Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

روز بازار - سمفونی ارتفاعات

آخر هفته، ما به مناطق کوهستانی استان سفر کردیم، از بازارهای نگوین توئونگ و تان سا دیدن کردیم و شاهد صحنه‌های دلگرم‌کننده خرید و فروش بودیم، جایی که صداها و خنده‌ها در هم می‌آمیختند و ترانه‌ای عاشقانه و سرشار از روح روستا را به گوش می‌رساندند.

Báo Thái NguyênBáo Thái Nguyên13/07/2025

مردم محصولات زیادی را از کوه‌ها و جنگل‌ها به بازار می‌آورند.
مردم محصولات زیادی را از کوه‌ها و جنگل‌ها به بازار می‌آورند.

بیشتر روستاییان از مسیرهای پر پیچ و خم جنگلی به سمت بازار می‌رفتند، موتورسیکلت‌هایشان با صدای تلق تلق و تولوق و آرامش از میان روستاهایی که هنوز در خواب بودند، عبور می‌کردند.

همین‌طور که به بازار نزدیک می‌شدیم، می‌توانستیم صدای خنده‌ی آرام دختران همونگ و دائو را با لباس‌های رنگارنگشان بشنویم. نحوه‌ی رفتنشان به بازار مثل رفتن به یک جشنواره بود - در چشمانشان انتظار، هیجان و شادی موج می‌زد.

بازار هنوز شلوغ نشده بود، اما حال و هوای آن از قبل حال و هوای بسیار خاصی داشت: گرمی، سادگی و اصالتی که باعث می‌شد احساس کنیم در خانه خودمان هستیم.

نیازی به مغازه‌های مجلل و تابلوهای پر زرق و برق نیست؛ اینجا، هر چادر ساده، هر کیسه‌ای که به سنگی تکیه داده شده، یک «غرفه» است. و در همین مکان‌هاست که فرهنگ از طریق رنگ لباس‌ها، چین‌های روسری‌ها، نگاه‌های خجالتی و دست دادن‌های محکم، زنده می‌شود.

در بازار، مردم همه چیز می‌فروشند، از مرغ و دسته‌های هیزم گرفته تا شاخه‌های بامبو، لبخند رد و بدل می‌کنند و گاهی درباره زندگی گپ می‌زنند. برخی برای خرید چیزی به بازار نمی‌روند، فقط برای ملاقات با آشنایان، کمی گپ زدن و نوشیدن یک لیوان شراب ذرت. برخی دیگر از ساعت ۳ صبح کالاهای خود را حمل می‌کنند و آنها را می‌فروشند تا به سرعت یک پوند نمک و مقداری ماهی خشک بخرند... سپس از میان نهرها عبور می‌کنند و از کوه‌ها بالا می‌روند تا به خانه برسند.

این بازار به دلیل دامن‌های پر جنب و جوش دختران همونگ و دائو که با دقت و ظرافت گلدوزی شده‌اند، جذاب است. دامن‌های گشاد با چین‌های زیاد که زنان همونگ می‌پوشند و با هر قدم تکان می‌خورند، به ویژه چشمگیر است. زنان همونگ اغلب لباس‌های سنتی با رنگ‌های روشن خود را می‌پوشند و با اعتماد به نفس آن را به عنوان زیباترین "سلاح" خود برای جلب توجه اطرافیان به نمایش می‌گذارند.

در غرفه‌های سبزیجات وحشی، زنان با دقت دسته‌های جوانه‌های بامبو، برنج لوله‌ای بامبو، سبدهای تخم‌مرغ و... را جابجا می‌کنند... همه چیز ساده و صادقانه است، گویی نفس کوهستان را در خود دارد.

در انتهای بازار، گروهی از مردم قبیله تای زیر درختی نشسته بودند و بشقاب‌هایی از کیک ذرت، موز آب‌پز و چند فنجان شراب جلویشان بود. آنها با خوشحالی گپ می‌زدند و می‌خندیدند.
در گوشه‌ای دیگر، چند زن با خوشحالی گپ می‌زدند و از یکدیگر درباره شوهران، فرزندان، برداشت محصول و غیره می‌پرسیدند. این فرهنگی پویا، کهن و پایدار بود.

سادگی و بی‌تکلفی خریداران و فروشندگان در بازار.
ماهیت بی‌تکلف و ساده‌ی خریداران و فروشندگان در بازار.

بازار کوهستانی فقط مکانی برای تجارت کالا نیست، بلکه سمفونی زبان‌ها، قومیت‌ها و آواهای فرهنگی است. زبان همونگ در اوج خود قرار دارد، گویی بر فراز تپه‌ها می‌لغزد؛ زبان دائو مانند جویباری روان صبور و مهربان است؛ زبان تای مانند آتش شامگاهی گرم و دلنشین است.

مردم به زبان مادری خود با یکدیگر احوالپرسی و احوال‌پرسی می‌کنند و همه از طریق نگاه‌ها، لبخندها و مهمان‌نوازی واقعی یکدیگر را درک می‌کنند.

فروشنده کنار یک دکه ساده که روی زمین برپا شده بود توقف کرد، با مهربانی لبخند زد و با زبان ویتنامی دست و پا شکسته از ما دعوت کرد تا از او خرید کنیم. صدایش آنقدر ساده بود که دلم را گرم کرد، مثل جرعه جرعه نوشیدن یک لیوان شراب ذرت.

من با جیانگ آ پائو، مردی از قوم همونگ از روستای لونگ لونگ، ملاقات کردم که یک خروس و چندین دسته شاخه بامبوی خشک شده را حمل می‌کرد. آقای پائو که آنها را به قیمت بیش از ۲۰۰۰۰۰ دونگ فروخته بود، گفت که بین خرید گوشت خوک یا یک دست لباس نو برای فرزندش مردد بوده است. در نهایت، او لباس نو را انتخاب کرد. آقای پائو با لبخندی ملایم گفت: «این کودک خیلی خوشحال خواهد شد... من پول کمی دارم، اما همسرم از من چیزهای زیادی خواسته، نمی‌دانم که آیا به اندازه کافی خواهم داشت یا نه!»

الف
رفتن به بازار فرصتی برای زنان است تا با یکدیگر گپ بزنند و درد دل کنند.

کسانی که به بازار می‌روند همیشه ثروتمند نیستند، اما همچنان می‌روند و لبخند و سادگی منحصر به فرد خود را با خود می‌آورند. بازار فراتر از تبادل کالا، مکانی برای به اشتراک گذاشتن داستان‌ها، اخبار و درس‌ها نیز هست... زنان در اطراف بازار جمع می‌شوند و نکات گلدوزی، اسرار مراقبت از کودک و دستور پخت کیک‌های مختلف را به اشتراک می‌گذارند؛ جوانان قطعات موسیقی تازه آموخته شده و ملودی‌های فلوت را با هم رد و بدل می‌کنند؛ سالمندان داستان‌های قدیمی و راه‌های حفظ آداب و رسوم و اخلاق مناطق کوهستانی را سینه به سینه نقل می‌کنند...

این بازار، آمیزه‌ای از اقوام مختلف است که به بافت زندگی در اینجا غنا می‌بخشد. ما بخشی از بازار، جمعیت، شادی‌های کوچک و گرمای آرام آن می‌شویم. احساس می‌کنیم که آرام می‌گیریم، ریتم طبیعت را حس می‌کنیم و متوجه می‌شویم که در میان شلوغی و هیاهوی زندگی، این مکان دارای جلوه‌های مسحورکننده‌ای است.

با طلوع خورشید به قله کوه، صدای مردم محو شد. بارهای روی پشتشان سبک‌تر شد و صدای قدم‌ها در مسیر خانه با هم درآمیخت. برخی راه می‌رفتند، برخی گاری‌هایشان را هل می‌دادند، برخی ساکت بودند، برخی دیگر می‌خندیدند و گپ می‌زدند. آنها با یکدیگر احوالپرسی می‌کردند و قول می‌دادند که در بازار بعدی دوباره همدیگر را ملاقات کنند. خانم تریو تی من، زنی از اهالی دائو از وو چان، گفت: «بازار آنقدر سرزنده است که پیر و جوان می‌خواهند به آنجا بروند. حتی اگر چیزی نخریدیم، باز هم می‌توانیم همدیگر را ببینیم و گپ بزنیم تا دلتنگی‌مان برای یکدیگر را تسکین دهیم...»

از بازار بیرون آمدیم، نور خورشید مورب در امتداد جاده کوچک امتداد یافته بود. روزی گذشت، بدون سر و صدا یا عجله، تنها شادی در هر نگاه و لبخندی موج می‌زد. آنجا، هر رنگ لباس، هر صدای فلوت، هر سلام و احوالپرسی... همه نت‌هایی در سمفونی بی‌پایان بین آسمان، زمین و مردم بودند.

منبع: https://baothainguyen.vn/van-hoa/202507/cho-phien-ban-hoa-ca-cua-vung-cao-7630ffe/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
رنگ‌ها روی امواج

رنگ‌ها روی امواج

مدارس شاد، جایی که نسل‌های آینده پرورش می‌یابند.

مدارس شاد، جایی که نسل‌های آینده پرورش می‌یابند.

بعد از اجرا

بعد از اجرا