Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

رنگین کمان بعد از باران

Việt NamViệt Nam30/05/2024


تابستان با رگبارهای ناگهانی و زودگذر از راه می‌رسد. یک لحظه هوا آفتابی است، لحظه‌ای بعد باران می‌بارد، و قبل از اینکه باران حتی بند بیاید، خورشید از میان ابرها سرک می‌کشد و بر زمین می‌بارد.

باران و آفتاب. چقدر عجیب است، باران غم‌انگیز نیست، بلکه زرد درخشانی است. و شگفتی‌ها به همین جا ختم نمی‌شوند؛ بعضی از رگبارها، درست پس از بند آمدن، رنگین‌کمانی پر جنب و جوش را در افق آشکار می‌کنند. کودکان با لذت از زیبایی رنگین‌کمان شادمان می‌شوند. چشمانشان از اشتیاق برای لمس آن، برای در آغوش گرفتن آن رنگ‌های جادویی، برق می‌زند. اما برای همیشه، این فقط یک آرزو باقی می‌ماند؛ هیچ‌کس نمی‌تواند زیبایی وهم‌آلود رنگین‌کمان را لمس کند. بنابراین، رنگین‌کمان‌ها زیبا می‌مانند، برای همیشه فریبنده و الهام‌بخش هستند، هر زمان که ظاهر می‌شوند.

cau-vong-2-700x366.jpg

وقتی کوچک بودم، هر بار که رنگین‌کمانی می‌دیدیم، تشویق و فریاد می‌زدیم، سپس آرام می‌نشستیم و به آن خیره می‌شدیم. از خود می‌پرسیدیم که چرا رنگین‌کمان‌ها بالای ابرها معلق هستند. چه کسی رنگین‌کمان‌ها را خلق کرده است؟ چرا رنگین‌کمان‌ها فقط بعد از باران ظاهر می‌شوند؟... کلی سوال، و هیچ‌کس نمی‌توانست به ما پاسخ بدهد. مادرم می‌گفت که رنگین‌کمان‌ها را پری باران خلق می‌کند، بنابراین وقتی پری رفت، رنگین‌کمان خیلی زود ناپدید شد. اما من از جواب مادرم راضی نبودم، بنابراین پرسیدم: «مامان، پری برای چه رنگین‌کمان‌ها را خلق کرد؟» مادرم به آرامی لبخند زد: «پری رنگین‌کمان‌ها را خلق کرد تا از سرزمینی به سرزمین دیگر سفر کنند و باران بسازند.» پس در آسمان رودخانه‌هایی وجود دارد، مامان؟ «بله، باران آب رودخانه‌هایی است که از اینجا سرازیر می‌شوند، فرزندم.» جواب مادرم تخیلات زیادی را در ذهنم جرقه زد. معلوم شد که سرزمین آسمان واقعی است، جایی که فقط پری‌ها در آن ساکن هستند. من کشف بزرگم را به دوستانم گفتم، اما همه آنها مسخره کردند و گفتند که دروغ می‌گویم. باشه، وقتی بزرگتر شدم و کلی پول داشتم، به اون سرزمین جادویی پرواز می‌کنم، عکس می‌گیرم و به عنوان مدرک برمی‌گردونم.

اما قبل از اینکه بتوانم بزرگ شوم، معلمم شروع به تدریس در مورد رنگین‌کمان‌ها کرده بود. معلوم شد که رنگین‌کمان‌ها در اثر شکست و انعکاس نور پس از باران تشکیل می‌شوند. دوستانم مدام کشف بزرگ من از گذشته را مطرح می‌کردند و بی‌وقفه مرا مسخره می‌کردند. من حوصله‌ی صحبت کردن با آنها را نداشتم؛ هنوز به سرزمین پریانی که در تخیلم دیده بودم اعتقاد داشتم. لجاجت خود را به رویاهای افسانه‌ای هدایت می‌کردم، رویاهایی که در آنها من پری باران بودم، با ظرافت از روی پلی از نور رنگین‌کمانی عبور می‌کردم و با استفاده از سطل جادویی‌ام آب را از رودخانه برمی‌داشتم و به صورت باران به زمین می‌ریختم...

آنقدر از دست دوستانم عصبانی بودم که به تنهایی به تحسین رنگین‌کمان‌ها پرداختم. نشستن روی چمن، جمع شدن در خود و گذاشتن سرم روی زانوهایم و خیره شدن آرام به رنگین‌کمان، لذت‌بخش بود. رنگ‌هایی که طبیعت با مهارت تمام نقاشی کرده بود، بسیار زنده بودند. سعی کردم رنگ‌ها را با هم ترکیب کنم تا شبیه آنها شوند، اما هر بار شکست خوردم. طبیعت هنرمند بزرگی است که انسان‌ها هرگز نمی‌توانند از آن پیشی بگیرند. رنگ‌هایی که طبیعت خلق می‌کند، بسیار پر جنب و جوش و جادویی هستند و تقلید از آنها غیرممکن است.

بعدها، وقتی برای مدرسه و کار به شهر نقل مکان کردم، دیگر فرصتی برای تحسین رنگین‌کمان‌های بعد از باران نداشتم. کار طاقت‌فرسای روزمره برای امرار معاش باعث شد تمام چیزهای زیبای دوران کودکی‌ام را فراموش کنم. باران‌های تابستانی فقط به دلیل ترافیک و آبگرفتگی جاده‌ها برایم دردسر ایجاد می‌کردند، دیگر هیچ شادی‌ای وجود نداشت. تا زمانی که متوجه نشدم شلوغی و هیاهوی زندگی شهری برای من مناسب نیست، چمدان‌هایم را بستم و به زادگاهم برگشتم. در آنجا، بوی زمین بعد از باران را استشمام کردم، به آسمان وسیع و بی‌پایان خیره شدم و دوباره با دوست دوران کودکی‌ام، رنگین‌کمان، دیدار کردم. آن رویاهای زیبا بازگشتند. تنها تفاوت این است که اکنون، هر بار که رنگین‌کمان می‌بینم، دیگر سعی نمی‌کنم رنگ‌ها را تکرار کنم، دیگر رویای پری باران بودن را ندارم. من به سادگی رنگین‌کمان را به عنوان زیباترین چیز در طبیعت می‌بینم. این به من یادآوری می‌کند که بعد از باران، آفتاب می‌آید و چیزهای زیبای زیادی در انتظار ماست، بنابراین هرگز ناامید نشوید. تنها با غلبه بر مشکلات و سختی‌ها می‌توانیم به زندگی بهتری دست یابیم.

نیمی از عمرم گذشت، و بعد از تجربه‌ی این همه فراز و نشیب در زندگی، بالاخره درس رنگین‌کمان را فهمیدم.

امروز بعد از ظهر، بعد از بارش باران، رنگین‌کمانی بزرگ، شفاف و باشکوه در غرب آسمان ظاهر شد. این رنگین‌کمان مرا به یاد رویای کودکی‌ام که لمس کردن یک رنگین‌کمان بود انداخت. به آرامی به کودکی ساده‌لوحانه‌ی خودم خندیدم. انگار رنگین‌کمان بالا هم لبخند می‌زد...


منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
«آبشار نه طبقه - جریانی از عشق از مادر روستای لانگ سن»

«آبشار نه طبقه - جریانی از عشق از مادر روستای لانگ سن»

آئو دای در پایتخت باستانی

آئو دای در پایتخت باستانی

برازنده

برازنده