دو رقابت باقی مانده: لیگ قهرمانان اروپا و جام حذفی فرانسه، در مرحله یک هشتم نهایی حذف شد. مطبوعات پیشبینی کردند: پاری سن ژرمن تابستان امسال دستخوش یک بازسازی اساسی خواهد شد. چه اشکالی دارد تیمی که به تازگی رکورد بیشترین قهرمانی ملی را ثبت کرده، نیاز به بازسازی اساسی داشته باشد؟
فصل آینده مسی دیگر برای پاری سن ژرمن بازی نخواهد کرد.
مسی بارها توسط هواداران خودی پاری سن ژرمن هو شده است، حتی در اولین فصل قهرمانیاش در جام جهانی. صرف نظر از جنبه حرفهای، این داستان نشان میدهد که مسی در پایتخت فرانسه فاقد ارزش نمادین است. این شاید بزرگترین شکستی باشد که مالکان پاری سن ژرمن به آن امیدوار بودند. البته پاری سن ژرمن همیشه باید مدعی اصلی قهرمانی در فرانسه باشد، صرف نظر از اینکه مسی آنجا باشد یا نه. چندی پیش، مسی حتی بدون اجازه به عربستان سعودی رفت و جریمه سنگینی از پاری سن ژرمن پذیرفت.
این مسئولیت مربی گالتیه است و او به دلیل ناتوانی در مدیریت ستارهها سزاوار اخراج است؟ در واقع، PSG همیشه محیطی ناسازگار با ستارهها بوده و باعث شده آنها به جای انرژی گرفتن و عملکرد بهتر، پژمرده یا ناراضی شوند. این یک داستان طولانی است که از زمانی آغاز شد که ناصر الخلیفی به عنوان رئیس باشگاه منصوب شد و دستور داد یک خط تلفن اختصاصی برای او ایجاد شود تا مستقیماً با اتاق بازیکنان تماس بگیرد و دستورالعملها را بدهد! پیش از این، جای تعجب نبود که لئوناردو، مدیر ورزشی ، اغلب به جای سرمربی یا هر یک از ستارهها، "نقش اصلی" را ایفا میکرد. در این فصل، پس از جدایی لئوناردو (ظاهراً به دلیل شکست در یک جنگ قدرت)، لوئیس کامپوس، مدیر ورزشی، در بازی مقابل لیل در حال ارائه دستورالعملهای تاکتیکی دیده شد - در حالی که مربی گالتیه فقط... ساکت نشسته بود.
پیاسجی همیشه تیمی متشکل از چهرههای «باتجربه» بوده است، اما متأسفانه، این نمادهای قدرت، بازیکنان واقعی در زمین نیستند. این بزرگترین دلیل است که این باشگاه فوقالعاده ثروتمند هرگز واجد شرایط رقابت برای کسب مقام اول لیگ قهرمانان اروپا نشده است. این یک تیم واقعی نیست! بنابراین، انتظار اصلاحات پیاسجی در تابستان امسال دشوار است. تنها زمانی که رئیس باشگاه، الخلیفی - یک تنیسور سابق که زمانی به جمع ۱۰۰۰ نفر برتر رسیده بود (بالاترین رتبه ATP او ۹۹۵ بود) - دیگر نخواهد در امور حرفهای دخالت کند، اوضاع تغییر خواهد کرد!
نحوه اخراج توماس توخل از پاری سن ژرمن گویای همه چیز است (توخل مربیای بود که معجزه رسیدن به فینال لیگ قهرمانان اروپا را برای اولین بار برای پاری سن ژرمن رقم زد، سپس پس از اخراج، به چلسی رفت و با آنها قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شد). انتخاب گالتیه در فصل گذشته نیز مشابه است. او مربیای بود که با تیمهای کوچکتری مانند سنت اتین، لیل و نیس به موفقیت رسید. اما او فاقد ایدهها، شخصیت و فلسفه خاص خود بود؛ به طور خلاصه، او به اندازه کافی خوب نبود که در بالاترین سطح مربیگری کند. درک الخلیفی از فوتبال تفاوتی با درک تاد بوهلی ندارد، که به شدت میخواست "کار خود را به صورت حرفهای انجام دهد" در چلسی، توخل را اخراج کرد، او را با یک مربی سطح پایینتر مانند گراهام پاتر جایگزین کرد و سپس پاتر را نیز اخراج کرد!
لینک منبع







نظر (0)