Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

فتح فو سا فین چیزی بیش از یک سفر است.

تصویر وهم‌آور جنگل خزه‌زده و «ستون فقرات دایناسور» که در میان دریایی از ابرها پیچیده بود، واقعاً دعوتی مقاومت‌ناپذیر بود و مرا وادار کرد تا یک تور کوه‌پیمایی برای فتح قله فو سا فین رزرو کنم. با این حال، نمی‌توانم زیبایی باشکوه کوه را در یک روز بارانی و مه‌آلود با ردپاهای گل‌آلود توصیف کنم. بنابراین، اگر می‌خواهید داستان‌های ساده‌ای بشنوید، در این سفر به من بپیوندید.

Báo Lào CaiBáo Lào Cai18/11/2025

۲.png

تصویر وهم‌آور جنگل خزه‌زده و «ستون فقرات دایناسور» که در میان دریایی از ابرها پیچیده بود، واقعاً دعوتی مقاومت‌ناپذیر بود و مرا وادار کرد تا یک تور کوه‌پیمایی برای فتح قله فو سا فین رزرو کنم. با این حال، نمی‌توانم زیبایی باشکوه کوه را در یک روز بارانی و مه‌آلود با ردپاهای گل‌آلود توصیف کنم. بنابراین، اگر می‌خواهید داستان‌های ساده‌ای بشنوید، در این سفر به من بپیوندید.

۳.png

فو سا فین بلندترین قله در رشته کوه تا شوا است که در استان سون لا، هم‌مرز با بخش ترام تاو در استان لائو کای ، در ارتفاع ۲۸۶۸ متری از سطح دریا واقع شده است. پیش از این، این قله با نام تا شوا نیز شناخته می‌شد. این نام قدیمی است که توسط مردم محلی استفاده می‌شد و اکنون برای تمایز واضح قله از رشته کوه و بخش با همین نام، بازسازی شده است. سفر به قله فو سا فین تقریباً ۲۲ کیلومتر رفت و برگشت است و دو مسیر اصلی برای بازدیدکنندگان وجود دارد. مسیر اول از بخش هانگ چو، منطقه باک ین (قبلاً)، استان سون لا شروع می‌شود. این مسیر آسان و مناسب برای مبتدیان در نظر گرفته می‌شود. مسیر دوم از بان کونگ، بخش هان فوک، استان لائو کای، محل خط الراس افسانه‌ای "ستون فقرات دایناسور" شروع می‌شود.

baolaocai-br_9.png
جاده از همان ابتدا گلی بود.

من یک تور رزرو کرده بودم، سپس آن را لغو کردم، چندین طوفان را پشت سر گذاشتم و بالاخره این بار تصمیم گرفتم بروم. گروه ما شامل ۸ نفر بود: ۵ دختر از لائو کای و هانوی ، به همراه یک راهنما و ۲ باربر که مسئول حمل چمدان‌ها و کمک به حمل و نقل بودند. بعد از یک شب استراحت در یک اقامتگاه خانگی در ترام تائو، صبح زود روز بعد سوار یک وسیله نقلیه مشترک شدیم و به سمت هانگ چو - نقطه شروع سفرمان - حرکت کردیم.

هنوز هم حس حیرتم را موقع رسیدن به یاد دارم: نم نم باران می‌بارید، جاده لغزنده بود، با این حال نزدیک به ۱۰۰ گردشگر هنوز آنجا ایستاده بودند، آماده، بارانی و عصا در دست، مصمم به تسلیم نشدن.

baolaocai-br_7.png
اگر هوا خوب باشد، می‌توان این بخش از جاده را با موتورسیکلت طی کرد.

بوی دین سون، راهنمای ما، با اشاره به شیب پیش رو گفت: «معمولاً از اینجا با تاکسی موتوری حدود ۴ کیلومتر را طی می‌کردیم که حدود ۳۰ دقیقه طول می‌کشد تا به نقطه شروع صعود برسیم.»

اما آن روز، باران بی‌وقفه می‌بارید، جاده خاکی آنقدر گلی و لغزنده بود که وسایل نقلیه نمی‌توانستند حرکت کنند. تمام گروه تصمیم گرفتند از همین نقطه پیاده‌روی کنند. گل به کفش‌هایشان چسبیده بود، بارانی‌هایشان به بدنشان چسبیده بود، اما همه باور داشتند که باران فقط در پایین کوه است و باران در ارتفاعات بالاتر متوقف می‌شود، شاید حتی به دریایی از ابر منجر شود. این امید به گروه انرژی می‌داد، به طوری که هر قدم، هرچند سنگین، پر از هیجان و انتظار بود.

baolaocai-br_8.png
گروه کوهنوردی در مسیر گل‌آلود همچنان با شور و شوق به راه خود ادامه می‌دادند.

در طول مسیر، با موتورسیکلت‌هایی با چرخ‌های پوشیده از زنجیر مواجه شدیم که در شیب‌های گلی سر می‌خوردند و پیچ می‌خوردند. همین منظره به تنهایی کافی بود تا بدانیم سفر امروز آسان نخواهد بود. با چائو کوک لام، مرد جوانی از کا مائو که در سفری در سراسر ویتنام بود، سر صحبت را باز کردم. با وجود جاده گل‌آلود و خسته‌کننده، چیزی که بیش از همه مرا تحت تأثیر قرار داد این بود که لام همیشه لبخند می‌زد و با کمال میل یک پنکه کوچک به مردم می‌داد تا عرق و آب باران را خشک کنند.

baolaocai-br_10.png
چرخ‌ها باید در جاده لغزنده با زنجیر بسته می‌شدند.

فو سا فین اولین قله‌ای بود که او برای فتح انتخاب کرد. لام خندید و سپس به سفر دشوار خود ادامه داد: «می‌گویند این آسان‌ترین صعود است، اما در واقع بسیار دشوار است. من یک پهپاد آوردم، فقط به این امید که باران بند بیاید تا بتوانم از مناظر زیبا عکس بگیرم.»

۶.png

بالاخره از اولین بخش گل‌آلود جاده که گذشتیم، از ظهر گذشته بود. فوئونگ لین، همسفر من، به تاکسی‌متر نگاه کرد که مسافت ۵.۲ کیلومتر را نشان می‌داد، یعنی از زمان شروع سفرمان بیش از ۳ ساعت گذشته بود.

baolaocai-br_14.png
ناهار در جنگل.

این مقصد می‌توانست در هوای خوب، نقطه شروع صعود باشد. گروه‌ها برای استراحت زیر درختان توقف کردند. ناهار عجولانه در کوهستان، حال و هوای خاصی پیدا کرد؛ می‌توانستم با خوشحالی ناهارم را بخورم تا قبل از سفر طولانی پیش رو، انرژی‌ام را دوباره به دست بیاورم.

تی-1.jpg

ما به سفرمان ادامه دادیم. هر چه بالاتر می‌رفتیم، جنگل لایه لایه‌تر و مشخص‌تر می‌شد. مسیر کوچک و باریک بود، خیلی شیب تندی نداشت، اما باران لباس‌ها و کفش‌هایمان را خیس کرده بود و هر قدم را سنگین می‌کرد. همه فقط می‌خواستند زودتر به قله برسند، سپس برای تعویض لباس و گرم کردن خودشان به کلبه برگردند.

baolaocai-br_3.jpg
گروه در زیر باران به بالا رفتن از کوه ادامه داد.

بعد از یک سفر طاقت‌فرسا، انگار طبیعت با منظره‌ای باورنکردنی ما را جبران کرد: جنگلی مسحورکننده و پوشیده از خزه در ارتفاع تقریبی ۲۷۰۰ تا ۲۸۰۰ متر. هر تنه درخت، ریشه‌های باستانی و صخره‌ها زیر باران پوشیده از خزه‌های سبز و درخشان بود. این واقعاً نقطه اوج کل سفر بود. هر گوشه کوچک مانند یک نقاشی افسانه‌ای بود. با وجود باران شدید، سعی کردم دوربینم را بیرون بیاورم، به امید اینکه این لحظات سورئال را ثبت کنم.

baolaocai-br_11.png
یک جنگل خزه‌زده‌ی افسانه‌ای.

خان هوین، یکی از اعضای گروه از هانوی که قبلاً شش کوه را فتح کرده است، نتوانست هیجان خود را پنهان کند: «این جنگل خزه‌دار همان چیزی است که مرا به صعود به اینجا ترغیب کرد.» در امتداد جنگل بکر، فرشی از خزه بی‌پایان امتداد یافته و از زمین به تنه درختان باستانی چسبیده است، ریشه‌های آنها به شکل‌های عجیبی در هم تنیده شده‌اند.

baolaocai-br_12.png
baolaocai-br_13.png
جنگل خزه‌زده، نقطه اوج سفر بود.

ساعت از ۴ بعد از ظهر گذشته بود که بالاخره به قله رسیدیم، تقریباً سه ساعت دیرتر از زمانی که اگر هوا مساعد بود انتظار داشتیم. همه اعضای گروه خیس عرق و خسته بودند. نگوک آن، کوچکترین دختر گروه و کوهنوردی تازه کار، نشان فتح خود را بالا گرفت: «معمولاً، من حتی برای باز کردن درب بطری هم به کمک نیاز دارم، بنابراین شک دارم کسی باور کند که به قله رسیده‌ام. در این سفر، ده برابر بیشتر از اراده‌ام از قدرتم استفاده کردم. اگر مصمم نبودم، در گل و لای تسلیم می‌شدم.»

baolaocai-br_15.png
فتح موفقیت‌آمیز فو سا فین.

هنوز باران می‌بارید و دریایی از ابرها جایی در میان مه سفید غلیظ پنهان شده بود. ما فقط توانستیم چند عکس یادگاری بگیریم و سپس به سفرمان به سمت پایین کوه ادامه دادیم و به سمت استراحتگاهی که حدود دو ساعت با قله فاصله داشت، حرکت کردیم.

۵.png

آن شب، ما در کلبه‌ای در وسط جنگل اقامت داشتیم، جایی که دمای هوا فقط حدود ۸ درجه سانتیگراد بود. نگوک آنه یک چسب گرما به من داد و سان مقداری شراب آلو که از خانه آورده بود، برایش ریخت و گفت که «به شیرینی شربت است»، او خندید. نه تنها گروه ما، بلکه گروه‌های دیگری نیز جمع می‌شدند، با هم آشنا می‌شدند، با هم جرعه جرعه می‌نوشیدند و با خوشحالی گپ می‌زدند و می‌خندیدند.

baolaocai-br_18.png
باربرها آب گرم کردند و در کلبه‌ای در جنگل، غذایی برای آخر شب آماده کردند.

آن روز از تلفن‌هایمان استفاده نکردیم؛ در عوض، نشستیم و گپ زدیم. من درباره سین، باربر گروه، بیشتر فهمیدم. او تمام روز بیش از ۲۰ کیلوگرم آذوقه را روی پشتش حمل می‌کرد، با این حال وقتی به کمپ برگشتیم، هنوز هم سریع آتش روشن می‌کرد، آب گرم برای حمام کردن ما آماده می‌کرد و سپس از هر یک از ما می‌پرسید که آیا خسته هستیم یا نه. همچنین درباره سان، راهنمای تور، بیشتر فهمیدم که با وجود داشتن شغل ثابت، تصمیم گرفته بود آخر هفته‌هایش را به کوهنوردی و راهنمایی گردشگران اختصاص دهد، نه تنها برای درآمد اضافی، بلکه به دلیل علاقه‌اش به مسیرهای جنگلی. درباره دوستی که از شغلش که «۸ ساعت خیره شدن به صفحه نمایش» بود خسته شده بود، تصمیم گرفت برای تجدید انرژی از کوه بالا برود، و دوست دیگری که پس از فتح این قله، زندگی جدیدی را با خانواده کوچکش آغاز می‌کرد، بیشتر فهمیدم.

baolaocai-br_17.png
گروه به پایین آمدن از کوه ادامه داد.

صبح روز بعد، شروع به پایین آمدن کردیم. با نگاهی به مسیری که تازه طی کرده بودیم، در دلم احساس خوش‌شانسی کردم که مسیر معکوس را انتخاب نکرده بودیم، جایی که صخره‌های شیب‌دار و «ستون فقرات دایناسور» چالش‌برانگیز، خطرناک بودند. آنجا نوار باریک و خطرناکی از زمین بود که با کوه‌ها و جنگل‌ها احاطه شده بود، جایی که یک لغزش می‌توانست لرزه بر اندام کوهنورد بیندازد. بعضی از قسمت‌ها آنقدر شیب‌دار بودند که مجبور بودیم از هر دو دست و پا برای خزیدن استفاده کنیم.

baolaocai-br_20.png
«ستون فقرات دایناسور» در یک روز بارانی.

بوی دین سون گفت: «در بخش‌هایی مانند این، مهم‌ترین چیز این است که در زمان مناسب دست در دست هم بگذاریم. به همین دلیل است که هیچ‌کس در گروه‌های گردشگری که من رهبری کرده‌ام، تا به حال تسلیم نشده است.» این جمله، روحیه کار تیمی و پیوند بین افرادی را که در دل طبیعت کوچک هستند، خلاصه می‌کند.

۱۹.png

بعد از سفر، متوجه شدم که فتح فو سا فین فقط داستان شور و اشتیاق نیست، بلکه به تأمین معیشت مردم محلی نیز کمک می‌کند. هر آخر هفته، ده‌ها باربر با حمل چمدان و کمک به گردشگران، درآمد اضافی کسب می‌کنند. پناهگاه‌های موقت ساخته شده در جنگل، غرفه‌های کوچک فروش غذا، آب گرم و خدمات بهداشتی، اکنون به نقاط توقف آشنایی تبدیل شده‌اند. در نتیجه، اقامتگاه‌های خانگی در ترام تائو و کمون هان فوک همیشه مملو از مهمانان است و منجر به توسعه بسیاری از خدمات دیگر مانند غذا، حمام‌های چشمه آب گرم و اجاره تجهیزات کوهنوردی می‌شود.

baolaocai-br_16.png
باربرها و راهنماها با شور و شوق به کوهنوردان کمک می‌کردند.

این سفر کمی پشیمانی برای ما به جا گذاشت، چون نه توانستیم آن عکس‌های افسانه‌ای از جنگل‌های خزه‌زده را زیر نور خورشید بگیریم و نه آنطور که امیدوار بودیم، دریای آسمانی ابرها را تحسین کنیم. اما با غلبه بر مشکلات و بازگشت، هر یک از ما احساس بلوغ بیشتری می‌کنیم، قدر داشته‌هایمان را بیشتر می‌دانیم و انرژی بیشتری برای ادامه سفرمان به دست آورده‌ایم.

منبع: https://baolaocai.vn/chinh-phuc-phu-sa-phin-khong-chi-la-mot-chuyen-di-post886986.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
Yêu gian hàng Việt Nam

Yêu gian hàng Việt Nam

بازی با خاک

بازی با خاک

Núi đá ghềnh Phú yên

Núi đá ghềnh Phú yên