یادم میآید که در روزهای منتهی به تت (سال نو قمری)، مادرم زودتر از معمول از خواب بیدار میشد. در حالی که هنوز مه روی سقفهای کاشیکاری شده باقی مانده بود، صدای همسایه را میشنیدم که مادرم را صدا میزد و از او دعوت میکرد تا با دوچرخهاش به بازار برود. بازار روستای ما بزرگ نبود؛ غرفههایی در امتداد جاده خاکی و غرفههای کوچکی وجود داشت که فروشندگان کالاهای خود را به سادگی به نمایش میگذاشتند. در آنجا، کشاورزانی را میدیدی که دستهایشان هنوز آغشته به گل بود و سبدهایی از شلغم، دستههای گشنیز، موز سبز یا چند عدد فوفل و پوملو حمل میکردند. کالاها زیاد یا شیک نبودند، اما بازار همیشه شلوغ و پر جنب و جوش بود.
![]() |
| فروشندگان خیابانی در طول تت (سال نو ویتنامی) برگ موز میفروشند - عکس: MT |
بعد از روز بیست و سوم از دوازدهمین ماه قمری، بازار روستایی بسیار شلوغتر میشود. مردم نه تنها برای خرید و فروش، بلکه برای دیدار با یکدیگر و احساس بهتر حال و هوای تت (سال نو قمری) که نزدیک میشود، به بازار میروند. آشنایان قدیمی دوباره به هم میرسند، در گوشهای از بازار میایستند و درباره برداشت محصول و اینکه آیا فرزندانشان که در دوردست کار میکنند، میتوانند برای دیدار خانوادگی به خانه برگردند یا خیر، سوال میکنند.
در آن زمان، بازار روستایی مانند یک مکان ملاقات آشنا بود، جایی که مردم آرزوهای ساده خود را برای سال نو به یکدیگر میسپردند. فروشندگان و خریداران یکدیگر را میشناختند، با شور و شوق و بدون چانهزنی یا چانهزنی تهاجمی گپ میزدند. همه امیدوار بودند که سریع بفروشند تا بتوانند شیرینی، برنج چسبناک و گوشت بخرند تا یک قابلمه پر از بان چونگ (کیک برنجی سنتی ویتنامی) برای تت آماده کنند.
در بازارهای روستایی در روزهای منتهی به تت (سال نو قمری)، گلها بخش جداییناپذیری از جشنها هستند. گلهای تت در این بازارها شیک یا گران نیستند، اما زیبایی روستایی و منحصر به فردی دارند. گلدانهایی از گلهای داوودی زرد پر جنب و جوش، گلهای همیشه بهار پرپر، شکوفههای ظریف هلو با گلهای جوانه زدهشان، گلایل و گل صد تومانی در رنگهای متنوع، گوشهای کامل از بازار را روشن میکنند.
مادرم عاشق گلایول است، بنابراین هر سال با دقت دسته گلی با غنچههای زیاد و رنگ قرمز پر جنب و جوش انتخاب میکند. او میگوید داشتن گلهای زیبا در خانه، تت (سال نو ویتنامی) را شادتر و گرمتر میکند. شاید به همین دلیل است که من مدتهاست گلایول را دوست دارم، حتی بیشتر از سایر گلهایی که لوکس محسوب میشوند.
در همان نزدیکی، غرفههایی که مواد لازم برای تهیهی بان چونگ (کیک برنجی سنتی ویتنامی) را میفروشند، همیشه شلوغ هستند. برگهای سبز و شاداب موز، به همراه نوارهای بامبوی زرد کمرنگ و برنج سفید چسبناک بکر در سبدها، به طور مرتب روی هم چیده شدهاند. فقط نگاه کردن به آنها کافی است تا حال و هوای جشن تت را حس کنید. مادرم معمولاً برگهای موز را حدود بیست و پنجم ماه قمری میخرد، آنها را کاملاً میشوید و قبل از بستهبندی کیکها، اجازه میدهد خشک شوند.
بازار روستایی در روزهای منتهی به تت (سال نو قمری) هنوز پر از عطر کیک، میوه و گل است. عطر شیرین آبنبات، عطر تند مربای زنجبیل و عطر غنی و معطر مربای نارگیل با هم ترکیب میشوند و عطری بینظیر ایجاد میکنند که فقط سالی یک بار ظاهر میشود. بازار همچنین با حضور کودکانی که مادران خود را برای خرید تت همراهی میکنند، شلوغتر است. چهره هر کودکی از اینکه میتواند با پولی که در طول سال پسانداز کرده است، لباس و شیرینی جدید بخرد، از شادی میدرخشد. به نظر میرسد تت در چشمان مشتاق آنها سریعتر از راه میرسد.
این روزها، بازارهای روستایی پر از انواع و اقسام اجناس هستند، تقریباً به اندازه بازارهای شهری. مادران و مادربزرگهایی که به بازار تت میروند معمولاً بیشتر از حد معمول خرید میکنند. آنها کیسه و سبد حمل میکنند، اما همه خوشحال هستند و به ندرت کسی از خستگی شکایت میکند. برخی حتی اقلام مورد نیاز برای خرید را با دقت یادداشت میکنند تا چیزی را فراموش نکنند.
تت، به هر حال، فقط سالی یک بار میآید و همه امیدوارند خانواده خود را با غذا و تزئینات بیشتری نسبت به معمول آماده کنند. مردم در روستاها تمام سال سخت کار میکنند و در خرج کردن صرفهجویی میکنند، اما وقتی تت از راه میرسد، همه سعی میکنند مقداری گوشت و یک قابلمه کیک سنتی در خانه داشته باشند تا روز اول سال را کاملتر کنند.
حوالی ظهر، بازار شروع به آرام شدن کرد. صدای خرید و فروش و خندهها کمکم محو شد. فروشندگان اجناس خود را به خانه میبردند و خریداران با عجله برمیگشتند و اجناس تت (سال نو قمری) و هیجان انتظار سال نو را با خود میبردند. بازار روستایی به فضای آرام معمول خود بازگشت، اما در جایی، فضای پر جنب و جوش روزهای آخر سال هنوز پابرجا بود.
در میان زندگی مدرنِ پرشتاب و همواره در حال تغییر، بسیاری میگویند که تعداد کمی از مردم هنوز در طول تت (سال نو قمری) به بازارهای سنتی روستایی میروند. همه چیز را میتوان از قبل سفارش داد و به راحتی در خانه تحویل داد. سوپرمارکتها و مغازهها در همه جا ظاهر میشوند. اما برای من، بازار روستایی در روزهای منتهی به تت هرگز ناپدید نخواهد شد. زیرا این بازار فقط مکانی برای خرید و فروش نیست، بلکه مکانی است که خاطرات را حفظ میکند، زیبایی فرهنگ و سنتهای یک منطقه روستایی را حفظ میکند. و هر بار که به آن فکر میکنم، قلبم آرام میگیرد و آرزوی بازگشت دارم.
مین توییت
منبع: https://baoquangtri.vn/van-hoa/202602/cho-que-nhung-ngay-giap-tet-c7344ba/








نظر (0)