Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

«من فقط امیدوارم هر روز ۵۰ بلیط بخت‌آزمایی بفروشم.»

VTC NewsVTC News14/02/2024


تصویر جذاب بازیگر مشهوری به نام ترانگ تان شوان اکنون تنها در خاطره‌ها باقی مانده است. او به دلیل بیماری قلبی مجبور شد خوانندگی را کنار بگذارد و در حالی که برای بقا تقلا می‌کرد، برای امرار معاش به فروش بلیط بخت‌آزمایی در نقاط مختلف جهان روی آورد.

او موافقت کرد که در دروازه مرکز مراقبه فاپ توئی (منطقه ۸، شهر هوشی مین)، جایی که خاکستر خواهر تازه فوت شده‌اش نگهداری می‌شود، به ما ملحق شود. او دیگر آن هنرمند مشهور گذشته، ترانگ تان شوان، نیست، او اکنون ۷۳ ساله است، لباس آبی رنگ و رو رفته‌ای به تن دارد، کیسه‌ای پارچه‌ای بر دوش دارد و با عصا راه می‌رود و با قدم‌های مردد در کوچه باریک قدم می‌زند.

او در گفتگو با خبرنگار VTC News، داستان زندگی خود را با ترکیبی از غم و اندوه و تسلیم به اشتراک گذاشت. پس از ملاقاتمان، بارها پیشنهاد دادیم که او را از معبد به اتاق اجاره‌ای‌اش برگردانیم، اما او همیشه امتناع می‌کرد. با توجه به وضعیت سلامتی فعلی‌اش، سوار و پیاده شدن از ماشین برای او بسیار دشوار بود، حتی از پیاده‌روی هم سخت‌تر.

ترانگ تان شوان، بازیگر نقش اول زن، از دهه ۱۹۷۰ در سایگون شهرت داشت و بسیار مورد توجه بود.

ترانگ تان شوان، بازیگر نقش اول زن، از دهه ۱۹۷۰ در سایگون شهرت داشت و بسیار مورد توجه بود.

دوری کردن از کای لونگ (اپرای سنتی ویتنامی) و همکاران به دلیل احساس حقارت.

- مدت زیادی است که طرفداران کای لونگ (اپرای سنتی ویتنامی) با وجود درخواست‌های متعدد برای بازگشت ترانگ تان شوان، بازیگر، فرصت شنیدن صدای او را نداشته‌اند؟

تقریباً ۴۰ سال از آخرین باری که به صحنه‌ی کای لونگ (اپرای سنتی ویتنامی) برگشتم می‌گذرد. ​​و دیگر روی صحنه نخواهم رفت، شاید به این دلیل که ارتباطم با این حرفه مدت‌ها پیش تمام شده است. اکنون با نام دائو تی تان شوان زندگی می‌کنم، اما نام ۳۸ سال پیشم را حفظ خواهم کرد.

چرا اینقدر واضح و آشکار خودت رو از بقیه متمایز می‌کنی؟

از بیست سالگی، با نام ترانگ تان شوان مشهور بودم. به عنوان بازیگر نقش اول زن، با مین وونگ، له توی، تان کیم هو و دیگران، از سایگون گرفته تا استان‌های همسایه، اجرا داشتم. اما بعد از این همه سال خوانندگی، ازدواج نکردم، خانه‌ای نداشتم و هیچ پس‌اندازی نداشتم... احتمالاً در آن زمان فقیرترین بازیگر نقش اول زن بودم.

در سال ۱۹۸۶، پس از بازنشستگی به دلیل بیماری قلبی، دیگر خودم را هنرمند cải lương (اپرای سنتی ویتنامی) ترانگ تان شوان نمی‌دانستم. کدام هنرمند دیگری نمی‌توانست طبل، شیپور و صداهای صحنه را مانند من تحمل کند؟ از آن لحظه به بعد، فهمیدم که ارتباطم با صحنه به پایان رسیده است.

بعد از بازنشستگی از خوانندگی، برای امرار معاش، ذرت می‌پختم و با گاری می‌فروختم. قبلاً، به عنوان یک هنرمند، فقط بلد بودم با گروه‌های تئاتر سفر کنم؛ دست و پایم ضعیف بود و حالا مجبور بودم کارهای سنگین انجام دهم. اگرچه نمی‌توانستم این کار را انجام دهم، اما باز هم تلاش می‌کردم. با این حال، کار سخت خوب پیش نمی‌رفت، بنابراین بعد از مدتی به فروش صفحه روی آوردم که آسان‌تر بود. اما فروش صفحه هم کند بود و خیلی زود آن را رها کردم.

در سال ۱۹۹۰، من شروع به فروش بلیط بخت آزمایی کردم، شغلی که با سلامتی من سازگار بود و تا الان هم کفاف زندگی‌ام را می‌داد.

از آنجایی که برای امرار معاش، فروش بلیط بخت‌آزمایی را انتخاب کرده بودم، هرگز به ترانگ تان شوان بودنم افتخار نکردم. حتی وقتی غذا و لباس نداشتم، هرگز از تماشاگران پول گدایی نکردم. بیش از ۳۸ سال است که سرنوشتم را پذیرفته‌ام.

- حالا که دیگر روی صحنه نیستید، دلتان برای حرفه و همکاران سابقتان تنگ شده است؟

در گذشته، اگر خودم را با دیگران مقایسه کنید، من هم دوران طلایی داشتم، نه اینکه از کسی پایین‌تر باشم. اما شاید این سرنوشت من بود و هیچ راهی برای تغییر آن وجود نداشت.

وقتی برای اولین بار از خوانندگی کناره‌گیری کردم، دلم خیلی برایش تنگ شده بود. گوش دادن به آواز وو لین قلبم را به درد می‌آورد. دلم برای همه تنگ شده بود، دلم برای شوان لان، مین وونگ تنگ شده بود... بیشتر مردم باثبات و آرام هستند. شاید من تنها کسی باشم که بدشانس و بدبخت بوده‌ام، اما برای بقیه خوشحالم.

حتی رفاقت نزدیکی که زمانی به عنوان همکار داشتیم، دیگر از بین رفته است. حالا، وقتی من بلیط بخت‌آزمایی می‌فروشم، همه آنها آدم‌های مهمی هستند. آنقدر احساس غم و رنجش می‌کنم که جرات نمی‌کنم به آنها نزدیک شوم.

تقریباً ۴۰ سال گذشته و اوضاع آرام شده است، اما زندگی همچنان نامشخص است و باعث می‌شود در مقابل همکاران سابقم احساس شرم و گناه کنم، بنابراین نمی‌خواهم دوباره آنها را ببینم.

حتی اگر مردم من را ببینند و به یاد بیاورند که من که هستم، هنوز یک فاصله‌ای وجود دارد. به همین دلیل است که مدت زیادی است که روی صحنه نرفته‌ام یا تلویزیون تماشا نکرده‌ام.

دوران طلایی ترانگ تان شوان اکنون تنها در خاطرات طرفدارانش باقی مانده است، زیرا او نزدیک به ۴۰ سال است که ارتباط خود را با صحنه کای لونگ کاملاً قطع کرده است.

دوران طلایی ترانگ تان شوان اکنون تنها در خاطرات طرفدارانش باقی مانده است، زیرا او نزدیک به ۴۰ سال است که ارتباط خود را با صحنه کای لونگ کاملاً قطع کرده است.

من فقط امیدوارم هر روز هر ۵۰ بلیط بخت‌آزمایی را بفروشم.

- بعد از فوت خواهرش، بدون اینکه هیچ خویشاوند دیگری در اطرافش باشد، زندگی او چگونه بود؟

قبلاً، وقتی خواهر کوچکترم زنده بود، ما به هم متکی بودیم و به سختی از پس مخارج زندگی برمی‌آمدیم. حالا که او رفته، من زیر بار اجاره، قبوض آب و برق و بدهی زیادی هستم. این بدهی زمانی ایجاد شد که خواهرم بیش از دو ماه در بیمارستان بستری بود و دارو مصرف می‌کرد.

با اینکه خواهرم بیمه داشت، مبلغ اضافی که باید بپردازم برایم خیلی زیاد است. مدتی از فوت خواهرم گذشته، اما هنوز همه بدهی هایم را پرداخت نکرده ام.

من هنوز هم هر روز مرتباً بلیط بخت‌آزمایی می‌فروشم، حتی وقتی بیمار یا در بیمارستان هستم، جرات نمی‌کنم یک روز مرخصی بگیرم. اما اخیراً به دلیل درد مفاصلم نتوانسته‌ام به اندازه قبل بفروشم؛ آهسته‌تر راه می‌روم و از صبح تا عصر لنگان لنگان راه می‌روم. اگر خوش شانس باشم، ۶۰ یا ۷۰ بلیط می‌فروشم، اما اگر خیلی درد داشته باشم، فقط می‌توانم ۵۰ بلیط بفروشم، فقط به اندازه‌ای که برای غذا، اجاره و اقساط بدهی‌ام کافی باشد.

- با درآمد ناپایدار، آیا واجد شرایط دریافت هرگونه حمایت اضافی هستید؟

الان هر کسی هر چه بدهد می‌خورم. در مورد اجاره، اگر کمبود داشته باشم، برای پرداخت آن از قبل پول قرض می‌کنم، یا از صاحبخانه می‌خواهم چند روز مهلت بدهد. به محض اینکه از فروش بلیط بخت‌آزمایی به اندازه کافی پول دربیاورم، آن را پس می‌دهم. وقتی مریض یا ناخوش هستم، اوضاع سخت‌تر است.

مردم نمی‌فهمند و فکر می‌کنند او باری بر دوش من است، اما اینطور نیست. وقتی او بیمار است، هیچ‌کس نمی‌داند چه اتفاقی می‌افتد و من مسئولیت مراقبت از او را دارم. حالا، مسئولیت بدهی‌ها را بر عهده می‌گیرم. قبلاً، فقط با ما دو نفر، زندگی ترکیبی از گرسنگی و فراوانی بود، اما هنوز هم خوب بود. اینکه همدیگر را برای فروش بلیط بخت‌آزمایی داشته باشیم بهتر بود؛ زندگی به اندازه الان بدبختانه نبود.

گاهی اوقات از خیرین و انجمن خیرین هنرمندان حمایت دریافت می‌کنم، اما اکنون از بیماری‌های مرتبط با سن رنج می‌برم، بنابراین کمک همه مانند «وزیدن باد در خانه خالی» است.

درست زمانی که نگرانی‌هایم شروع به فروکش کردن کرد، بیماری از راه رسید. همچنین می‌دانم که افراد زیادی هستند که بیشتر از من رنج می‌برند و هیچ‌کس نمی‌تواند همیشه در کنارم باشد و به من کمک کند.

همچنین نمی‌خواهم برای جلب همدردی «داستانم را بفروشم». خیلی‌ها به من می‌گویند که چرا خودم را بدبخت و ژنده‌پوش نشان نمی‌دهم تا مردم برایم دل بسوزانند. من ممکن است فقیر باشم، اما مطلقاً نمی‌توانم خسیس یا شلخته باشم.

- چرا او حاضر نشد به خانه سالمندان هنرمندان برود، جایی که در دوران پیری از او مراقبت شود و دیگر مجبور نباشد برای امرار معاش سختی بکشد؟

حتی اگر الان واجد شرایط رفتن به خانه سالمندان بودم، نمی‌توانستم. چون هنوز بدهی دارم. اگر می‌رفتم، دیگر نگران غذا و سرپناه نبودم، اما اجازه نداشتم بلیط بخت‌آزمایی بفروشم؛ اگر پول نداشتم چطور می‌توانستم بدهی‌ام را پس بدهم؟

بیش از ۳۴ سال، ما دو نفر از یکدیگر حمایت کردیم، اما حالا او از من پیشی گرفته است، تا در آن مکان تنها و دلشکسته باشد، و من نمی‌توانم تحمل کنم. من اینجا هستم، هر روز در بازار بلیط بخت آزمایی می‌فروشم، با افراد مختلف ملاقات می‌کنم، که این در دوران پیری مایه آرامش من است.

اتاقی که با خواهرم در آن زندگی می‌کردم، حالا برایم مثل خانه است، چون خاطرات زیادی از ما را در خود جای داده است. رفتن به خانه سالمندان در این مکان جدید باعث ناراحتی‌ام می‌شود و دلم خیلی برای خواهرم تنگ شده، بنابراین نمی‌توانم خودم را راضی به رفتن کنم.

ترانگ تان شوان به دلیل بدهی خواهرش و ترس از حبس، با وجود اینکه زندگی‌اش در بیرون از خانه چندان راحت یا مرفه نبود، تصمیم گرفت وارد خانه سالمندان نشود.

ترانگ تان شوان به دلیل بدهی خواهرش و ترس از حبس، با وجود اینکه زندگی‌اش در بیرون از خانه چندان راحت یا مرفه نبود، تصمیم گرفت وارد خانه سالمندان نشود.

- الان چه چیزی تو زندگی باعث شادیت میشه؟

راستش را بخواهید، دیگر نمی‌دانم شادی‌ام چیست. شاید شادی‌ام این باشد که صبح از خواب بیدار شوم و هنوز انرژی داشته باشم تا ۵۰ بلیط بخت‌آزمایی برای فروش جمع کنم، یا کسی که یک جعبه برنج یا یک بسته بیسکویت برای خوردن به من بدهد. گاهی اوقات خیلی دلسرد می‌شوم، اما چه می‌توانم بکنم؟ نمی‌توانم کسی یا سرنوشت را سرزنش کنم.

هر کسی آرزوهایی دارد، اما می‌دانم که همه چیز برای من خیلی دور از دسترس به نظر می‌رسد. مردم اغلب از من می‌پرسند که آرزوی نهایی‌ام چیست. حالا، فقط آرزو می‌کنم که از بدهی خلاص شوم، هر روز نگران غذا یا وقتی بیمار هستم نگران دارو نباشم...

هنرمند ترانگ تان شوان، که نام واقعی‌اش دائو تی تان شوان است، در خانواده‌ای فقیر از هنرمندان به دنیا آمد.

ترانگ تان شوان از سنین جوانی به کای لونگ (اپرای سنتی ویتنامی) علاقه داشت و به همراه والدینش با گروه‌های تئاتر سیار در سراسر جنوب ویتنام سفر می‌کرد. به لطف استعداد ذاتی‌اش، تا سن 20 سالگی بازیگر نقش اول بسیاری از نمایش‌های کلاسیک بود.

بیش از ۴۰ سال پیش، در اوج دوران حرفه‌ای‌اش، نام ترانگ تان شوان تنها پس از هنرمندان مشهوری مانند مین وونگ، باخ له، تان کیم هوئه در جایگاه دوم قرار داشت... او همچنین فرصت اجرا در کنار هنرمند مشهور تان سانگ را داشت.

نقشی که بیشترین ارتباط را با نام ترانگ تان شوان دارد و اغلب از او به خاطر آن یاد می‌شود، نقش باخ تان نگا در نمایش «حیاط معبد خون‌آلود » است که در کنار هنرمندان مین تام و وو لین اجرا شد.

این هنرمند زن قبلاً با گروه Hoa The Le Cai Luong (اپرای سنتی ویتنامی) اجرا می‌کرد و نقش اصلی را به جای هنرمند Phuong Mai بازی می‌کرد. بعداً، او به گروه Thai Duong نقل مکان کرد و سپس با بسیاری از گروه‌های دیگر اجرا داشت.

در دهه ۱۹۷۰، نام ترانگ تان شوان در روزنامه‌ها زیاد شنیده می‌شد. او به عنوان یک پدیده در صحنه کای لونگ (اپرای سنتی ویتنامی) ظهور کرد و به لطف ظاهر زیبا و صدای رسای آوازش، توجه مخاطبان را به خود جلب کرد.

بسیاری از مردم ترانگ تان شوان را تحسین می‌کنند و او هر روز ده‌ها نامه از طرفدارانش دریافت می‌کند که درخواست عکس دارند.

ترین ترانگ



منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
A80

A80

کون

کون

هنر گلدوزی سنتی زنان قومی تایلندی.

هنر گلدوزی سنتی زنان قومی تایلندی.